سندی دیگر بر خیانت پورپیرار

پورپیرار در سایت خود مطلبی دارد به نام ملا نصرالدین هایی در کار معرفی تمدن ایران باستان و در این مطلب به تاریخ اسفند ۱۳۸۴ به شدت کتاب خلیج فارس در نقشه های کهن رو مورد هجو و حمله قرار داده است

پورپیرار در سایت خود مطلبی دارد به نام "ملا نصرالدین هایی در کار معرفی تمدن ایران باستان"!! و در این مطلب به تاریخ اسفند ۱۳۸۴ به شدت "کتاب خلیج فارس در نقشه های کهن" رو مورد هجو و حمله قرار داده است. گویا استاد کسانی مثل "شهاب" که لقب استادی را نه از مکانی آکادمیک بلکه از طرف خوانندگان وبلاگش دریافت کرده است ، در واهمه این به سر میبرده که خدای نکرده در گیرودار به نام زدن خلیج فارس از سوی اعراب انگ وطن پرستی ! بر وی زده شود و مخاطبین تجزیه طلب پان ترک و پان عرب خود را از دست بدهد!! این مطلب به خوبی نشان میدهد که پورپیرار و طرفداران وی ذره ای عرق ملی و وطن پرستانه ندارند و به بهانه مقابله با توطئه های خیالی ، در اصل تمامیت ارضی ایران را هدف گرفته اند. حال به گفته های این فرد میپردازم:

▪ نقل قول

پیش تر هم نوشتم که این یادداشت ها به قصد افشای توطئه کسانی است، که همزمان با حضور سلاخان و بیماران روانی مستحق زنجیرشان، با عنوان سرباز و سرکرده نظامی، در اطراف ما، که ندرتا جهان با اخبار و تصاویر یک از هزاران جنایات ارتکابی آن ها آشنا می شود، می کوشند با طرح یک مدعای من درآوردی جدید، از دو سو، مردم شرق میانه را به جان هم بیاندازند و در این میان کسانی با جمع آوری اسناد قلابی برای این کوره ای که یهودیان در آن می دمند، هیزم فراهم می کنند

قبلا هم با پندارهای بیمار گونه پورپیرار آشنا شده ایم که در پس تاریخ ایران توطئه ای عظیم را میبیند که به دست یهودیان رقم خورده است. گفتن کلمه یهودیان برای نشان دادن عقبه این توطئه خیالی به خودی خود گفتار مطرح شده را زیر سوال میبرد. این یهودیان چه کسانی هستند؟ روشن فکران یهود ، روحانیون آنها یا اینکه صهیونیستها شاید هم منظور وی مردمی هستند که ما در همه جای دنیا می بیینم و کنار ما زندگی میکنن!! حرفهای این فرد ما را به یاد صحبتهای گوبلز(وزیر تبلیغات نازیها) می اندازد که در نطق رادیویی خود یهودیان را توطئه گرانی بر ضد جامعه آلمان خوانده بود و خواستار جدا کردن آنها از دیگر افراد شده بود. این نطق پیش درآمدی بود بر یهودستیزی نازیها و فجایعی که در این زمینه آفریدند!!

▪ نقل قول

کار من در تنظیم و ترتیب این سلسله یادداشت ها اثبات این نکته است که سازندگان اسناد این دعوا، با یقین به نادرستی آن ها و با هزینه های بسیار، که منبع تامین آن معلوم نیست، مشغول آشوب در ذهن و علم مردم اند و اگر مدعی شوند که از نادرستی و بطلان این اسناد بی خبر بوده اند، پس بپرسیم بدون اشراف و اشراق، اگر گماشته و دست نشانده و مامور و مجبور نیستند، با کدام بضاعت و انگیزه به مبحثی چنین بغرنج و در زمان و موقعیتی چنین حساس وارد می شوند و احساسات خام مردم را به دشمنی با همسایگان هدایت می کنند؟

خیال پرداز بزرگ که تنها توطئه یهود را در سر میپروراند گویا از اقدامات اعراب و هزینه های سرسام آوری که جهت به نام زدن خلیج فارس و همینطور جزایر سه گانه صرف میکنند غافل است. دلارهای نفتی اعراب حتی تا موزه لوور هم رسیده است که در کاتالوگ ها و پوسترها از جعلیات اعراب در زمینه تاریخ و حاکمیت ایران بر منطقه استفاده کرده ! به وطن پرستان ایرانی که دیگر حاضر نیستند خاطره ترکمنچای و جدا شدن قطعاتی از این سرزمین را تکرار کنند عنوان مامور و دست نشانده را میدهد که به حق مناسب خود وی میباشد! از نظر این وبلاگ نویس سابق ما باید چشم بر اقدامات اعراب و ترکها ببندیم تا خدای نکرده کدورتی پیش نیاید و در این زمینه دودستی آب و خاک و تاریخ خودمان را تقدیم نمائیم !(البته چه تاریخی ، ما که تاریخ نداریم چون طبق گفته این فرد تاریخ ایران همش توطئه و ساخته پرداخته یهودیان!!! است ، پس ما چیزی رو از دست نمیدیم )

▪ نقل قول

این یادداشت ها می گوید اگر ضرورت دارد آب های جنوب ایران را نام گذاری کنیم، به جای این آشوب آفرینی های بی مایه و مشکوک، عاقلانه و انسانی است که این گذرگاه در حال حاضر مهم و بزرگ را با نامی برگرفته از اشتراکات و اعتقادات ما و همسایگان، مثلا خلیج دوستی، خلیج اتحاد و یا خلیج مسلمین زینت دهیم، زیرا با هیاهو و جنجال و توسل به اسناد قلابی نوساز نمی توان همسایه ی عرب را مرعوب و مجبور کرد که آب های ساحل خود را خلیج فارس بخواند که حتی در سمت ما هم هنوز به درستی نمی دانیم که منظور از فارس کیست و چیست؟

استاد دیپلمه ما فراموش کرده اند که چندی قبل از جنگ ایران و عراق همین صحبت را تعدادی مطرح کردند که خلیج فارس را خلیج اسلام بنامیم که به حق اعراب هم با پشتیبانی مادی و معنوی از صدام برای تهاجم و تصرف ایران جوابی در خور دادند!! تاریخ معاصر به ما نشان داده که هر جا ما کوتاهی کردیم آنها یک گام جلو گذاشته اند تا جایی که اکنون مدعی جزایرسه گانه ایران نیز هستند. اگر قاجار سرزمین های ایران را به روس و انگلیس میبخشید استاد شهاب درصدد حذف مالکیت معنوی و اسمی ایران از خلیج فارس برآمده آنهم برای حفظ دوستی با اعراب! گویی تنها راه برای داشتن روابط دوستانه با دیگر کشورها ، بخشیدن آب و خاک این سرزمین هست!!! از اینجا مشخص میشود که این فرد در چه سطح از سواد و شعور علمی قرار میگیرد که نمیداند کوتاه آمدن از حق چندهزار ساله مالکیت اسمی و معنوی خلیج فارس تنها چراغ سبزی است برای کشورهای دیگر تا آنها نیز شانس خود را برای به نام زدن میراث این سرزمین امتحان کنند. چنانچه اکنون اقدامات ترکیه و افغانستان و تاجیکستان را در به نام زدن مفاخر تاریخ ایران مانند شمس تبریزی و مولوی و ابن سینا می بینیم و همه اینها نتیجه سکوت و عدم تحرک ما در سطح منطقه ای و بین المللی در زمینه مسائلی مانند خلیج فارس است. در آخر هم می بینیم که استاد داستان ما حتی نمیداند این سرزمین تا قبل از رضاخان به نام پرشیا یا همان پارس خوانده میشده(عمق جهالت یک به اصطلاح منتقد)

وی از نام بردن خلیج فارس نیز کراهت دارد و مدام آن را خلیج جنوب ایران یا آبهای جنوب ایران مینامد !!

حال کمی به ادبیات نوشتاری این فرد میپردازم که واقعا باعث شرمساری است چنین کسی در مورد تاریخ پرافتخار ایران اظهار نظر کند. طرز گفتار چاله میدانی پورپیرار تنها دلالت بر بیسوادی و شعور پائین وی دارد:

▪ نقل قول

شما را می خوانم که به سخن رانی ابلهانه یک ایران شناس معروف و به اصطلاح ممتاز، قریب ۴۵ سال پیش، در موضوع خلیج فارس توجه کنید که ده ها غلط فاحش و فاحشه ی تاریخی و جغرافیایی در آن است تا بدانیم چه دلقکان بی آبروی نادان و بی خردی را به عنوان پروفسورهای عالی مقام، چون کرم درون سیب، به داخل فهم تاریخی و فرهنگی ما فرستاده اند. تحلیل اراجیفیرا که در زیر می خوانید لا به لای این گفتار خواهد آمد.

جنون این باستان شناس دروغ پرداز، که در حیات و حضور خود در سایت های کهن ایران، جز در خدمت کنیسه نبود و غارت و وارونه نمایی تاریخ و هنر شرق میانه به میزان زیاد مدیون مزخرف نوشته های او، از قبیل و قماش فوق است، در بیان این ادعاها عود کرده و غیر قابل کنترل می نماید.

آیا این خرفت مردان غربی، که به صورت انبان بزرگی از نادانی می نمایند، همان استادان کبیری نیستند که پیشینه ی تاریخی و هنری و تمدنی ما را به ما معرفی کرده اند؟!!!

حالا این دیوانه ی مسلم را مشغول تبدیل جزیره ی خارک به موزه ی ادیان و امیال جهانیان می بینیم

یکی نیست که از این گیرشمن مافوق احمق بپرسد که اگرداریوش برای یافتن راه مصر از مسیر دریای احمر، محتاج مشاوران و کارشناسان یونانی بوده و اگر کسی در این امپراتوری بزرگ به اصطلاح فارس، با راه دریای احمر هم، در انتهای غربی خلیج آشنا نبوده، پس چه گونه آن خلیج را با نام فارس خوانده اند؟

در این قسمت مهار این پروفسور باستان پرستان را به کلی گسیخته می بینیم که با دهانی پر از کف، در خارک برای مردم پالمیر دفتر بازرگانی با ایرکاندیشن می سازد

حالا به جایی رسیده ایم که احتمال می دهم گیرشمن پس از بستری شدن در یک مرکز علاج دماغ های پریشان به هم بافته باشد

تا ساختگی بودن تمام اجزاء تمدن ایران باستان تکمیل شود و تصویری به دست آید که تنها پیروان نادان مجنون و بی اطلاع مشنگ شیرین عقلی چون گیرشمن را فریب می دهد.

به راستی تسلیم بی چون و چرای باستان پرستان ما، به جعلیاتی این چنینی، چنان با سرسپردگی توام بوده است، که ایران باستان سازان و فارس تراشان یهود را هم، با فرض این که کسی را یارای ایراد به آن ها نیست، ابله و خرفت و سمبل کار کرده است

کاملا مشخصه که پورپیرار یک انسان بیسواد ، نادان و دارای مشکل روانی هست که در زمان بی قائده فعلی در جای ناحقی قرار گرفته. این فرد با گرفتن ژست های اسلامی و همینطور ضد فارسی سعی بر همراه کردن مذهبیون و همینطور قومیت های مختلف با اوهام و هذیان های تاریخی خود نموده است. تکه هایی که در بالا آوردم فقط در یک صفحه از گفتارهای گهربار این استاد بیسواد آورده شده است!! حرفهای وی به هیچ وجه قابلیت طرح در یک محفل آکادمیک را ندارد و تنها عوام و مغرضین رو به دنبال خود میکشد. واقعا برای کسانی که هذیانهای تاریخی وی را باور و دنبال میکنند متاسفم. گذشت زمان به ما نشان میدهد که چه کسانی در پشت مترسک پورپیرار قرار دارند و چنین کس بی هویت و بی سوادی را منتقد تاریخ نشان میدهند!!