(آیا امکان سازماندهی تمام اطلاعات وجود دارد؟ دیدگاهی کتابخانه ای)[۱]

به منظور پاسخ دهی به این پرسش که «آیا امکان سازماندهی تمام اطلاعات وجود دارد؟ دیدگاهی کتابخانه ای» این مقاله در پی تبیین نقش و ماهیت اطلاعات، انتخاب و سازماندهی اطلاعات در متن کتابخانه است. در کنار تعریف انواع اطلاعات کتابخانه ای به برخی از محدودیتهای سازماندهی اطلاعات خصوصاً اطلاعات کتابشناختی با نیم نگاهی به مدل FRBR نیز اشاره شده است. در نهایت مؤلف به این نتیجه می رسد که سازماندهی تمام انواع اطلاعات در بستر و از دیدگاه کتابخانه ای به هیچ وجه میسر نخواهد بود.

مقدمه

هنگامی که برخی از همکاران فنلاندی از من پاسخی برای این مسئله که «آیا امکان سازماندهی تمام انواع اطلاعات وجود دارد؟ دیدگاهی کتابدارانه» خواستند، اولین واکنشم این بود که: «پاسخ چنین سؤالی بسیار ساده است: خیر ـ والسلام». اما پس از آن، متوجه شدم که باید حدود ۴۵ دقیقه درباره این پاسخ ساده صحبت کرده و دلایلی برای آن بیابم. علاوه بر این، پاسخی چنین کوتاه و منفی به نظرم بسیار فرانسوی نما بود. همان گونه که می دانید، فرانسویها اکنون به خاطر پاسخهای منفی خود بسیار مشهور شده اند، این پاسخها هیچ ارتباطی با چیستی سؤال ندارد: «نه» به جنگ عراق، «نه» به متن ویرایش شده ISBD(ER)، «نه» به اتحادیه اروپا و یا حتی «نه» به گوگل پرینت[۴]. بنابراین، برای اینکه در انظار شبیه یک فرانسوی نباشم، هریک از واژه های موجود در جمله مذکور را به منظور درک بهتر از معنای سؤال و جزئیات این موضوع، مورد بررسی قرار خواهم داد.

۱) «اطلاعات»؟

شاید مهمترین واژه در این پرسش واژه «اطلاعات» باشد. منظور از «اطلاعات» چیست؟ چگونه می توان تعریفی از آن ارائه داد؟

تعاریف متعددی برای «اطلاعات» ارائه شده است. مقاله ای از خوزه کلودیو تررا و ترزینا آنجلونی[۵] به مواردی چون «داده های سازمان یافته»، «داده های هدفمند یا مرتبط با هدف» و «داده های تفسیر شده» اشاره کرده و در نهایت بیان می دارد: «این تعاریف، به سایر تعاریفی که به دخالت انسانی در سازماندهی هدفمند داده های خام اشاره می کند، شباهت دارند». کلیه این تعاریف مبتنی بر تمایز میان «اطلاعات» و «داده» است. مفهوم اصطلاح «اطلاعات» را بدون تعریف داده، نمی توان درک نمود. در واقع، در حوزه نظریه اطلاعات، ساختاری سلسله مراتبی وجود دارد که از «داده» (موجودیت خام) شروع شده، به «اطلاعات» (موجودیت خامی که به صورتی هدفمند توسط عامل انسانی سازماندهی شده است)، سپس به «دانش» (موجودیتی غیر مادی که تنها در ذهن انسان بوده و بر مبنای منابع اطلاعاتی مختلف شکل می گیرد) و در نهایت به «خرد» (موجودیتی چنان اثیری که هرگونه تلاش در جهت تعریف آن عاقلانه به نظر نمی رسد) ختم می شود. «داده» توسط هوا ـ وی لی[۶] به صورت «واقعیات، نوشته ها، اعداد و نمادهای پراکنده و بدون ارتباط» تعریف شده است. چنانچه قبول نماییم که «اطلاعات» اساساً «داده های سازماندهی شده به صورت هدفمند» می باشند، بنابراین باید «سازماندهی اطلاعات» را سازماندهی آنچه پیشتر سازماندهی شده است بدانیم. مسلماً در هر حال باید یا آن را سازماندهی نماییم و یا لایه ای جدید به سازمان آن بیفزاییم. به طور قطع، آن گونه که ادعا می کنیمآآننینی به «سازماندهی نابسامانیها» نمی پردازیم، بلکه تنها موجودیتهایی را که از قبل نظمی درونی دارند، سازماندهی مجدد می کنیم. پرسش اصلی که عنوان این نشست ماهواره ای را تشکیل می دهد، در واقع «چگونگی سازماندهی نابسامانی» نیست بلکه «چگونگی سازماندهی بسامانی هاست».

الین سونونیوس[۷] در «زیربنای فکری سازماندهی اطلاعات»[۸] تعریفی از «اطلاعات» ارائه می دهد که در آن از اصطلاح «داده» استفاده نمی شود (اگرچه مفهوم آن در بطن تعریف وجود دارد): «اطلاعات، محتوای یک پیام است» و یا به عبارت دیگر «آنچه انتقال می یابد» اطلاعات است. وی می افزاید، در حوزه نظامهای اطلاعاتی، اطلاعات به پیامهایی که محتوای آنها ۱) توسط انسانها خلق شده، ۲) مضبوط بوده و ۳) ارزش نگهداری را داشته باشند، محدود می شود.

از آنجا که بحث یانا ککلینن[۹] در پی پاسخ به این مسئله بود، بیش از این بر معنای اصطلاح «اطلاعات» تمرکز نمی کنیم مگر از دیدگاهی کلی، زیرا موضوع من پاسخ به این مسئله از «دیدگاه کتابخانه ای» بوده است.

۲) اطلاعات «در کتابخانه ها»؟

پس مفهوم «اطلاعات» در زمینه خاص کتابخانه ها چیست؟ در این جا باید به یک ابهام پاسخ داد، زیرا وقتی می گوییم «اطلاعات در کتابخانه» می توانیم به دو دیدگاه متفاوت اشاره نماییم. منظور ما می تواند اطلاعات موجود در منابع کتابخانه و یا اطلاعات تهیه شده توسط کتابخانه ها درباره اطلاعات و مدارک حاوی این اطلاعات، باشد.[۱۰] کدام نوع از اطلاعات در این جا مورد نظر است؟ تصمیم ما پاسخ را روشن و چگونگی رویکرد ما به سازماندهی اطلاعات را تحت تأثیر قرار خواهد داد.

۲ـ۱) اطلاعات موجود در منابع

کتابخانه ها سازماندهی این نوع از اطلاعات را به واسطه دو فعالیت به انجام می رسانند: ۱) از میان کلیه منابع در دسترس، منابعی را بر می گزینند که بنا برگفته سونونیوس «ارزش نگهداری را داشته باشند» و موارد انتخابی همراه با «منابع موجود» مجموعه کتابخانه را تشکیل می دهد. ۲) این مجموعه را به صورت فیزیکی در قفسه ها تنظیم می کنند.

۲ـ۱ـ۱) انتخاب اطلاعات

انتخاب اطلاعات مسئله ای بسیار اساسی بوده و با پیشرفتهای دیجیتالی اهمیت تازه ای یافته است. من البته به خوشبینی توماس هیکی[۱۱] که بیان می دارد «همه چیز به سمت دیجیتالی شدن پیش می رود»، نیستم. پنج قرن پس از ابداع چاپ، همچنان کار تبدیل کلیه دستنوشته های قرون وسطایی به مدارک چاپی را به اتمام نرسانده ایم ـ پس برای تبدیل کلیه متون چاپی به قالب فناوری جدید چه مدت زمانی لازم خواهد بود؟ موقعیت ما بسیار شبیه وضعیت اوایل قرن شانزدهم است. نظاره گر تحولی عظیم در فناوری هستیم و باید برای تعیین اولین و مهمترین مدارکی که باید در قالب محملهای جدید در آید، دست به انتخاب بزنیم. نمی توان کلیه اطلاعات موجود در محملهای آنالوگ را تحت قالب وب درآورد. درست همان گونه که در قرن شانزدهم، تبدیل تمام دستنوشته ها به کتابهای چاپی در یک زمان امکان پذیر نبود. در ۲۰ سال آینده، وب اصلی ترین راه انتقال مفاهیم شده و استفاده از محملهای «سنتی» (منظور تنها کتاب نیست)[۱۲] بتدریج به برخی از نیازهای خاص محدود خواهد شد، درست همانند قرن شانزدهم که استفاده از دستنوشته هایی که زمانی روش عادی انتقال مفاهیم بودند، رفته رفته به موارد خاص و محیطهای خصوصی محدود گردید (و البته امروزه نیز همچنان دستنوشته تهیه می کنیم). شاید بتوان گفت، انتقال نیافتن اطلاعات موجود به محملهای نوین، مسلماً راه مناسبی برای «سازماندهی» اطلاعات نخواهد بود.

در قرن شانزدهم، دانشمندان و ناشران از نزدیک با فرایند انتخاب درگیر بودند. چند سال پیش، هنگام نگارش یک مقاله ـ که هرگز تمام و چاپ نشد ـ فرصتی یافتم تا کتاب چاپی منتشر شده در سال ۱۵۲۱ در بازل توسط یوهان فروبن[۱۳] را مطالعه کنم. یوهان فروبن ناشر و دانشمند بود و با سایر دانشمندان در زمینه انتخاب متونی که باید اول منتشر شوند، همکاری می نمود. وی در مورد این کتاب خاص، به توصیه بئاتوس رنانوس[۱۴] دانشمند انسان گرا که به تازگی دستنوشته ای قدیمی شامل رساله های بلاغی را در کتابخانه اسپیر[۱۵] یافته بود، عمل نمود. بئاتوس رنانوس عقیده داشت دستنوشته مذکور ارزش چاپ شدن را دارد اگرچه بخشهایی از متن آن تا حد زیادی از بین رفته بود. یوهان فروبن پیشگفتاری بر متن افزوده و در آن بیان داشت: «برای آنکه هیچ فرصت مغتنمی از دست نرود، [از میان آن دستنوشته های قدیمی] برخی نکات بلاغی لاتینی را برگزیده تا چاپ نماییم [...]. چنانچه خواننده هرآینه سودی از این [نشریه] حاصل آورد، همه را مدیون عالی جناب بئاتوس رنانوس خواهد بود، زیرا او این دستنوشته را از کتابخانه اسپیر فراآورده و حیاتی مجدد به آن بخشیده است؛ دستنوشته ای که در غیر این صورت محکوم به فراموشی و فنا بود، گویی که از جهانی دیگراست».

ممکن است جمله بندی و کلمات مطالب فوق نسبت به آنچه امروزه به کار می بریم بسیار متفاوت باشد، اما ایده اصلی همان است. کتابهای چاپی و سایر محملهای «سنتی» از «جهان دیگری» هستند که در آن اطلاعات مدفون و «محکوم به فراموشی» است. هنگامی که آنها را دیجیتالی نموده و از طریق وب در قالب الکترونیکی دسترس پذیر نماییم، اطلاعات را «حیاتی مجدد» بخشیده ایم. آنها که چنین ابتکاری به خرج می دهند، مانند گوگل به منزله یک مصداق معروف، جدید و بحث برانگیز، این کار را انجام می دهند[۱۶] تا همانگونه که یوهان فروبن پنج قرن پیش می گوید، هیچ فرصت مغتنمی از دست نرود. البته، این بدان معنا نیست که نه گوگل و نه فروبن پنج قرن پیش از گوگل، علاقه ای به کسب پول بیشتر نداشته اند.

خواه نا خواه، واضح است که تاریخچه چاپ مستقیماً با ظهور کاپیتالیسم در قرن شانزدهم و بیشتر از آن با گسترش نهضت انسان دوستی و عشق به فرهنگ ارتباط داشت. لوسین فور و هانری ـ ژان مارتن[۱۷] در کتاب «ظهور کتاب»[۱۸] بیان داشته اند که ناشران قرن شانزدهم تنها بر کتابهایی سرمایه گذاری می کردند که نسبت به بازگشت سرمایه خود از آنها اطمینان داشتند و این در نهایت به انتخاب محتاطانه متون منجر می شد. به نظر می رسد امروزه نیز چندان تفاوتی به وجود نیامده باشد ( به جز اینکه احتمالاً بئاتوس رنانوس اگر هم اکنون زنده بود علاقه ای به کار برای گوگل نداشت و یا به احتمال گوگل مانند فروبن تمایلی به دعوت کاربران خود به «احساس دین تمام کمال به کتابخانه دانشگاه استنفورد» ندارد).

در قرن شانزدهم، چاپ و نشر تنها در مناطق و شهرهای ثروتمند و قدرتمند از نظر سیاسی، امکان گسترش و توسعه داشت. این مکانها نسبت به سایرین شانس بیشتری برای انتخاب اطلاعات مورد نظر جهت تبدیل به محمل جدید و تصمیم گیری درباب چیستی داده هایی که دسترس پذیر خواهند شد داشته و می توانستند ایده های خود را القا نمایند. پنج قرن بعد، این اصلی ترین مسئله بحث برانگیز در مورد گوگل پرینت است. اقلیتهای فرهنگی فاقد قدرت سیاسی و اقتصادی، به سختی می توانند در فرایند این انتخاب اطلاعات شرکت نمایند. منظور من از «اقلیتهای فرهنگی» اروپا و یا در دیدی خردتر، فرانسه ـ جاییکه بحث گوگل پرینت بالاگرفت ـ نیست، بلکه منظور اقلیتهای فرهنگی داخل اروپا و یا حتی داخل فرانسه و سایر نقاط جهان است: سامی های فنلاند، ساکنان نروژ و سوئد، بریتانیها، کرواتها، کریولهای اهل فرانسه، باسکهای فرانسه و اسپانیا، مائوریهای نیوزیلند[۱۹] و.... چرا باید رویکرد «آنگلوساکسونی» گوگل پرینت در انتخاب، بهتر از انتخابی در سطح اروپایی و یا حتی ملی باشد؟ البته شخصاً به عنوان یکی از اعضای این اقلیتهای فرهنگی، در فرانسه، با روال انتخاب روشنفکرانه گوگل پرینت موافقترم تا انتخابهای رادیکالی کتابخانه دیجیتالی گالیکا وابسته به کتابخانه ملی فرانسه....[۲۰]

انتخاب اطلاعاتی که باید در قالب فناوری جدید در آیند، یکی از مهمترین جنبه های سازماندهی اطلاعات بوده و کتابخانه ها در آن نقشی همانند نقش انسان گرایان قرن شانزدهم دارند. به عبارت دیگر، همانند همکاری بئاتوس رنانوس با فروبن، کتابخانه ها به منزلهٔ یک عامل توصیه کننده عمل می کنند.

مسعود بهمن آبادی

(آیا امکان سازماندهی تمام اطلاعات وجود دارد؟ دیدگاهی کتابخانه‌ای)[۱]

پاتریک لوبوف[۲]

ترجمه شعله ارسطوپور[۳]


شما در حال مطالعه صفحه 1 از یک مقاله 6 صفحه ای هستید. لطفا صفحات دیگر این مقاله را نیز مطالعه فرمایید.