تصور اینکه تبلیغات می تواند پرده ای بر روی معایب محصول باشد و موقعیت شرکت و محصول را در نبود تفکری بازار مدار تضمین نماید ، تصوری محکوم به شکست است. کافی است به هنگام گذر از کوچه و خیابان به این تبلیغات رنگ و وارنگ آویخته از در ودیوار با تامل نگاهی بیاندازیم و رها از رنگ و لعاب ، شعارهایشان را با تجربه های خویش در یک ترازو قرار دهیم ، آنگاه به این حقیقت تلخ پی می بریم که در این بین هستند دسته ای از تبلیغات که هدفی جز اغوای مصرف کننده ندارند .

سه هدف عمده برای تمامی فعالیت های ترفیع ( روابط عمومی ، تبلیغات ، فروش و ...) درکتابهای بازاریابی عنوان میشود : اطلاع دهندگی (Informing) ترغیب کنندگی (Persuading) و یادآوری کنندگی (Reminding) . به نظر شما فریب مخاطب و گمراه کردن آنها در کدام دسته قرار می گیرد ؟

بایستی توجه داشت که بحث اختلاقیات در بازاریابی ، بخصوص تبلیغات از جنبه رعایت مسئولیت های اجتماعی و وجدان فردی بلکه از دید تاثیر بلند مدت آن در وفاداری مشتریان بسیار حایز اهمیت است و در بلند مدت برای هر شرکتی تعیین کننده میباشد . با این حال ما همه روزه شاهد موارد بسیاری از نادیده گرفتن این اصول در تبلیغات می باشیم . برای اینگونه شرکت ها فقط سه سوال هشدار دهنده مطرح می سازیم شاید که زنگ خطری باشد برای آنها :

۱) آیا می دانید یک مشتری ناراضی ، تجربه منفی خویش را به چند نفر منتقل می کند ؟

۲) آیا می دانید هزینه بدست آوردن یک مشتری جدید چقدر می باشد ؟

۳) آیا می دانید جبران لطمه ای که از این طریق به شما می خورد تا چه میزان هزینه بر وزمان برمی باشد و یا حتی در بعضی موارد جبران ناپذیر است ؟

پس با توجه به این مباحث حتی اگر توجهی به تعهدات اخلاقی ، وجدان فردی و مسئولیتهای که هریک در جهت داشتن جامعه ای سالم داریم ننمایم ، آیا صحیح است که برای بدست آوردن سود جزیی وناچیز در کوتاه مدت ، آینده و اعتبار خود را در بلند مدت فدا کنیم و یوسف به زر ناسره بفروشیم ؟

موارد بسیاری از نمونه های تبلیغات یا بازاریابی گمراه کننده و غیر مسئولانه وجود دارد ولی میتوان به عنوان مثال موارد زیر را مطرح نمود :

ارائه اطلاعات نادرست و غلط به مخاطب که موجب انحراف و به اشتباه افتادن آنها میشود .

دستکاری و غلو کردن در مورد یکی از ویژگی ها ، مزایا و منافع محصول یا شرکت و ارائه آن به صورت یک پیام ارتباطی در هریک از فعالیتهای ترفیع

ادعا کردن موضوعی که توان پاسخگویی آن را درعمل نداریم ( یک موضوع بسیار مهم این است که با ادعاهایی که می کنیم توقع مشتری را آنقدر بالا نبریم که نتوانیم آن را برآورده سازیم . در این صورت حتی اگر محصول ما خوب باشد چون در سطح ادعای ما نیست همواره با مشتری ناراضی مواجه هستیم . )

توهین به شعور و شخصیت مخاطب

استفاده ابزاری از صحنه های غیر اخلاقی در جهت پیشبرد اهداف کوتاه مدت .

به بازی گرفتن احساسات و عقاید و ارزشها و باورهای مخاطبان .

نادیده گرفتن فرهنگ یک منطقه یا هرخرده فرهنگ یا اقلیت مذهب و اجتماعی .

عنوان نکردن میزان مناسب مصرف برای کالاهایی که مصرف زیاد آنها مضر است.

عنوان نکردن مضرات محصولی که مصرف آنها سلامت افراد را بطور جدی به خطر می اندازد .

استفاده ابزاری از جنسیت در تبلیغات ( در کشور ما مرسوم نیست )

بنابراین باید توجه داشت استفاده از هرگونه عمل غیر مسئولانه و غیر اخلاقی که موجب انحراف مخاطب میشود از دید کلیه متخصصان بازاریابی نه تنها توصیه نمی شود بلکه کاملا" مردود میباشد . در نهایت برای اینکه امیدوار باشیم که مشتریان وفاداری خواهیم داشت و در بلند مدت روابطی حسنه برقرار کرده ایم بایستی از هرگونه حیله ونیرنگ و دروغ پرهیز کرده و صادق باشیم .

هنر بازاریاب امروز، ( فروش یخچال به اسکیمو ) نیست ، بلکه اسکیمو را به عنوان یک مشتری خوشنود ، همواره در کنار داشتن است .

http://mastor.blogfa.com/۸۵۰۸.aspx