نظارت و کنترل

ثم تفقد اعمالَهم، وابعث العیون من اهل الصدق و الوفاء...

ترجمه: سپس تمام کارهای کارگزارانت را تحت نظر بگیرد و بازرسانی مخفی از کسانی که اهل صدق و وفاء هستند بر آنان بگمار، زیرنظر داشتن امور کارگزاران به صورت پنهان و خفی آنان را وادار به امانتداری و مدارا با زیردست می نماید.

چنانچه یکی از آنان دست به سوی خیانت گشود و بازرسان مخفی تو آن خیانت را تأیید کردند نیاز به شاهد دیگری نخواهی داشت و به اطلاعات بازرسان، جهت اثبات جرم بسنده می کنی و در مقام کیفر برم آئی. اما کیفر.

الف) عقوبت و شکنجه بدنی را بر او اجراء می نمائی.

ب) نسبت به آنچه که خیانت نموده است از او بازپس می گیری.

ج) وی را به موقعیت ذلت و خواری می کشانی و با نشان خیانت او را مشخص می نمائی و ننگ بدنامی را بر او آویزان می کنی.

نکات قابل توجه

۱) ضرورت بازرسی

سازمانی که از آن بازرسی نشود روز به روز به ضعف و نابودی می رود، برخلاف آن سازمانی که دارای باشد و در آن بازسی انجام می گیرد چنانچه در او ضعفی باشد وجود بازرس اتوماتیک و از آن ضعف را برطرف خواهد نمود بلکه نام و هیبت وجود بازرس، کنترل کننده کردار و رفتار کارگزاران خواهد بود و به عنوان یک عامل پیشگیر نقش بسیار مؤثر و مثبتی دارد، لذا امام علیه السلام اصل بازرسی را به عنوان یک روش الزامی در محیط کار لازم می داند و دستور صادر می فرماید.

۲) نقش بازرسی

بازرسی در یک سازمان آثار و فواید بسیار مطلوبی را در بردارد که امام علیه السلام به سه مورد آن اشاره می فرماید:

الف) بازرسی (به ویژه بازرسی سری) موجب محافظت بر امانتداری و نگهداری بیت المال و خودداری از دست درازی به آن می گردد.

ب) بازرسی سبب التزام به مراعات و مدارای مردم و ارباب رجوع می گردد به ویژه اگر بازرسی، سری باشد کارگزار احتمال می دهد هر ارباب رجوعی بازرس است، لذا از برخورد منفی با ارباب رجوع خودداری می کند.

ج) وجود بازرسی، بازدارنده از تشکیل شبکه و بارگیری در موارد خلاف و خیانت است و در مجموع نقش بازرسی زنده نمودن سازمان و فعال نگهداشتن آن در ایفاء مسئولیت ها و پیشگیری از هرگونه جرم و خلاف است.

۳) کیفیت بازرسی

اصولاً بازرسی به دو صورت امکان پذیر است: بازرسی رسمی و علنی و بازرسی سری و مخفی

اما جملات امام علیه السلام بیشتر معطوف به بازرسی سری و پنهانی است علاوه بر آثاری که بازرسی علنی دارد چنانچه بازرس علنی احیاناً از اعلام جرم در بعضی از موارد به عللی خودداری کند بازرس مخفی و محرمانه گرفتار آنگونه موانع و محذورات نخواهد گردید و می تواند تمام حقایق را به مسئول و مدیر، مطابق با واقع منعکس و گزارش نماید.

۴) شرایط و اوصاف بازرسان

امام علیه السلام اولین ملاک را در صلاحیت بازرس، احراز صداقت و وفاء به اسلام و حکومت اسلامی و نظام مقدس اسلام قرار داده است. زیرا اگر اهل صداقت، راستی و وفاء نباشد قهراً نتیجه بازرسی را آنطور که لازم است به مقام مسئول فوق منعکس نخواهد کرد و بازرسی وی مورد اعتماد نخواهد بود. پس بازرسی در صورتی مؤثر است که بازرس از دو ویژگی برخوردار باشد: وفاء و صدق.

۵) اعتماد به بازرس

از فرمایش امام علیه السلام به جناب مالک اشتر استفاده می شود که گفته بازرسان در صورتی که وحدت گفتار و کلمه داشته باشند برای مدیر و مسئول حجت است و برای اثبات جرم و تخلف اداری نیاز به شاهد نیست و بایست به گفته آنان اعتماد نمود.

۶) برخورد با خطاکار

فلسفه و هدف از بازرسی فسادزائی و مبارزه با تخلفات اداری و ارتکاب جرم از ناحیه کارگزاران است. چنانچه پس از انجام بازرسی و انعکاس گزارش از طرف بازرس مدیر و مسئول توجهی به آن ننماید نه تنها تلاش و فعالیت بازرس بی فایده بوده بلکه موجب تجری و سرکشی خلافکاران و جرأت دادن به آنها در ارتکاب هرگونه جرم و خلاف اداری است. لذا مدیر و مسئول پس از وصول گزارش و اطلاع از تخلفات اداری باید با کارگزاران متخلف خود شدیداً برخورد نماید و حالت بی تفاوتی از خود نشان ندهد.

اعظم نیکخواه

منبع: کتاب فرمان حکومتی پیرامون مدیریت دولتی، تألیف: حجهٔالاسلام محمود قوچانی