در این مقاله سعی شده است که به یکی از مفاهیم جدید مدیریت ، یعنی سرمایه فکری پرداخته شود. سرمایه فکری فراهم کننده یک پایگاه منابع جدید است که از طریق آن سازمان به رقابت می پردازدو به آن بخش از کل دارایی های ناملموس جمعی،که مبتنی بر دانش است و سازمان را برای عمل قادر می سازد گفته می شود. این مفهوم دارای سه عنصر وابسته به هم است که عبارتنداز: سرمایه انسانی، سرمایه ساختاری و سرمایه رابطه ای / مشتری. سرمایه انسانی نشان دهنده دانش افراد یک سازمان است و به عنوان دانش ترکیبی ، مهارت، تجربه و توانایی تک تک افراد سازمان تعریف می شود. سرمایه ساختاری شامل همه ذخایر غیر انسانی دانش در سازمان می شود که از افراد درون سازمان مجزا می باشند. سرمایه مشتری ارزشی است که مشتریان سازمان برای سازمان قائل اند و در نتیجه ارتباط بین سازمان ومشتریانش شکل می گیرد. آگاهی از اهمیت سرمایه فکری نوآوری ، بهره وری ، رشد ونمو و عملکرد اقتصادی بهتر را به دنبال دارد و بالعکس نا آگاهی از آن عدم توجه کافی مدیریت به این مهم را سبب می شود که خود عدم بهره برداری کامل از ارزش افزوده قابلیت ها را در پی خواهد داشت. .

مقدمه

ظهور اقتصاد جدید مبتنی بر دانش و اطلاعات، منجر به افزایش علاقه ی محققان به مطالعه در حوزه ی سرمایه ی فکری (IC) شده است. این حوزه که توجه بسیاری از محققین را به خود جلب کرده است، IC را به عنوان ابزاری برای تعیین ارزش شرکت مورد استفاده قرار می دهند(پیو تانگ و دیگران ٌٌٌ، ۲۰۰۷: ۷۶). در جوامع دانش محور کنونی، نقش و اهمیت بازده سرمایه فکری بکار گرفته شده در قابلیت سودآوری پایدار و مستمر شرکت ها بیش از بازده سرمایه مالی بکار گرفته شده است(رستمی و سراجی، ۱۳۸۴: ۴۹). در اقتصاد دانش محور حال حاضر، سرمایه فکری بخش مهمی از ارزش شرکت ها محسوب می شود. توانایی برای مدیریت و کنترل سرمایه فکری مستلزم اینست که شرکت ها بتوانند سرمایه فکری را شناسایی، اندازه گیری و گزارش کنند(میرـ کویسترا و دیگران، ۲۰۰۱: ۴۵۹).

سرمایه فکری یک مفهوم چند رشته ای است و فهم و درک آن در رشته های مرتبط با کسب و کار و تجارت متنوع است(هوانگ و لوثر ، ۲۰۰۷: ۳۸۶). در خصوص میزان شناخت ما از سرمایه های فکری توافق چندانی وجود ندارد. سرمایه های فکری اگرچه در قبل ناشناخته بود ولی اکنون به اشکال مختلف در فرآیند توسعه اقتصادی، مدیریتی، تکنولوژیکی و اجتماعی به ایفای نقش می پردازد. انقلاب حاصله در تکنولوژی اطلاعات، اهمیت در حال افزایش دانش و اقتصاد مبتنی بر دانش، الگو های در حال تغییر ایجاد جامعه شبکه ای و همچنین پیدایش نوآوری به عنوان مهمترین عوامل تعیین کننده مزیت رقابتی از جمله مواردی هستند که موجبات افزایش اهمیت سرمایه فکری در شرکت ها را بیش از پیش فراهم کرده است( انواری رستمی و رستمی، ۱۳۸۲: ۵۱ ).

الف مفهوم سرمایه فکری:

تحقیقات در زمینه سرمایه فکری در سال ۱۹۹۰ آغاز گردید و بطور عمده به افزایش آگاهی در مورد وجود و ارزش دارایی های ناملموس در سازمان و گسترش مدل های طبقه بندی سرمایه فکری مربوط می شد(مار و دیگران، ۲۰۰۳: ۴۴۱).

تاکنون از سرمایه فکری تعاریف متنوعی ارائه شده است. در سال های اخیر افراد و گروههای زیادی از رشته های گوناگون سعی کرده اند تا تعریفی استاندارد از سرمایه فکری که مورد توافق همه باشد را ارائه دهند(نظری و هرمانس ، ۲۰۰۷: ۵۹۶). نکته ای که در مورد آن اتفاق نظر وجود دارد اینست که پیشگامان تحقیق و عمل در زمینه سرمایه فکری عبارتند از: سویبی، استوارت، ادوینسون و مالون، سالیوان، بروکینگ و رز(آرناس و لاواندروس ، ۲۰۰۸: ۷۸).

رز و دیگران، ادوینسون و مالون بیان داشته اند که بین ارزش بازاری شرکت و ارزش دفتری آن تفاوت وجود دارد، که این چیزی بیش از یک ارزش پنهان نیست، آنها بیان داشته اند که این ارزش پنهان می تواند به مفهوم دارایی های ناملموس شرکت تجزیه و تحلیل شود، و نام سرمایه فکری را بر آن اطلاق کردند(سولر و همکاران ، ۲۰۰۷: ۴۷۲). رز مسلم می پندارد که مفهوم سرمایه فکری فقط درک و تشخیص محض یا توضیح ارزش ضمنی یک سازمان نیست، بلکه هدف آن همچنین جابجا کردن نتایج تشخیص یا توضیح ارزش ضمنی سازمان به ارزش های جدید است(چو و دیگران ، ۲۰۰۶: ۸۸۸).

ادوینسون و مالون سرمایه فکری را چنین تعریف کرده اند: ’دانشی که می تواند به ارزش تبدیل شود‘(نظری و هرمانس، ۲۰۰۷: ۵۹۶). آنها برای توضیح سرمایه فکری از استعاره درخت که زندگی اش وابسته به ریشه است، و آن نیز در زیر خاک و پنهان است، استفاده می کنند و می گویند که موفقیت شرکت به سرمایه فکری اش وابسته است که آن نیز یک منبع پنهان است (آرناس و لاواندروس، ۲۰۰۸: ۷۹). در سال ۱۹۹۱ استوارت مفهوم سرمایه فکری را گسترش داد(جوهانسن و دیگران ، ۲۰۰۵: ۱۵۳). و آنرا چنین تعریف کرد: ’مواد فکری ـ دانش، اطلاعات، دارایی فکری و تجربه ـ که می تواند برای ایجاد و خلق ثروت استفاده گردد(نظری و هرمانس، ۲۰۰۷: ۵۹۶). بروکینگ سرمایه فکری را چنین تعریف می کند: سرمایه فکری اصطلاحی است که به دارایی های ناملموس جمعی داده شده است که سازمان را برای عمل قادر می سازد(بروکینگ ، ۱۹۹۶).

سرمایه فکری نماینده مجموعه دارایی های ناملموسی است که همچنین بعنوان دارایی های دانش معروف اند. این دارایی ها از دارایی های فیزیکی همچون اموال، ماشین آلات و تجهیزات یا موجودی کالا و دارایی های مالی همچون مطالبات، سرمایه گذاری ها و نقدینگی متمایز است و بطور فزاینده ای بعنوان منبع کلیدی شرکت در استراتژی های رقابتی شان اهمیت می یابد(سودرسانام و دیگران، ۲۰۰۶: ۲۹۱). سرمایه فکری فراهم کننده یک پایگاه منابع جدید است که از طریق آن سازمان می تواند به رقابت بپردازد(بونتیس به نقل از قلیچ لی و مشبکی، ۱۳۸۵: ۱۲۷). سرمایه فکری شامل آن بخش از کل سرمایه یا دارایی شرکت است که مبتنی بر دانش بوده و شرکت دارنده و مالک آن بشمار می آید( انواری رستمی و رستمی، ۱۳۸۲: ۵۴).

ب عناصر سرمایه فکری:

بطور کلی سرمایه فکری بعنوان مقوله ای که دارای سه جزء اساسی بهم وابسته است نشان داده می شود: سرمایه انسانی، سرمایه ساختاری و سرمایه مشتری/ رابطه ای (رامیرز و دیگران، ۲۰۰۷: ۷۳۴)، که در ذیل به آنها می پردازیم.

۱ سرمایه انسانی : سرمایه انسانی نشان دهنده موجودی دانش افراد یک سازمان است(بونتیس و دیگران به نقل از قلیچ لی و مشبکی، ۱۳۸۵: ۱۲۸). سرمایه انسانی بعنوان دانش ترکیبی، مهارت، تجربه و توانایی یکا یک افراد سازمان تعریف می شود(مک گیل ، ۲۰۰۶: ۲۶). این سرمایه متحرک است و به سازمان خاصی تعلق ندارد زیرا کارکنان مالکان سرمایه انسانی محسوب می شوند. استوارت سرمایه انسانی را سرچشمه خلاقیت و بصیرت می داند. به نظر بونتیس نیز سرمایه انسانی مهم است چون منبع استراتژیک خلاقیت برای سازمان به حساب می آید(نظری و هرمانس، ۲۰۰۷: ۵۹۶).

۲ سرمایه ساختاری : سرمایه ساختاری شامل همه ذخایر غیر انسانی دانش در سازمان می شود(رز و رز به نقل از قلیچ لی و مشبکی، ۱۳۸۵: ۱۲۹). آن شامل نرم افزارهای اختصاصی، برنامه های کامپیوتری، پایگاه داده ها، ساختار سازمانی، حق ثبت و بهره برداری، مارک تجاری و دارایی های مشابه می شود که بهره وری در سازمان را حمایت می کنند(مک گیل، ۲۰۰۶: ۲۶). سرمایه ساختاری نماینده آندسته از دارایی هایی است که از افراد درون سازمان مجزا هستند( مک گیل، ۲۰۰۶: ۲۷). سرمایه انسانی عامل اساسی در گسترش سرمایه ساختاری به شمار می رود، بنابراین سرمایه ساختاری متکی به سرمایه انسانی است. سرمایه ساختاری دانشی است که در شرکت هنگامی که کارکنان شب به خانه می روند باقی می ماند، بنابراین کمپانی مالک سرمایه ساختاری است. بعنوان مثال جواز یا پروانه ساخت توسط سرمایه انسانی خلق می شود، اما بعد از خلق آنها به کمپانی تعلق دارند(نظری و هرمانس، ۲۰۰۷: ۵۹۶).

۳ سرمایه رابطه ای / مشتری: سرمایه مشتری ارزشی است که مشتریان سازمان برای سازمان قائل اند(مک گیل، ۲۰۰۶: ۲۷). این ارزش بوسیله ارتباطات بین سازمان و مشتریانش شکل می گیرد(همان ). سرمایه فکری شامل مواردی نظیر ارزش امتیازات تحت تملک شرکت، روابط آن با مردم و سازمان های مرتبط با مشتریان، سهم بازار، نرخ حفظ یا از دست دادن مشتریان و همچنین سودآوری خالص به ازای هر مشتری می گردد(موریتسن و دیگران به نقل از رستمی و رستمی، ۱۳۸۲: ۵۷). در تعاریف جدید، مفهوم سرمایه مشتری را به سرمایه رابطه ای توسعه داده اند که شامل دانش موجود در همه روابطی است که سازمان با مشتریان، رقبا، تامین کنندگان، انجمن ها یا دولت برقرار می کند(بونتیس به نقل از قلیچ لی و مشبکی، ۱۳۸۵: ۱۳۰).

ج اهمیت سرمایه فکری در سازمان

سرمایه فکری در نوآروی، بهره وری، رشد و نمو، رقابت جویی تجاری و عملکرد اقتصادی از اهمیت اساسی و فزاینده ای برخوردار است(لیم و دالیمور ، ۲۰۰۴: ۱۹۲). این دارایی ها فرصت های سازمان را افزایش می دهند(سودرسانام و دیگران، ۲۰۰۶: ۳۰۶).

اندازه گیری سرمایه فکری گام مهمی است در تعیین اینکه چگونه بهبود بهره وری کلی سازمان اندازه گیری شود(رابینسون و کلینر ، ۱۹۹۶: ۳۶). بدون اندازه گیری صحیح سرمایه فکری، شرکت یا سازمان بطور صحیحی اندازه گیری نمی شود و مدیریت قادر به تنظیم و تعیین استراتژی نیست(همان).

سرمایه فکری در تدوین و تنظیم استراتژی یک شرکت باید مورد توجه قرار گیرد و همچنین باید بعنوان یکی از منابع عمده و اساسی سودآوری شرکت ها بحساب آید(مار و دیگران، ۲۰۰۳: ۴۴۴).

ناآگاهی از سرمایه فکری موجب عدم توجه کافی مدیریت به آن خواهد شد که این عدم بهره برداری کامل از ارزش افزوده قابلیت ها را در پی دارد(میرـ کویسترا و همکاران ، ۲۰۰۱: ۴۵۷).

پس می توان نتیجه گرفت که موفقیت روزافزون و بهره وری شرکت یا سازمان مرهون توجه به دانش و سرمایه فکری است. با شناخت ماهیت، مدل و روش های سنجش، اندازه گیری و ارزشگذاری سرمایه فکری، امکان طرح ریزی و بهینه سازی و کنترل ونظارت مستمر بر آن در شرکت ها و سازمان ها مهیا خواهد شد(رستمی و رستمی، ۱۳۸۲: ۷۱).

نتیجه گیری:

سازمان ها برای اینکه بتوانند در محیط رقابتی و متغیر امروزی قادر به عمل بوده و اثربخش باشند، لازم است سطح سرمایه فکری خود را شناسایی، سنجش و ارزشگذاری نمایند. در محیط دانش محور کنونی، سرمایه فکری نه تنها مهمترین بخش سرمایه سازمان محسوب می گردد بلکه همچنین فراهم کننده مزیت رقابتی پایدار برای سازمان می باشد. بنابراین مدیران نه تنها باید دانش خود را در حوزه سرمایه فکری افزایش داده بلکه بایستی از طریق تقویت مولفه های آن(سرمایه انسانی، سرمایه ساختاری، سرمایه رابطه ای)، به توسعه و گسترش این حوزه در سازمان بپردازند.

در پایان می توان گفت که اثربخشی و بهره وری بیش از پیش سازمان مرهون توجه به دانش و سرمایه فکری بوده و با شناخت ماهیت و روش های اندازه گیری و ارزشگذاری این مهم، می توان امکان طرح ریزی، بهینه سازی،کنترل ونظارت مستمر بر آن را در سازمان فراهم نمود.

رحمان نورعلی زاده

حسین نورعلیوند

منابع و ماخذ

۱-انواری رستمی، علی اصغر؛ رستمی، محمد رضا(۱۳۸۲). ارزیابی مدل ها و روش های سنجش و ارزشگذاری سرمایه های فکری شرکت ها. مجله بررسی های حسابداری و حسابرسی، شماره ۳۴. ص۵۱-۷۵.

۲ - انواری رستمی، علی اصغر؛ سراجی، حسن(۱۳۸۴). سنجش سرمایه فکری و بررسی رابطه میان سرمایه فکری و ارزش بازار سهام شرکت های بازار بورس اوراق بهادار تهران. مجله بررسی های حسابداری و حسابرسی، شماره ۳۹. ص ۴۹-۶۲.

۳- قلیچ لی، بهروز؛ مشبکی، اصغر(۱۳۸۵). نقش سرمایه اجتماعی در ایجاد سرمایه فکری سازمان(مطالعه دو شرکت خودرو سازی ایرانی). فصلنامه دانش مدیریت، شماره ۷۵. ص۱۲۵-۱۴۷.

۴- Arenas, Terestia & Lavanderos, Leonardo(۲۰۰۸). Intellectual capital: objct or process?. Journal of Intellectual Capital, No.۱. pp.۷۷-۸۵

۵- Brooking, Annie(۱۹۹۶). Intellectual capital: Core Asset fore the Third Millenium Enterprise. Intellectual Thomson Business.Press.Newyork.

۶- Cho, Po Young& et al(۲۰۰۶). Intellectual capital: An empirical study of ITRI. Technological Forecasting & social change, No.۷۳. pp.۸۸۹-۹۰۲.

۷- Huang,Ching Choo & Luther, Robert & Tayles, Michael(۲۰۰۷). An evidence-based taxonomy of intellectual capital. Journal of Intellectual Capital, No.۳. pp.۳۸۶-۴۰۸.

۸- Johannessen, Jon-Arild & Olsen, Bjorn & Olaisen, Johan(۲۰۰۵). Intellectual capital as a holistic management philosophy: a theoretical perspective. International Journal of Information Management, No.۲۵. pp.۱۵۱-۱۷۱

۹- Lim, Lunn L.K. & Dallimore, Peter(۲۰۰۴). Intellectual capital: management attitude in service industries. Journal of Intellectual Capital, No.۱. pp.۱۸۱-۱۹۴.

۱۰- Marr, Bernard & Glay, Diana & Neely, Andy(۲۰۰۳). Why do firm measure heir intellectual capital?. Journal of Intellectual Capital, No.۴. pp.۴۴۱-۴۶۴.

۱۱- McGill, Terrene P.(۲۰۰۶). Harnessig Intellectual Capital: A Study of Organizational Knowledge Transfer. Ph.D. Dissertation, Touro Uiversity.

۱۲- Meer-Kooistra, Jetlje van dan & Zijlstra, Siebren(۲۰۰۱). Reporting on intellectual capital. Accounting, Auditing& Accountability Journal,No.۴. pp.۴۵۶-۴۷۶.

۱۳- Nazari, Jamal A. & Herremans, Irenem(۲۰۰۷).Extended VAIC model: measuring intellectual capital components. Journal of Intellectual Capital, No.۴. pp.۵۹۵-۶۰۹.

۱۴- Pew Tong, hong & Plowman, David & Hancock, Phil(۲۰۰۷). Intellectual capital and financial returns of companies. Journal of Intellectual Capital, No.۱. pp.۷۶-۹۵.

۱۵- Ramirez, Yolanda & et al(۲۰۰۷). Intellectual Capital in Spanish University. Journal of Intellectual Capital, No.۴. pp.۷۳۲-۷۴۸.

۱۶- Robinsson, George & Kleiner, Brian H.(۱۹۹۶). How to Measure an Organization’s Intellectual Capital. Managerial Auditing Journal. Pp.۳۶-۳۹.

۱۷- Soler, Luis Enrique Valladares & Oro Celestino, Diego Jesus Cuello(۲۰۰۷). Evaluating the scope of IC in firm’s value. Journal of Intellectual Capital, No.۳. pp.۴۷۰-۴۹۳.

۱۸- Sudarsanam, Sudi & Sorar, Ghulam & Marr, Bernard(۲۰۰۶). Real options and the impact of intellectual capital on corporate value. Journal of Intellectual Capital, No.۳. pp.۲۹۱-۳۰۸.

۱-دکترای مدیریت اموزشی عضو هیئت علمی دانشگاه آزاد، واحد دزفول

۲- فوق لیسانس علوم سیاسی و مدیر سازمان بهزیستی

-intellectual capital

-Pew Tong

- Meer Kooistra

- Huang & Luther

- Marr et al.

- Nazari & Herremans

- Arenas & Lavanderos

- Soler et al.

- Cho et al.

- Johannessen

- Brooking

- Sudarsanam

- Ramirez

- human capital

- McGill

- structural capital

- relational capital

- Lim & Dallimore

- Robinsson & Kleiner