اغلب سازمانها برای توسعه کارکنان، دوره های متعددی را در مراکز آموزشی خود برگزار می کنند.از آن جا که اجرای این دوره ها متضمن سرمایه گذاری هنگفت و صرف زمان خدمتی نیروی انسانی فعال است، آگاهی از کیفیت آموزشهای اجرا شده و بازدهی حاصل از میزان اثربخش بودن آنها، از مهمترین انتظاراتی به شمار می آیند که سازمان،از نظام آموزش متصور است. پاسخگویی به انتظارات ایجاد شده، مستلزم شناسایی عوامل تاثیر گذار در برنامه ریزی و اجرای دوره ها، نظیر استراتژی، اهداف و ساختار سازمانی مرکزآموزش، سازماندهی و مدیریت آن، استانداردهای آموزشی، کادر آموزشی، امکانات وتجهیزات در اختیار، فرایند یاد دهی یادگیری و ارزیابی میزان تاثیر هر یک از آنها در کمک به ایفای نقش آموزش در بهبودکیفیت محصول یاخدمات تولید شده سازمان است. (Ivancevich,۲۰۰۱)

اعتبار سنجی (Accreditation) به عنوان شناخته شده ترین الگوی ارزیابی کیفیت، مبنای موثری برای سنجش میزان توجه مراکز آموزش، به رعایت استانداردهای لازم را ایجاد کرده و با شفاف سازی امور، این اطمینان را به سازمان خواهد داد که برنامه ها منطبق با معیارهای از پیش تعیین شده پیش می روند. در این مقاله موضوع اعتبار سنجی، در ارتباط با ویژگی های کلی نظام آموزش سازمان بررسی شده و مطالب در چهار بخش ارائه می شود: در نخستین بخش، مقوله کیفیت و اعتبار سنجی و ارتباط آن با عناصر برنامه های آموزشی مفهوم سازی می شود.در بخش دوم، اعتبار سنجی از حیث کارکردها و رویکردها، بررسی خواهد شد. در بخش سوم، با تشریح مؤلفه ها و شاخص های اعتبار سنجی، فرایند اجرایی آن به بحث گذاشته خواهد شد. و در بخش نهایی مقاله، ضمن نتیجه گیری از مباحث ارائه شده، برخی فرصتها و تهدید های موجود، مورد توجه قرار می گیرند.

کیفیت و آموزش

مفهوم کیفیت در آموزش، به راحتی قابل تعریف نیست. پیچیدگی فرایند آموزش و مشخص نبودن اینکه کیفیت در این فرایند چگونه شکل می گیرد، تعریف آن را مشکل کرده است. شماری از صاحبنظران بر این باورند که مفهوم کیفیت، بدون شکل بوده و بنابراین غیرقابل اندازه گیری است.

ایوانسویچ معتقد است آنچه در تعریف کیفیت، مرکزیت دارد نظرات مخاطبان است. بر این اساس کیفیت تابع نظر مشاهده گر است بنابراین ارائه نیمرخی از کیفیت، همیشه با عینیت همراه نیست و با ذهنیت حرکت می کند. (Ivancevich,۲۰۰۱)

چاپمن، کیفیت را معادل استانداردهای آموزش، همچون سطح پیشرفت فراگیران می داند. این تعریف از کیفیت، همخوانی کاملی با تمرکز به وجود آمده روی یادگیری فراگیران دارد. (Chapman,۱۹۹۹)

بیکر، کیفیت را مجموع برآیندهای یک دوره آموزشی تعریف می کند. به گمان وی، زمانی می توان یک دوره را با کیفیت قلمداد کرد که خروجی هایی مانند: ایجاد سطح خاصی از توانایی در حداکثر زمان ممکن، ارضای نیازهای مهارتی و برآورده کردن نیازهای توسعه مسیر شغلی را، حاصل کرده باشد. (Baker,۱۹۹۹)

عمادزاده نیز، کیفیت آموزش را منوط به کیفیت عواملی می داند که در ارائه خدمات آموزشی مشارکت می کنند: (عمادزاده، ۱۳۷۲)

فراگیر:

شامل توانایی ها و استعدادهای ذاتی، شرایط محیطی،شرایط اقتصادی و اجتماعی،

مدرس:

شامل میزان تجربه وتحصیلات، مسئولیت و تعهد پذیری، حقوق و دستمزد دریافتی،

امکانات و تجهیزات آموزشی: شامل کتابهای درسی، وسائل آموزشی، تجهیزات زیربنایی و پشتیبانی نظام اداری.

آلکین،کیفیت آموزش را بر گرفته ازکیفیت عملکرد فراگیر، تدریس مدرسان و تخصیص منابع می داند.(ابیلی، ۱۳۸۳) از دیدگاه سالیس منابع کیفیت در آموزش، شامل ارزشهای قوی و هدفمند سازمانی ، مدرسان برجسته، مرکز آموزشی مناسب ، شناسایی توانمندی های فراگیران، تدارک دوره آموزشی مناسب و یا ترکیبی از این موارد بر می شمرد.(سالیس، ۱۳۷۲)

مؤلف نیز براین باور است که آنچه در نظر ما کیفیت معنا می دهد، به ارزشها و اهداف بنیادی سازمان بستگی دارد. ما نمی توانیم ازکیفیت سخن بگوییم بدون آنکه محک و معیاری موافق با نظر سازمان درباره رسالت نهایی آموزش داشته باشیم. از سوی دیگر استنباط ما از آموزش، راهنمایی برای ادراک ماهیت کیفیت، چگونگی دستیابی به آن، ارزشیابی و ارتقای سطح آن خواهد بود.

اعتبار سنجی وکیفیت

به گمان وانزیر و کنت ، از آنجا که جهان در حال تغییراست و روز به روز بر حالت عدم قطعیت آن افزوده می شود، بنابراین موقعیت مراکز آموزش در قبال کیفیت بسیار پیچیده است و تمامی آنها زیرفشارند تا پاسخهای مطلوبی در قبال نیازهای سازمان ارائه کنند. تجربه ثابت نکرده است که این مراکزدر صورتی می توانند به حداکثر بهره وری برسند که دائم دغدغه بهبودکیفیت خدمات آموزشی خود را داشته باشند.(Wanzare & Kenneth,۲۰۰۰) ادوارد سالیس متعقد است که مراکز آموزشی می بایستی چهار الزام: حرفه ای، اخلاقی، رقابتی و مسئولیت پذیری را در سرلوحه اقدامات اجرایی خود قرار دهند.(سالیس، ۱۳۷۲) لارنس. ال. ماراز، پنج ضرورت تعالی سازمانی را: برنامه ریزی استراتژیک، اعتبارسنجی برای تعالی، رهبری همکارانه، مشارکت دادن کارکنان و الزام به رعایت استانداردها معرفی نموده و تحقق آنها را منوط به ارزیابی مستمر کیفیت فرایندها ارزیابی می کند. (Catton,۱۹۹۹) از این منظر می توان اعتبار سنجی را اعطای مجوز یا تایید صلاحیت یک مرکز آموزشی، که براساس قضاوت خبرگان حوزه مربوطه، ضوابط از پیش تعیین شده را رعایت کرده باشد، تعریف کرد. (Worthen,et.al,۱۹۹۷) در این چارچوب، اعتبارسنجی به عنوان یک سیستم ارزیابی، دارای عناصر اصلی زیراست:

۱) سازوکاری که متولی ارزیابی های ادواری است؛

۲) استانداردها و احتمالاً ابزارهای مدون و نوشتاری که برای ارزیابی به کار می روند؛

۳) برنامه زمانی از پیش تعیین شده(مثلاً هر دو سال یکبار) برای ارزیابی؛

۴) استفاده ازنظرات خبرگان به منظور قضاوت در مورد کیفیت عملکرد مرکز مورد ارزیابی؛

۵) تاثیر بر وضعیت مرکز مورد ارزیابی، براساس نتایج حاصل از ارزیابی انجام شده (Worthen,et.al,۱۹۹۷).

عناصر یاد شده به آشکار کردن جنبه های مختلف کیفیت مرکز آموزش (درونداد، فرایند، برونداد و پیامد)، یاری دادن مرکز به خود تنظیمی، مشارکت دادن عوامل درگیر در شفاف سازی امور و توانمند سازی آنان در پاسخگو بودن به نیازهای سازمان کمک می کنند. همچنین توجه به این عوامل، مبنای موثری در ارزیابی اولیه مرکز آموزش فراهم می آورد:

جایگاه سازمانی/ سازماندهی و مدیریت،

دوره های آموزشی اجرا شده،

فرایند تدریس – یادگیری،

دانش آموختگان.

گنجاندن این عوامل، برای نمایش کیفیت ضروری است. اعتبار سنجی مرکزآموزش، نشان خواهد داد که این ارزیابی می تواند برای این منظورهای به عمل آید:

تایید صلاحیت مرکز آموزش،

تشخیص اعتبارات،

پاسخگویی به مراجع مربوطه در قبال اعتبارات دریافتی،

عیان ساختن میزان دستیابی به اهداف از بیش تعیین شده،

عرضه اطلاعات برای آگاهی فراگیران و سایر افراد مرتبط (ذی ربط و ذی نفع) در باره عملکرد نظام آموزش،

و از همه مهمتر، بهبود مستمر کیفیت آموزش.

چگونه می توان کیفیت آموزشهای اجرا شده به وسیله مرکزآموزش را سنجید؟ چگونه یادگیری مورد انتظار در فراگیران رخ می دهد؟ چگونه می توان اطلاع حاصل کردکه فراگیران در آینده از آموزش های اثر بخش بهره مند خواهند شد؟ سازمان چگونه می تواند از کیفیت آموزشهای ارائه شده، اطلاع حاصل کند؟اینها پرسشهای مهمی هستند که با مفهوم سازی کارکردها و رویکردهای اعتبار سنجی، می توان به آنها پرداخت.

کارکردها

ویتنس، بهبود کیفیت آموزش و فراهم کردن زمینه پاسخگویی را دوکارکرد مهم اعتبار سنجی بر می شمرد. (رحیمی، ۱۳۸۲) ون دام، نیز از بهبود کیفیت آموزش، پاسخگویی، ارائه اطلاعات شفاف و هدایت نظام آموزش در بهره گیری مناسب از منابع در اختیار، به عنوان کارکردهای چهار گانه اعتبار سنجی نام می برد.(بازرگان، ۱۳۸۴) با توجه به آنچه گفته شد می توان بهبودکیفیت، پاسخگویی و سازماندهی مجدد را به عنوان کارکردهای اصلی اعتبار سنجی برشمرد. برآیند حاصله، به سازمان این اطمینان را خواهد داد که برنامه های آموزشی، کاملاً در چارچوب استانداردها و ضوابط از پیش تعیین شده قرار داشته، منطبق با اصول کیفیت اجرا می شوند. در زیر به برخی دیگر از کارکردها اشاره می شد:

اطمینان به مدیریت و تامین کنندگان منابع مالی از اینکه اعتبارات تخصیص داده شده، به صورت مناسب هزینه می شوند.

پاسخگویی به کارکنان زیر پوشش در جهت فراهم کردن تجربه مناسب آموزشی و اجرای دوره ها مطابق با برنامه پیش بینی شده.

پاسخگویی به عموم سازمان از اینکه فرایند های درون نظام آموزش مناسب هستند و آینده علمی سازمان را تضمین می کنند. (سالیس، ۱۳۷۲)

رویکردها

رویکردهای اعتبار سنجی با ارتباط بین ماموریت سازمان، اهداف و نیازهای توسعه منابع انسانی طرح می شوند. نیازهای آموزشی نیروی کار حال وآینده از یک درک مشترک از آنچه سازمان نیاز دارد و چگونگی تحقق آن نشئت می گیرد. این رویکرد با ارزیابی کیفی دانش، مهارت و شایستگی های اصلی نیروی کار فعلی، ادامه می یابد. سازمان باید اطمینان حاصل کند که دانش و مهارت مورد نیاز کارکنان توسط برنامه های آموزشی افزایش یافته و به کار بسته می شوند. پس لازم است فرایند اعتبار سنجی به گونه ای طراحی شود تا این شایستگی ها را که توسط آموزش هدف قرار گرفته اند، به درستی ارزیابی کند. (هداوند،۱۳۸۴) شناخت رویکردهای اعتبار سنجی کمک خواهد کرد تا درک درستی از ماهیت و شیوه به کارگیری آن صورت پذیرد: (قورچیان، ۱۳۷۳)

۱) رویکرد تولید مدار

قضاوت درمورد کیفیت، براساس میزان خروجی مرکز، مثلاً تعداد دانش آموختگان یا محتواهای تولید شده صورت می پذیرد.

۲) رویکرد مصرف مدار

ارزیابی براساس نظر فراگیران در مورد محیط، امکانات و تجهیزات، مدرسان و خدماتی که دریافت داشته اند، انجام می شود.

۳) رویکرد استانداردمدار

میزان تبعیت از استانداردهای رایج، معیار ارزیابی تلقی می شود. هرگونه انحراف از استانداردها،کاهش کیفیت محسوب می شود.

در مجموع، توجه به ابعاد مختلف اعتبار سنجی، فرهنگ آموزشی و برنامه راهبردی سازمان می تواند ضامن کیفیت و توسعه موزون آموزش شود که باید توسط مرکز ارائه دهنده خدمات آموزشی، مورد توجه قرار گیرد.

مؤلفه های ارزیابی

سانگ هیوم لی و پرشینگ، اهداف برنامه، محتوای برنامه، فناوری به کار گرفته شده، مدرس و تسهیل گر، فعالیت های آموزشی، مدت زمان برنامه، محیط آموزشی، انتظارات رفتاری، مدیریت و پشتیبانی و ارزیابی را به عنوان مؤلفه های مهم اعتبار سنجی توصیف کرده اند. (Heum & pershing,۱۹۹۹) فیلیپس، این مؤلفه ها را شامل روشهای تدریس، محیط یادگیری، محتوای برنامه، اهداف آموزشی، تسهیلات، تقویم مدون آموزش و مدرس می داند. (ابیلی،۱۳۸۳) با جمع بندی نظرات یاد شده مؤلفه های های اصلی اعتبار سنجی را در هفت محور: رسالت و اهداف، ساختار سازمانی و مدیریت،کادر آموزشی، فراگیران، فرایند یاد دهی یادگیری، دوره های آموزشی و امکانات و تجهیزات فهرست کرد. (یارمحمدیان، ۱۳۸۵) (جدول شماره ۱)

فرایند

نخستین گام در اعتبارسنجی، تعریف استانداردهای مربوط به اجزای مجموعه ای است که به عنوان مرکز آموزش تعیین­ شده است. استانداردهای یاد شده که پیشتر به آنها اشاره شد، می توانند بر اساس توافق جمعی آموزش ­دهندگان، آموزش گیرندگان، نهادهای حرفه­ای و سایر عوامل مرتبط تعریف ­شوند. (بازرگان، ۱۳۸۴) از آنجا که هدف اصلی، تربیت دانش آموختگان توانمند در حیطه کاری خود است، بنابراین منطقی است تا با به کارگیری فرایندی منسجم به تعیین اعتبار مرکز آموزش پرداخت. اگرچه ساختارهای اعتبارسنجی در جزئیات فعالیت خود دارای تفاوت هایی هستند، اما از نظر روش کار، دارای فرایند مشترکی به شرح زیر هستند:

۱) آشنایی با اهداف، وظایف و حوزه های تخصصی مرکز آموزش؛

۲) ارزیابی مقدماتی از راه گردآوری اطلاعات پایه و تخصصی مورد نیاز( با استفاده از پرسشنامه، بازدید، مصاحبه و…)؛

۳) تعریف مولفه های ارزیابی و تدوین شاخص های متناسب با اهداف ارزیابی؛

۴) مشخص ساختن داده های مورد نیاز برای قضاوت درمورد یک از شاخص های تدوین شده؛

۵) تشکیل کمیته ارزیابی با بهره گیری از متخصصان و خبرگان حوزه تخصصی مربوطه؛

۶) ارزیابی از مرکز آموزش و مشاهده فضا، امکانات و تجهیزات در اختیار؛

۷) ارزیابی درونی توسط کمیته ارزیابی(با استفاده از شاخص های تعریف شده)؛

۸) انتشار گزارش مقدماتی و ارائه پیشنهاد درباره اصلاح نواقص و ضعف های مشاهده شده؛

۹) انتشار گزارش نهایی بر مبنای نتایج اقدامات انجام شده در باره گزارش مقدماتی؛

۱۰) تصمیم­ گیری در مورد صدور گواهینامه کیفیت یا توصیه جهت اصلاح ساختار و روش ها.

در شکل (شماره ۱) شمای کلی فرایند اعتبار سنجی آورده شده است.

فرصت ها و تهدید ها

برای درک اهمیت اعتبارسنجی، ابتدا به نقاط قوت آن اشاره می شود و در ادامه، نقاط ضعف آن آورده خواهد شد:

۱ )اطمینان بخشی به سازمان، مدیریت ارشد و آموزش گیرندگان در موردکیفیت آموزش های ارائه شده؛

۲) بهبود کیفیت آموزش از راه تدوین شاخصها و دستورکارهای لازم برای ارزیابی؛

۳) تشویق مرکز آموزش برای بهبود دائمی از راه ارزیابی های مداوم؛

۴) حمایت از مرکز آموزش در برابر فشارهایی که ممکن است کارایی آن رامورد تهدید قرار دهد؛

۵) جامعیت فرایند ارزیابی که مانع از ساده انگاری در زمینه درک پیچیدگی فرایند های آموزشی می شود؛

۶) فراهم کردن امکان جمع آوری سیستماتیک اطلاعات در مورد مراکز مورد ارزیابی؛

۷) کاهش هزینه های آموزش از راه اصلاح ساختار و فرایند ها. (Worthen,۱۹۹۷)

ارزش اعتبارسنجی به ابعاد بازرسی و نظارتی آن منحصر نمی شود. ارزیابان حرفه ای بر این باورند که اگر چه اعتبار سنجی

می تواند منجر به راه اندازی و تقویت فرایند ارزیابی درونی در مراکز آموزش شود و ارتقای کیفیت را حاصل کند ولی مانند هر روش ارزیابی دیگر، دارای نقاط ضعف قابل ملاحظه ای نیز می باشد که لازم است هنگام استقرار چنین ساختارهایی به دقت مورد توجه قرار گیرند. به این منظور به چندمورد از مهمترین ایرادهای یاد شده اشاره می شود:

۱) تردید در مورد پایایی نتایج حاصل شده و احتمال بروز خطای هاله ای (به دلیل مبتنی بودن نتیجه ارزیابی برقضاوت خبرگان)؛

۲) تردید در اینکه متخصصان یک رشته تاچه اندازه به طور جدی برعملکرد افراد هم رشته خود نظارت می کنند؛

۳) مشخص نبودن دقیق وزن و اهمیت مجموعه ضوابط تعیین شده که موارد جزئی تا بسیار مهم را شامل می شود؛

۴) توجه صرف به اهداف در نظر گرفته شده و عدم توجه به مسائل دیگر در زمان ارزیابی؛

۵) جلوگیری از طرح دیدگاه کسانی که در مرکز آموزش حضور داشته، بیشترین اعتراضها را درمورد کیفیت آن مرکز دارند؛

۶) خطر یکنواخت کردن برنامه های آموزشی.

نتیجه گیری

مراکز آموزش سازمانها با چالشهای متعددی روبه رو هستند.این چالشها را می توان در دو طرف یک پیوستار قرار داد.از یک طرف مدیریت خواهان پاسخگویی، مسئولیت پذیری و شفافیت در قبال بودجه و سرمایه گذاری صورت پذیرفته است و از طرف دیگر گسترش کمی، بدون توجه به توسعه کیفی، پیامدهایی، چون از دست دادن حس اعتماد و ضعف در تامین دانش مورد نیاز سازمان را به همراه خواهد داشت. آنها به این مسئله پی برده اند که برای تداوم فعالیت خود در چنین فضایی باید بیشتر بر مزیتهای خود تکیه کنند، اعتبارات تخصیص یافته را در جای مناسب هزینه کنند و تعامل موثر با سایر واحدهای سازمان را داشته باشند. تاکید مقاله حاضر بر این مسئله بودکه اعتبار سنجی می تواند با اصلاح ساختارها و فرایندهای جاری آموزش، به بهبود کیفی عملکردهای سازمانی کمک کرده و زمینه را برای پاسخگویی به نیازهای طرح شده، فراهم آورد.

منابع

۱.Ivancevich.John.M, (۲۰۰۱),Human Resource Management,Eight Edition, Mcgrawhill companies.

۲.Chapman. R & Wilson .p,(۱۹۹۹), Total Quality Training and Human Resource Development, Dogan page.

۳. Baker. Mery, (۱۹۹۹), Training Effectiveness Assessment, Naval Air Warfare center Training System Devision.

۴. عمادزاده، مصطفی: عوامل موثر در بهبود کیفیت تدریس، فصلنامه دانش مدیریت، شماره ۲۹، ۱۳۷۲

۵. ابیلی. خدایار، هداوندی. محمدرضا، ارزشیابی کیفیت دوره‌های آموزش موسسات ارائه دهنده خدمات آموزش به شرکت ایران خودرو، مجله روانشناسی و علوم تربیتی ، سال سی و چهارم، شماره ۱، ۱۳۸۳

۶. سالیس، ادوارد، مدیریت کیفیت فراگیر در آموزش، ترجمه سید علی حدیقی، تهران : نشر هوای تازه، ۱۳۷۲

۷.Wanzare.Zahariah&Ward.Kenneth.L, (۲۰۰۰),Rethinking Staff Development In Kenya:Agenda for the Twenty first Century,The International Journal of Education management,Bradford.

۸.Catton PA, etal: ۱۹۹۹,A guide to Internal Program evaluation for Program directors,Annals RCPSC

۹.Worthen BR,Sanders JR, Fitzpatrick JL:,(۱۹۹۷), Program Evaluation: Alternative Approach and practical Guidelines, Longman.

۱۰. یارمحمدیان، محمدحسین،کلباسی. افسانه، ارزیابی درونی گروه‌های آموزشی دانشکده مدیریت و اطلاع‌رسانی پزشکی دانشگاه علوم پزشکی اصفهان، مجله آموزش در علوم پزشکی،۱۳۸۵

۱۱. بازرگان، عباس، فتح آبادی. جلیل، عین الهی. بهرام ، رویکرد مناسب ارزیابی درونی برای ارتقای مستمر کیفیت گروه‌های آموزشی در دانشگاه‌های علوم پزشکی،۱۳۸۴

۱۲. رحیمی، حسین، تضمین کیفیت در آموزش عالی: مفاهیم،اصول تجربیات، مجموعه مقالات پنجاه و یکمین نشست روسای دانشگاه‌ها و مراکز علمی و تحقیقاتی،۱۳۸۲

۱۳. بازرگان، عباس،ارزیابی درونی و کاربرد آن در بهبود مستمر کیفیت آموزش، فصلنامه پژوهش و برنامه‌‌ریزی آموزش عالی ، سال دوم، شماره ۳و ۴، ۱۳۷۴

۱۴. هداوند، سعید، رویکردی استراتژیک به فرایند برنامه ریزی آموزش، نشریه تدبیر، سال شانزدهم، شماره۱۶۲، ۱۳۸۴

۱۵.قورچیان، نادر قلی، تحلیلی بر مکعب کیفیت در نظام آموزش عالی، فصلنامه پژوهش و برنامه‌ریزی در آموزش عالی، شماره ۷ و ۸، ۱۳۷۳

۱۶.Heum lee sung & Pershing J.A ,(۱۹۹۹),Effective Reaction Evaluation in Evaluating Training programs:Propose Performance Improvement, International society for Performance,۱۹۹۹

_ سعید هداوند: مدیر آموزش شرکت صاایران