درباره هاشم رجب زاده

هاشم رجب زاده مورخ و تاریخدان ایرانی,اكنون بیش از ۳ دهه است كه مطالعات تاریخی و فرهنگی اش را معطوف ژاپن كرده و گرچه در آن كشور نیز ساكن شد,امامراودات فرهنگی و نقش واسطه گرانه اش را در آشنایی ایرانیان با تاریخ و تمدن ژاپن همچنان حفظ كرده است

هاشم رجب زاده : متولد ۱۳۲۰ تهران

▪ مترجم، تاریخ نگار و ادیب

▪ پایان تحصیلات متوسطه در تهران

▪ تحصیلات عالیه در رشته تاریخ

▪ دریافت دكترای تاریخ باگرایش تاریخ ایلخانان و تاریخ ایران

▪ پایان نامه دكترا درباره سیاست و كشورداری رشیدالدین فضل الله

▪ وابسته فرهنگی ایران در ژاپن و استرالیا

▪ تدریس در دانشگاه ژاپن از اوایل دهه ۶۰

▪ استاد ایران شناسی ادبیات فارسی دردانشگاه اوساكای ژاپن

● برخی از آثار او عبارت اند از:

▪ اندیشه و احساس در شعر معاصر ژاپن ۱۳۵۸

▪ قصه های ژاپنی ۱۳۶۳

▪ گل صدبرگ (گزینه ای از اشعار كهن ژاپنی)

▪ چنین گفت بودا

▪ آیین كشورداری در عهد وزارت رشیدالدین فضل الله همدانی ۱۳۵۲

▪ ترجمه سفرنامه های ژاپنی بوتجان، یوشیدا، سفرنامه و خاطرات آشی كاگا، سفرنامه فوروكاوا

▪ قصه های ژاپنی

▪ نگاهی به تاریخ اسلام در ژاپن

و...

حوزه های تمدنی مشرق زمین ،با همه پیوستگی ها و اشتراكاتی كه دارند، به سبب پهنه گسترده و تنوع پراكنده،برای یكدیگر نیز ناشناخته اند.هندوستان را به یاد بیاورید با بی كرانگی فرهنگی اش،چین را به یاد بیاورید با هزارتوهای تاریخ و حكمت و اندیشه اش وژاپن را با پیشینه تاریخی و جهش های اجتماعی و فرهنگی دوران های مختلف اش....شناخت فرهنگ های پیرامونی ما از ضروریات فهم موقعیت امروز مشرق زمین و ردیابی مسیر پیشروی تمدن های كهن این سوی عالم خاكی است.در این میان گرچه سهم مستشرقان اروپایی و آمریكایی را در بازشناسی شرق نمی توان نادیده انگاشت،اما روایت مستشرقین شرقی به مراتب با توجه به فهم عمیق تر از فرهنگ و اجتماع،روایتی دقیق تر و نزدیك تر به واقعیت بوده است.

در میان ایرانیانی كه در فرهنگ های ملل مشرق زمین،تعمق و تحقیق می كنند ،نام هاشم رجب زاده سال هاست كه با فرهنگ و تاریخ و تمدن سرزمین ژاپن گره خورده است.

هاشم رجب زاده مورخ و تاریخدان ایرانی،اكنون بیش از ۳ دهه است كه مطالعات تاریخی و فرهنگی اش را معطوف ژاپن كرده و گرچه در آن كشور نیز ساكن شد،امامراودات فرهنگی و نقش واسطه گرانه اش را در آشنایی ایرانیان با تاریخ و تمدن ژاپن همچنان حفظ كرده است....

رجب زاده بعد از طی مدارج رسمی تحصیلی در دوره متوسطه،با گرایش تاریخ به دانشگاه می رود و تحصیلات دانشگاهی اش را تا دریافت درجه دكترا با گرایش تاریخ ایلخانان و تاریخ ایران ادامه می دهد. پایان نامه دكترای او درباره سیاست و كشورداری رشیدالدین فضل الله بوده است. رجب زاده بعد از تحصیلات دانشگاهی به عنوان وابسته فرهنگی ایران به ژاپن سفر می كند.این آغاز یك ارتباط پیوسته با تاریخ وفرهنگ ژاپن می شود: « بار اول در سال ۱۳۵۲ بود كه به ژاپن رفتم و مدت چهار سال در مأموریت بودم. به عنوان وابسته سفارت و نماینده فرهنگی ایران فعالیت داشتم. بعد از آن ،دو سال را در ایران گذراندم . یعنی از ۱۳۵۶ تا ۱۳۵۸ در ایران بودم كه مصادف با انقلاب اسلامی بود. بعد از انقلاب هم از طرف وزارت امورخارجه به مأموریت استرالیا رفتم و حدود دو سال در كانبرا بودم. در همین هنگام تدریس در دانشگاه ژاپن را پذیرفتم و دوباره به آن كشور بازگشتم. در مجموع ۲۴ سال در ژاپن زندگی كردم.»

رجب زاده سال هاست كه در دانشگاه اوساكای ژاپن ادبیات فارسی درس می دهد:

« البته من در آنجا علاوه بر زبان و ادبیات فارسی، ایران شناسی هم تدریس می كنم.»

در این سال ها او از مهمترین منابع شناخت فرهنگ و تمدن ژاپن بوده و تألیفات و ترجمه هایش نیز در راستای این مرجعیت شكل گرفته است.بسیاری از ایرانیان در سال های اخیر اگر شناختی از فرهنگ و تاریخ ژاپن به دست آورده اند، یا به ادبیات ژاپنی و نیز شعر آن دیار دلبستگی یافته اند،این شناخت و دلبستگی را مدیون آثار رجب زاده نیز هستند. همچنین در سالها اقامت رجب زاده در ژاپن ارتباط نشریات داخلی با او هرگز گسسته نشده و در بسیاری از مجلات و نشریات تخصصی ایران شناسی یا تاریخ و فرهنگ،مقالات پرباری را در حوزه های كاری اش به چاپ رسانده است. از آن جمله است سلسله یادداشت های او در مجله بخارا با نام یادداشت هایی از ژاپن كه چندین سال در هر شماره به چاپ می رسید.علاوه بر این رجب زاده حوزه تألیف و ترجمه كتاب را نیز با جدیت دنبال كرده و آثار ویژه ای از زبان ژاپنی به فارسی برگردانده است.«اندیشه و احساس در شعر معاصرژاپن»، « قصه های ژاپنی» ،«گل صدبرگ» ،«چنین گفت بودا» و ...بخشی از آثاری است كه در كارنامه او به ثبت رسیده اند.« در ژاپن من در مورد تاریخ وفرهنگ ایران تدریس می كنم. ادبیات فارسی را یك خانم ژاپنی تدریس می كند به اسم فوجی موتو. این استاد، زبان فارسی را خوب می داند و كتاب «گل صدبرگ» را با همكاری او به فارسی برگردانده ام. این كتاب در واقع گزیده ای از ۴ هزار و پانصد قطعه شعر قدیم ژاپنی است كه بیش ازهزارسال پیش سروده شده بود.» كتاب های شعر معاصر ژاپن و شعر ژاپنی به قلم دكتر هاشم رجب زاده ، ما را به خوبی با تاریخچه شعر ژاپنی، پیشینه و شاعران امروز آن آشنا می كند؛ ضمن این كه اطلاعات آن در این زمینه دست اول و موثق است چون از زبان ژاپنی ترجمه شده، نه از زبان های دیگر.كتاب «شعرای بزرگ معاصر ژاپن» به فارسی نوشته ناهوكو ـ تاوارتانی استاد زبان ژاپنی دانشگاه تهران نیز دریچه تازه ای به روی شعر ژاپن برای خوانندگان می گشاید.

از جمله آثار با ارزش هاشم رجب زاده در حوزه شناخت تاریخی ایران و ژاپن باید از مجموعه ترجمه های او از سفرنامه های ژاپنی بویژه سفرنامه هایی درارتباط با ایران یاد كرد.رجب زاده پس از انتشار هشت مجلد از سفرنامه مستشرقان و ژاپنی هایی كه به ایران سفر كرده اند، دو مجلد دیگر از این مجموعه را نیز آماده انتشار كرد.هاشم رجب زاده، از این مجموعه، سفرنامه «فوكو شیما یاسوماسا» - سردار ژاپنی - را كه سال ۱۸۹۶ میلادی و اوایل سلطنت مظفرالدین شاه به ایران سفر كرده، به همراه سفرنامه «اینووه ماساجی» كه در سال ۱۹۰۰ میلادی به ایران آمد را ترجمه كرده است.

نخستین كتاب از این مجموعه «سفرنامه یوشیدا ماساهارو» بود كه ۱۵ سال پیش انتشارات آستان قدس رضوی منتشر كرد. هیأتی كه به ریاست ماساهارو یوشیدا در سال ۱۸۸۰ میلادی ، ۱۲۹۷ ه.ق، دوازده سال پس از آغاز تجدّد ژاپن (نهضتِ میِجی)به دربار ناصرالدین شاه آمد، پس از گذراندن مأموریت خود در ایران، از راه روسیه و دریای سیاه و بندر باتوُمی (اكنون در خاك گرجستان)به استانبول رفت تا از دربار عثمانی نیز دیدن كند.ورود این هیأت به خاك عثمانی چند سالی پس از جنگ روسیه و عثمانی و شكست و ادبار كار آل عثمان بود .

نوبویوشی فوروكاوا نفر دوم این هیأت سفارت، سرهنگ و نماینده ستاد ارتش ژاپن، جدا از گزارشی كه از دیده ها و شنیده ها ویافته هایش به دولت و دستگاه متبوع خود داد، سفرنامه ای هم نگاشت كه در سال ۱۸۹۰ م.در توكیو با عنوان «پروشییا كیكوء»(یادداشت های سفر ایران) چاپ شد.

رجب زاده همچنین ردپای حضور ایرانیان در ژاپن را نیز دنبال می كند و بویژه در شناسایی قبیله ای تاریخی از ژاپن كه به نظر می رسد از دربار ساسانیان به آن دیار عزیمت كرده اند،نقش مهمی داشته است.

از بازماندگان این قبیله ژاپنی خانمی است به نام هیروكو نیشی زاوا كه اكنون بیشتر از هفتاد سال دارد. او به گواهی اسناد خانوادگی، خود را نسل پنجاه و سوم ازتبار شاهزادگان ساسانی كه در سده هفتم میلادی و در پی ویران شدن تیسفون به خاور دور آمدند، میداند و كتابی هم، داستان گونه، با نام«از تبار ایرانی» منتشر كرد كه جلد یكم از چند دفتری است كه درباره خاندان خود در دست نگارش دارد.خانواده او از دیرباز درناگانو، ایالت كوهستانی در میانه جزیره اصلی ژاپن، هونشو ، مقیم بوده اند، اما او اكنون در شهر توكیو زندگی میكند.

او گفته است: « از نشان خانوادگی ام و آثاری كه بازمانده، می توانم تاریخ خاندانم را تا سال ۳۲۰۰ پیش از میلاد یا بیشتر از آن دنبال كنم». رجب زاده ، حكایت می كند كه روزی در بهار ،۸۰ تلفنی به او گفته اند یك خانم ساسانی قصد دیدار او را دارد تا پاره ای از مشكلات تحقیقاتی خود را حل كند!

كیوان آرام


شما در حال مطالعه صفحه 1 از یک مقاله 2 صفحه ای هستید. لطفا صفحات دیگر این مقاله را نیز مطالعه فرمایید.