سیری در تاریخ خوزستان

بررسی پانصد سال تاریخ خوزستان

بنا بر سنگ نوشته داریوش بزرگ، در دوران هخامنشی خوجیا (Khavjiaa یا به پارسی باستان خشتره پاو) نام استان خوزستان بوده است؛ سرزمینی دوست داشتنی و زیبا که از دیرزمان تاکنون دیاری ایرانی با فرهنگی پویا و شکوفا بوده است. نگارش کتاب «تاریخ خوزستان» علاوه بر نقد و بررسی کتاب «تاریخ پانصدساله خوزستان کسروی» پژوهشی در باب پانصد سال تاریخ مردم عرب خوزستان است که به قلم محققی محلی گردآوری شده است. عبدالنبی قیم در این کتاب کوشیده است تاریخ را از ناسیونالیسم بی منطق رهایی بخشد و با نگاهی همه جانبه از اتحاد و یگانگی همه ایرانیان سرزمین خوزستان بگوید.

این کتاب تاریخی در پنج فصل تنظیم شده است که فصل نخست آن به نگاهی به کتاب های تالیف شده درباره تاریخ خوزستان اختصاص دارد. فصل دوم به آشنایی با احمد کسروی، فصل سوم به مشعشعیان، فصل چهارم به بنی کعب و فصل پایانی کتاب به آلبوکاسب می پردازد. از نکات مهمی که قیم به آن پرداخته است توجه به زمینه های سیاسی، اجتماعی و اقتصادی در تحلیل هر پدیده تاریخی است به طوری که برای مثال به دقت شرایط بروز جنبش مشعشعیان و دلایل خاص موضع گیری های رادیکال مذهبی از جانب آنان یا استفاده شبهه ناک آنان از علوم غریبه با توجه به زمینه های اجتماعی آن بررسی می شود تا توهمات خوشایند ذهن تاریخ پنداشته نشود و دروغ به جای حقیقت بر سریر ننشیند. با همین رویکرد است که تئوری توطئه و دشنام گویی در روایت عبدالنبی قیم راه ندارد و به جای پیشداوری های رنگارنگ مستقیماً با تاریخ روبه رو می شویم.

انصاف را هم باید گام مهم دیگری در تاریخ نگاری قیم دانست که برای مثال در بررسی قوانین تنبیهی مشعشعیان این قوانین را هم در بستر خود مطالعه می کند یعنی در جامعه فقیر، عقب مانده و خشن سده های هشتم و نهم از شعارهای مرسوم ذهن های ایدئولوژی زده در امان باشد. رعایت شأن پیشکسوتی کسروی و در نظر داشتن این احتمال که شاید او به بعضی مدارک دسترسی نداشته جلوه یی ناب از رعایت اخلاق در نقدنویسی است که کیمیای زمان و زمانه ماست. قیم بر این نکته تاکید می کند که بدون شک تالیف کتاب تاریخ پانصدساله خوزستان در ۸۰ سال پیش، در آن اوضاع و احوال و کمبود منابع و مآخذ، اقدام قابل تحسین و درخور توجهی بوده است؛ به ویژه اینکه احمد کسروی برای اولین بار مبادرت به چنین کاری کرده و پیش از او به زبان فارسی پژوهشی یا وقایع نگاری در این خصوص صورت نگرفته بود.

اما با وجود خدمت کسروی به تاریخ و فرهنگ مردم عرب خوزستان، از آنجا که ایشان از سردمداران گفتمان ناسیونالیستی آغاز قرن بود و به دلیل گرایش های عرب ستیزی، اظهارنظرها و دیدگاه های او در خصوص تاریخ مردم عرب خوزستان در اکثر موارد جانبدارانه و مغرضانه بوده و گاهی اوقات و به ویژه در مبحث مشعشعیان، اظهارنظرهای مزبور با کین و نفرت توام شده است. دیدگاه ها و اظهارنظرهایی که گاهی با توهین و دشنام و به کار بردن الفاظ و عبارات ناشایست همراه بوده و باعث کاهش ارزش و تنزل شأن کتاب شده است. همچنین خاطرنشان می کند دیدگاه های خاص احمد کسروی نسبت به تشیع نیز سبب شده کین و نفرت او نسبت به مشعشعیان به عنوان موسسان و پایه گذاران اولین حکومت شیعی تاریخ دوچندان شود. به همین دلیل کسروی راست و ناراست را به هم می دوزد و به ناحق سیدمحمد بن فلاح بنیانگذار حکومت مشعشعیان را مدعی «مهدویت» دانسته و آنچنان در ذم و شتم آل مشعشع پیش می رود که حتی دستورالعمل ها و قوانین وضع شده توسط ابن فلاح به منظور سلامت جامعه مشعشعی را تحت عنوان «کشتارهای سیدمحمد» به خوانندگان عرضه می کند.

قیم معتقد است کسروی هر آنچه خود در کتب و مقالات دیگر درباره خصال تاریخ نگار گفته، در کتاب تاریخ پانصدساله خوزستان آنها را رعایت نکرده و دقیقاً خلاف نوشته های خویش عمل کرده است. عدم رعایت امانت در نقل و روایت نوشته های دیگران و بیان چیزهایی از خود به عنوان مکتوب سایرین مانند نقل نوشته های نیبور درباره بنی کعب یا نقل نوشته های قاضی نورالله درباره اعتقادات سیدعلی و سیدایوب فرزندان سلطان محسن مشعشعی، برداشت های کاملاً سوء و استنباط غلط از نوشته های دیگران مانند انتساب پاره یی نابکاری ها به سید بدران البته در خوشبینانه ترین حالت و اگر مبنا را بر صداقت کسروی بگذاریم، اهمیت ندادن و نپرداختن به موضوعات بسیار مهم در تاریخ خوزستان مانند روابط مشعشعیان و بنی کعب با قدرت های مسلط آن روزگار و همسایگان آنها و به ویژه عدم ذکر جنگ بنی کعب با انگلیسی ها، و به عوض آن پرداختن به موضوعاتی که با تاریخ خوزستان ارتباط چندانی ندارد مانند رفتار والی حویزه در زمان حمله افغان، برخورد گزینشی با منابع و مآخذ و انتخاب کتب موافق طبع و ایده خویش و نادیده گرفتن سایر منابع معتبر و شاهدان عینی در داستان والی حویزه، غارتگر و راهزن نشان دادن مردم عرب خوزستان و به کار بردن متوالی این عبارات در سرتاسر کتاب، نبش قبر درباره هفت یا هشت نسل بنی کعب و انتساب غلط آنها به بنی خفاجه، مطلق انگاری و عمومیت بخشیدن به برخی خصلت های گروهی از بنی خفاجه و دروغ نوشتن در این باره، کتمان حقایق و عدم ذکر ماموریت خویش به خوزستان، مشارکت فعال در منازعه و کشمکش رضاخان و شیخ خزعل و تاثیرگذاری آن بر اظهار نظر کسروی، روابط نزدیک او با دربار و ملاقات هایش با رضاخان به همراه درک سطحی او از «تاریخ تحلیلی» و عدم توجه به اوضاع و احوال تاریخی وقوع حوادث و ارزیابی حوادث قرون گذشته بر مبنای اوضاع و احوال قرن بیستم و همچنین روش غیرآکادمیک در استفاده از منابع و مآخذ و عدم ذکر مشخصات کامل کتاب یا صفحه مورد استناد، اظهار نظرهای قاطع ایشان بدون ارائه دلیل و مدرک و بدون استدلال، گویی کلام کسروی بر همگان حجت است، بی توجهی یا به تعبیری عدم درک روابط ظالم و مظلوم و عصیان طبقات ستمدیده علیه ستمگران به ویژه در مبحث سیدمحمدبن فلاح، درک نژادی او از مقوله ایران و ایرانی و مآلاً غیرایرانی خواندن عرب های خوزستان، تناقض گویی های آشکار به همراه اشتباهات فاحش در نوشتار که ناشی از بی دقتی و عدم مراجعه به نوشته های قبلی است، همه و همه نتیجه و برآیند کار کسروی در کتاب تاریخ پانصد ساله خوزستان است.

در طول کتاب تاریخ پانصدساله خوزستان فقط چند صفحه مربوط به شیخ سلمان بنی کعب است که کسروی تا حدود بسیار زیادی منصفانه و خالی از تعصب نژادی به شرح وقایع و اظهارنظر درباره آن رویدادها پرداخته؛ آنجایی که خردمندی و حسن سیاست و علاقه شیخ سلمان به عمران و آبادی را ستوده و شکستن سد سابله توسط کریم خان زند را سیاه کاری های او می داند. هر چند در مبحث شیخ سلمان نیز رگه هایی از ناسیونالیسم و اظهارنظرهای مغرضانه کسروی به وضوح قابل رویت است. با این همه قیم می گوید بدون شک اگر کسروی خود را از قید اندیشه های ناسیونالیسم افراطی رهایی بخشیده بود و اگر با نگاهی غیرخصمانه به مردم عرب می نگریست، به رغم درک ابتدایی و سطحی اش از «تاریخ تحلیلی»، اثری ماندگار از خود به میراث می گذاشت.پانصد سال تاریخ خوزستان (و نقد کتاب تاریخ پانصد ساله خوزستان تالیف احمد کسروی) نوشته عبدالنبی قیم در۵۱۲ صفحه و با قیمت ۹۵۰۰ تومان توسط انتشارات اختران منتشر شده است. کتابی برای مطالعه پانصد سال تاریخ خوزستان و یادگیری روایت تاریخ با انصاف و بی دشنام.

خوزستان در تاریخ چندهزارساله ایران همواره از مناطق مهم و تاثیرگذار بوده است و این سرزمین کهن در بیشتر وقایع تاریخ ایران نقشی محوری داشته است. در تاریخ معاصر نیز با گذشت زمان به دلایل گوناگون از جمله گسترش ارتباط با سایر کشورها که رونق بنادر را در پی داشت و همچنین استخراج نفت، بر اهمیت خوزستان افزوده شد. با وجود اهمیت و تاثیرگذاری فراوان، این منطقه تا حدود زیادی با غفلت تاریخ نگاران و پژوهشگران مواجه شده است و محققان کمتر به واکاوی وقایع این استان پرداخته اند.

مهم ترین اثری که تاکنون در رابطه با خوزستان تالیف شده، کتاب تاریخ ۵۰۰ ساله خوزستان است که احمد کسروی نگاشته است و با گذشت چند دهه و بروز وقایع مهم دیگری پس از نگارش این کتاب هنوز هم غبار فراموشی و بی اعتنایی از تاریخ پرماجرای خوزستان پاک نشده است.

تاریخ ۵۰۰ ساله خوزستان اگرچه در زمان خود کاری ارزشمند و درخور ستایش بوده، اما باید مورد نقد و ارزیابی قرار می گرفت و با گذر زمان سایر پژوهشگران در واکاوی حوادث خوزستان می کوشیدند. اما این کار انجام نشد و کتاب کسروی که مسلماً نمی تواند کامل و بی ایراد باشد، به عنوان مهم ترین مرجع تاریخ خوزستان مورد پذیرش قرار گرفت و کاستی ها و تناقض های موجود در آن اصلاح نشده باقی ماند.

به تازگی انتشارات اختران کتابی را از عبدالنبی قیم که خود از محققان و نویسندگان خوزستان است، با عنوان «پانصد سال تاریخ خوزستان» منتشر کرده است. قیم در کتاب خود تناقض ها و اشکالات کتاب تاریخ کسروی را آشکار ساخته و تلاش کرده است در حد توان خود تاریخ خوزستان را نزدیک تر به واقعیت بنگارد.

قیم در کتاب پانصد سال تاریخ خوزستان کسروی را به نگاه مغرضانه به وقایع تاریخی متهم کرده و دیدگاه های ناسیونالیستی کسروی را منجر به ایجاد تفکر عرب ستیزی می داند که در نگارش کتاب تاریخ ۵۰۰ ساله تاثیر گذاشته است.

از نظر نویسنده کتاب پانصد سال تاریخ خوزستان، کسروی و همفکرانش ایرانی بودن را با فارس بودن یکی دانسته و هر کس را که به زبان دیگری غیر از فارسی سخن می گوید، غیرایرانی می دانند. آنها در پرتو این نگرش اختلافات قومی و زبانی را عامل اصلی عدم تکوین ملت در ایران دانسته، به همین جهت جریانات و رویدادهای به وجودآورنده یا تقویت کننده این اختلافات می تازند و لبه تیز حملات خود را متوجه آنها می سازند.

به اعتقاد قیم کسروی در نگارش کتاب تاریخ ۵۰۰ ساله خوزستان گاهی اوقات بدون در نظر گرفتن شرایط زمانی و مکانی واقعه حوادث را آن طور که بوده نقل نمی کند و با بزرگ نمایی برخی حوادث، تصویری غیرواقعی از شخصیت ها به ما ارائه می دهد و در مواردی با زیر پا گذاشتن «اصل پاک زبانی» مورد ادعایش که آن را از خصوصیات اصلی تاریخ نگار می داند، زبان به ناپاکی و ناسزاگویی می گشاید.

نویسنده کتاب پانصد سال تاریخ خوزستان پس از مروری اجمالی بر کتاب های تالیف شده در مورد خوزستان که فصل اول این کتاب را به خود اختصاص داده، فصل دوم کتاب را به احمد کسروی و بررسی نظرات او اختصاص داده است. براساس آنچه در کتاب آمده اظهارنظر درباره کتاب تاریخ ۵۰۰ ساله خوزستان مستلزم شناخت اندیشه های احمد کسروی و نظام فکری اوست. هرگونه اظهارنظری در این زمینه بدون پرداختن به نظرات خاص کسروی و دیدگاه او در خصوص موضوع های مختلف اجتماعی، سیاسی، مذهبی و حتی ادبی، عملی ناقص و بی فرجام است.

در فصل سوم کتاب نیز تاریخ خوزستان از آغاز تا دوره مشعشعیان به نحوی اجمالی و با ذکر فرازهای این قرون و حوادث مهم آن آمده است. بیان چگونگی به قدرت رسیدن سیدمحمد بن فلاح مشعشعی در سال ۸۴۵ هجری قمری و تشکیل اولین حکومت شیعی و همچنین بررسی منظومه فکری سیدمحمد آغازگر فصل چهارم کتاب است. در این فصل نویسنده ضمن دسترسی به کتاب «کلام المهدی» تالیف سیدمحمد بن فلاح بنیان های فکری او را مورد مداقه قرار داده و در خصوص دو ادعای مهم کسروی یعنی «دعوی مهدویت» سیدمحمد و «غالی بودن» او اظهارنظر کرده است. عبدالنبی قیم به ما نشان می دهد ادعای «دعوی مهدویت» سیدمحمد ادعایی ناصواب است و کسروی در این مورد مغرضانه اظهارنظر کرده است. عبدالنبی قیم در بخش دیگری از کتاب خود نظرات کسروی را در مورد سیدمحمد مشعشع ناشی از تفکرات خاص ناسیونالیستی وی می داند و می نویسد؛ از دیدگاه او (کسروی) سیدمحمد مشعشع در پنج قرن پیش بنیان یکی از این اختلافات را در گوشه یی از ایران بنا نهاده از این رو مستوجب تعن و لعن است. کسروی مردم عرب خوزستان را به ویژه در دوره مشعشعیان مردمانی چپاولگر و غارتگر معرفی می کند.

وی حکومت مشعشعیان از ظهور سیدمحمد تا روی کار آمدن اعقاب او از زمان رویارویی با صفویان تا یکی دو قرن پس از آن را به صورت مفصل بررسی کرده است و بیش از یکصد و پنجاه صفحه از کتاب به ظهور و اعتلای مشعشعیان و افول آنها اختصاص یافته است.

فصل پنجم کتاب، فصل بنی کعب است. این فصل با تبارشناسی بنی کعب آغاز می شود. پس از آن چگونگی به قدرت رسیدن کعبیان در قبان و بالا گرفتن کار آنها آمده است. روی کار آمدن شیخ سلمان کعبی، شیخ خردمند و کاردان بنی کعب و بنای سد سابله روی رودخانه کارون و مقابله او با لشگرکشی های مختلف و ناکامی همه مهاجمان ریز و درشت و آخرالامر عدم موفقیت کریم خان زند در به چنگ آوردن شیخ سلمان و متعاقب آن ویرانی سد سابله توسط کریم خان زند، مباحث بعدی این فصل هستند.

فصل ششم به معرفی خاندان آلبوکاسب اختصاص یافته است. اصل و تبار آلبوکاسب و چگونگی اعتلای قدرت حاج جابرخان، دولت خواهی او، جنگ ایران و انگلیس، پیشرفت کار حاج جابر، حسن سیاست و حسن تدبیر او، ظلم و تعدی حسینقلی خان بختیاری، روی کار آمدن شیخ مزعل، روابط او با حکومت مرکزی و انگلیسی ها، تاریخ مختصر اهواز، بندر ناصری و اهواز جدید، مهم ترین عناوین این فصل از کتاب هستند. آخرین فصل کتاب نیز به اشتباهات و خطاهای کتاب کسروی اختصاص یافته است، خطاهای چاپی و اشتباهات املایی و دوگانگی های نوشتاری، به ترتیب صفحات کتاب در این قسمت آمده اند. علاوه بر این از آنجایی که در لابه لای سطور فصل های دیگر متناسب با هر موضوع، لغزش های کسروی ذکر شده اند، از این رو در این فصل به استناد نوشته های کتاب اظهارنظر نهایی درخصوص کتاب تاریخ ۵۰۰ ساله خوزستان احمد کسروی ارائه شده است.

قیم در کتاب پانصد سال تاریخ خوزستان نگاه نادرست کسروی به مردم عرب خوزستان را از دو منظر قابل بررسی دانسته، اول تعصب نژادی و خصلت عرب ستیزی کسروی و دوم وجود عرب ها در این خطه و ایجاد اختلال در تکوین پروژه ملت سازی که از نظر کسروی و همفکرانش در آن دوران تنها راه نجات و پیشرفت ایران بوده است.

وی در صفحات انتهایی کتاب نیز مهم ترین عامل غرض ورزی های کسروی را ناسیونالیسم افراطی او می داند و می نویسد؛ بدون شک اگر کسروی خود را از قید اندیشه های ناسیونالیسم افراطی رهایی بخشیده بود و اگر با نگاهی غیرخصمانه به مردم عرب خوزستان می نگریست به رغم درک ابتدایی و سطحی او از تاریخ تحلیلی معهذا اثری ماندگار از خود به میراث می گذاشت.

قیم در بسیاری از نقدهایش به کسروی جانب احتیاط را رعایت کرده اما با این همه در مواقعی نیز از مسیر انصاف فاصله گرفته و او را به ناحق نواخته است در شرایطی که کسروی امروز در میان ما نیست تا پاسخگوی این اتهامات باشد. قیم خود نیز در ابتدای کتاب به این مسائل اشاره کرده اما در مواردی تذکر خود را فراموش کرده است.

وی در بخشی از کتاب پانصد سال تاریخ خوزستان می نویسد؛ کسروی به دلیل اندیشه های ناسیونالیستی اش، به دلیل دیدگاه خاص اش نسبت به دین و به ویژه تشیع، به خاطر نثر گزنده و تندش، به سبب اظهارنظرهای تخصصی در حوزه برخی از علوم و همچنین به دلیل برخی اظهارنظرهای فاقد استدلال و گاهی مغرضانه و به دلیل قضاوت متناقض، همواره مورد نقد و اظهارنظر نویسندگان و پژوهشگران بوده است.

به هر صورت پانصد سال تاریخ خوزستان می تواند فتح بابی در بررسی بیشتر و مطالعه دقیق تر تاریخ خوزستان باشد و مطالعه آن برای به دست آوردن شناخت بیشتر و دقیق تر از وقایع این دیار کهن برای علاقه مندان راهگشا است.

علی شیرزادی

جواد لگزیان