انقلاب اسلامی عراق ۱۹۲۰ م و بازتاب آن در ایران

همزمان با گسترش آتش جنگ جهانی اول به نواحی شرقی اروپا, انگلستان, در سال ۱۲۹۳ ش برابر با ۱۹۱۴ م به بهانه جلوگیری از نفوذ آلمان در خاورمیانه به امپراتوری عثمانی اعلان جنگ داد و پس از چند روز تصمیم به اشغالِ شهر بصره در جنوب عراق گرفت

چکیده

همزمان با گسترش آتش جنگ جهانی اول به نواحی شرقی اروپا، انگلستان، در سال ۱۲۹۳ ش برابر با ۱۹۱۴ م به بهانه جلوگیری از نفوذ آلمان در خاورمیانه به امپراتوری عثمانی اعلان جنگ داد و پس از چند روز تصمیم به اشغالِ شهر بصره در جنوب عراق گرفت. عراق به جهت معادن عظیم نفتی و ارزش سوق الجهشی آن برای استعمار انگلیس حائز اهمیت فراوانی بود. آشکار بود ملت مسلمان عراق و علمایان طراز اول شیعه هیچگاه این تجاوز استعماری را به عتبات قابل تحمل نمی¬دانستند. بنابراین هم صدا با شیخ الاسلام عثمانی ۲۸ تن از علمای عراق فتوای جهاد و مقاومت را علیه اشغالگران صادر کردند. در واقع، این عکس العمل علما اولین نبرد مسلحانه ضد استعماری، در منطقه خاورمیانه بود که به رهبری و هدایت علمای اسلام، صورت پذیرفت؛ و تاثیر قابل توجهی در تضعیف قدرت استعماری انگلیس در منطقه خاورمیانه داشت. آنچه قابل توجه است فتوای مقابله و جهاد علما با پدیده استعمار تنها به مرزهای عراق محدود نبود و تاثیر مستقیم بر قیام¬های جنوب در ایران داشت که در مقابل استعمار انگلیس قد علم کرده بودند. هر چند این قیام ملت عراق با ترفندها و فریبکاری ها و نیز بیکفایتی سیاستمداران عثمانی به خاموشی گرایید اما به هیچ وجه نمی توان از تاثیرات این حرکت اسلامی بر دیگر مناطق همجوار به ویژه ایران غافل بود. بنابراین می توان این انقلاب ملت عراق را زمینه ساز در نهضت مردمی ایران در سال ۱۳۲۰ (شمسی) دانست. این نوشتار با دیدگاهی توصیفی تحلیلی سعی در تشریح این انقلاب و بازتاب آن در ایران دارد.

کلید واژه: انقلاب اسلامی، عراق، ایران، استعمار، انگلیس، شیعّه

مقدمه

ظهور جنبش‏های اسلام گرا مهمترین دغدغه سیاسی اجتماعی موجود در جهان معاصر است. بدون تردید سرسلسله جنبان نهضتهای اسلامی در تاریخ معاصر جهان اسلام را باید سید جمال الدین اسد ابادی معروف به افغانی دانست. سید جمالدین اسد آبادی مهمترین و مزمنترین درد جامعه اسلامی را استبداد داخلی و استعمار خارجی تشخیص داد و با آن به مبارزه برخواست. اعلام همبستگی سیاسی دین و سیاست و اعلام ضرورت شرعی آگاهی سیاسی برای فرد مسلمان و ضرورت دخالت او در سرنوشت سیاسی کشور خودش و جامعه اسلامی یکی از طرحهای سید برای چاره جوئی دردهای موجود بود. در این میان جنبشهای شیعی که نوع خاصی از جنبشهای اسلامی به شمار می آیند، از جمله فرگیر ترین و و موثر ترین حرکتهای مردمی هستند. بنابراین در جهان شیعه نهضتهای اصلاحی، مخصوصاً نهضتهای ضد استبدادی و ضد استعماری بیشتر، عمیقتر و اساسی تر صورت گرفته است.(نهضتهای صد سال اخیر، مطهری، صص ۲۴-۵۵) از جمله این جنبشهای شیعی ، جنبش ۱۹۲۰ م در عراق می باشد که یکی از جنبش‏های گمنام اما تاثیرگذار بر اوضاع سیاسی عراق و مناطقی از ایران بود.

سرزمین شام و عراق پس از گذراندن یک دوره طولانی از دشواری ها و بحرانها و ویرانی های ناشی از حمله مغول، نوعی آرامش و استقرار سیاسی را در دوره عثمانی تجربه کرد. اما شروع جنگ جهانی اول و ورود دولت عثمانی به این جنگ بین المالی نقطه پایانی بود بر این آرامش نسبی. سلطان عثمانی بر ضد دول متفق اعلام جنگ داد و از مسلمانان جهان، به ویژه مسلمانان روسیه و انگلستان خواست که در جنگ بر ضد کفار وارد شوند، همچنین از پرداخت وامهای خارجی خودداری ورزند(ص ۱۸۰ اسماعیل احمد یاحقی)

امپراتوری عثمانی مجموعه نچندان منسجمی از هویتها قومی، دینی و سیاسی بود و در داخل با مشکلات عدیده ای درگیر بود. همزمان با ورود دولت عثمانی به جنگ بین المللی اول انگلستان نیروهای هندی - انگلیسی خود را برای اشغال عراق که جزو خاک عثمانی بود اعزام نمود. در کنار این تجاوز آشکار خارجی، که نه تنها بر خلاف تمام موازین بین المللی بود بلکه سلطه و استیلای کفار بر سرزمین های اسلامی محسوب می شد. انگلستان سعی داشت افکار این مناطق را به نوعی به سمت اعطای استقلال به ویزه به اعراب سوق دهد. اما علمایان اسلام حضور نیروهای خارجی را قابل تحمل نمی دانستند و به همین دلیل هم صدا با شیخ الاسلام دولت عثمانی، ۲۸ تن از علمایان عراق فتوای جهاد و مقاومت را علیه اشغالگران صادر نمودند(ص ۲۸۳ محسن بهشتی سرشت)

آغاز انقلاب

اولین جای که توسط انگلیسی ها تصرف شد شهر بصره بود. بعد از اشغال بصره، علمای ان شهر طی تلگرافی خطاب به مراجع بزرگ نجف و کربلا و کاظمین، صدور فتوای جهاد و شوراندن عشایر عرب شیعه اطراف فرات را، علیه انگلیسی ها را خواستار شدند. طبق گفته محمد سیاسین ایت تلگرافها در میدانهای نجف، کربلا و کاظمین در ملاء عام خوانده می شد و مردم به ایجاد گردانهای مجاهدین اقدام می نمودند(محسن بهشتی سرشت ۲۸۳)

انگلستان با درک حساسیت مذهبی در بعضی از شهرهای عراق، نجف و کربلا را مورد تعرض قرار نداد و اعلام کرد که این شهرها مقدس هستند و ما احترام این مکانهای مقدس و حوزه علمیه در ان را حفظ خواهیم کرد(مبانی فکری شمس الله ص ۲۳۷-۲۳۸). انگلستان برای توجیه دخالت نظامی خوددصرف نظر از مسئله نفوذ آلمانی ها که دشمن شماره یک انگلستان بود، رها سازی مردم عراق را از تسلط دولت ترک عثمانی عنوان کردند و از زبان فرماندهان این جمله شنیده می شد که ما برای آزاد کردن عراق آمده نه برای فتح آن( صادق تهرانی ص ۲۱)

مهدی حیدری، مجتهد ۸۰ ساله کاظمین، از سه تن مجتهدین به نام نجف و کربلا دعوت کرد که در جلسه مشترکی موضوع تجاوز نیورهای انگلیسی را به عراق مورد توجه قرار دهند و اقدامات واحدی را اتخاذ نمایند. این سه تن عبارت بودند از شیخ الشریعه اصفهانی، مصطفی کاشانی و علی داماد. در همین زمان میرزا محمد تقی شیرازی معروف به میرزای دوم فتوای جهاد را علیه انگلیسی ها صادر نمود و از همه مهمتر سید کاظم یزدی مجتهد معروف رو هم طراز آخوند خراسانی که در نهضت مشروطه ایران جزو مخالفان آخوند خراسانی و نهضت مشروطه بود، ضمن تایید فتوای جهاد، فرزند ارشد خود را به کاظمین فرستاد تا به رزمندگان بپیوندد. در جبهه هویزه، شیخ مهدی خالصی و فرزندش محمد، رهبری مجاهدان را بر عهده داشتند؛ و در همان جبهه بود که فرزند سید کاظم یزدی حضور داشت و توسط انگلیسی ها به شهادت رسید. نظر به این که عراق کانون شیعه و مهمترین پایگاه شیعیان در جهان اسلام است، سقوط عراق به دست اجنبی به منزله سقوط کیان تشیع و حیثیت هزار ساله حوزه علمیه شیعیان تلقی می شد.. لذا عموم علما که درباره مسائل داخل ایران دچار اختلاف و تشتت شده بودند، مجدداً شعار وحدت را به عنوان اصولی ترین شعار و برنده ترین سلاح برگزیدند ضمن صدور فتوای جهاد، در جبهه های جهاد حضور فعال و موثر داشتند. از جمله کسانی که در آن ایام در جبهه های جنگ حضور فعال داشت، مرحوم آیت الله مرعشی نجفی بود. علما در شهر و روستا با یادآوری جنگهای صدر اسلام سعی درتهییج و تحریک مردم برای شرکت در جهاد اسلامی می نمودند. چیزی نگذشت که صدها و هزاران نفر برای دفع نیروهای انگلیسی و راندن آنها از سرزمین اسلامی عازم جنوب عراق شدند( بهشتی سرشت ص ۲۸۳-۲۸۴)

استعمار انگلیس با برخورد قاطع میرزای شیرازی از یک سو و تلاش های سیاسی و سرّی علما از سوی دیگر رو به رو شد. یکی از این تلاش ها ی سرّی، کاری بود که آیت الله کاشانی بر ضد نیروهای اشغال گر شروع کرد. وی با انتشار بیانیه هایی اهداف استعماری انگلستان و مسئولیت مسلمانان را شرح داده و با امضاء «جمعیه الاسلامیه و العربیه» به صورت سربی و مخفیانه در شهرهای بزرگ عراق، بغداد، نجف و کربلا و ... پخش می کرد. هرچند انگلستان به دنبال عوامل این اقدامات بود اما موفقیت چندانی در این راه نیافت و در نهایت این اعلامیه ها کار خود را کرد و رسالت انقلابی خود در حرکت دادن توده مردم به سوی انقلاب را به انجام رسانید(مبانی فکری صص ۲۳۹-۲۴۰)

از جمله دیگر فعالیتها سرّی، جلساتی بود که زیر نظر میرزای شیرازی در نجف و کربلا تشکیل می گردید که در این جلسات علاوه بر علمای بزرگ و حوزه های نجف و کربلا، گروههای از سران عشایر و قبایل عراق نیز شرکت داشتند و در مورد عملیاتی که لازم بود علیه اشغال گران انگلیسی صورت گیرد، تصمیم گیری می شد و حوزه کار هر یک از شرکت کننده ها در جلسه روشن می شد( مبانی فکری ص ۲۴۰)

به هرحال با پایان یافتن جنگ اول جهانی و سقوط دولت عثمانی، طبق کنفرانس سان ریمو (۱۳۳۹ه / ۱۹۱۸ م) سرزمین های اعراب بین فاتحان جنگ جهانی تقسیم شد و عراق تحت سیطره انگلستان قرار گرفت و تابع اداره کشوری وابسته بحکومت مستعمره هند شد. سرپرسی کاکس که از شخصیت های با تجربه استعمار انگلستان بود به عنوان حاکم سیاسی عراق تعیین گردید و کلیه اختیارات قانون گذاری و اجرائی از طرف دولت انگلستان به او واگذار گردید( صادق تهرانی ص ۲۲)

درست همزمان با فتح و اشغال استانهای عراق، نخستین اصول و مبادی مدیریت و اداره مملکت به شیوه انگلیسی در حال ارائه و اجرا بود. شیوه مدیریتی که بر عراق تحمیل گردید قطعاً شیوه تفکر افرادی بود که مورد حمایت اداره امور هند در انگلستان بودند و الگوی آنان عمدتاً همان ساختار امپراتوری بریتانیا در هند بود. برداشت این گروه برای اداره این مناطق، نظریه حکومت مستقیم و عدم اعتماد به توانایی عربهای بومی برای حکومت بر مردم و مملکت خود بود. این طرز تلقی موجب شد عربهای بومی به سمتهای پر مسئولیت گمارده نشوند و در نتیجه مدیریت به شیوه عثمانی هرچه سریع تر برچیده شده و از صحنه خارج شود. بنابراین منطقه بین النهرین به چندین ناحیه سیاسی تقسیم می شد که هر ناحیه زیر نظر یک افسر انگلیسی اداره می شد. قانون مدنی و جزایی تازه ای بر مبنای قوانین انگلسی- هندی جای قوانین کهنه ترکی را گرفت، روپیه هندی واسطه مبادلات ارزی گردید و نیروهای نظامی و انتظامی از افراد هندی (غیر بومی) تشکیل شد.( مقاله ص ۲)

بنابراین با اجرای شدن قیمومیت انگلستان بر عراق، ملت عراق دست به انقلابی زد که طی آن تعداد هشت هزار نفر به شهادت رسیدند و دولت انگلستان نیز با دادن دو هزار تن کشته و نیز متحمل شدن خسارتهای و مالی فروان، معادل چهل میلیون لیره استرلینگ شد.( تاریخ دولتهای اسلامی ص ۲۱۷). آیت الله محمد تقی شیرازی از مخالفان سر سخت قیمومیت انگلستان بر عراق بود و همیشه ظلمهای استعمار انگلستان را در هند و سایر نقاط جهان تبلیغ می کرده است. در این هنگام که انگلیسی ها می خواستند نقشه قیمومیت را اجرا کنند، صراحتاً فتوای در ضدیت با آن صادر کرد( صادق تهرانی ص ۴۴)

شیخ محمد رضا، فرزند میرزا محمد تقی شیرازی، سازمانی به نام «جمعیت اسلامی» در کربلا ایجاد کرد. هدف این گروه مبارزه با قیمومیت انگلستان و آزاد سازی عراق بود. آنان در نظر داشتند پس از استقلال ، عراق تحت ریاست پادشاهی مسلمان در آورند. هنوز مدت زمانی کوتاه از آغاز فعالیت «جمعیت اسلامی» نگذشته بود که انگلستان تصمیم به دستگیری و تبعید اعضای فعال آن گرفت که در نهایت با تهدید میرزای شیرازی به مهاجرت به ایران و اعلام فتوای جهاد، تبعید شدگان به عراق بازگشتند( مبانی فکری ص ۲۴۵)

این جنبش ضد استعماری در عراق حتی با فوت مرجع تقلد آیت الله محمد تقی شیرازی در اوت ۱۹۲۰ فرو کش نکرد و همچنان به حرکت خود ادامه داد. این جنبش از منطقه سفلی یعنی شهرهای مقدسه شروع و در مدت کوتاهی از شمال به منطقه کرکوک و از جنوب به مناطق دیوانیه و بصره رسید. این گسترش سریع بطوری که اشاره شد مدیون فداکاریهای مردم مسملمان عراق و رهبرانی بود که این انقلاب را بوجود آوردند.( صادق تهرانی ص ۹۱)این جنبش اگرچه منتهی به پیروزی آنی نشد و در نهایت توسط قوه قهریه انگلستان اوضاع کشور نوبنیاد عراق به آرامش نسبی رسید اما پرونده مبارزات علما و مسلمانان را علیه سلطه خارجی غنی و پر ثمر ساخت، به طوری که در دهه های بعدی تاثیرات خود را بر روند حوادث سیاسی عراق و منطقه خاورمیانه برجا گذاشت.

در حوادث جهادیه، متاسفانه ترکها نتوانستند در کنار عشایر عرب و خصوصاً شیعیان از امواج توده های مسلمانان بهره کاملی ببرند و با اینکه نیروی عظیمی از مردم بسیج شده بودند بر اثر ترفند ها و فریبکاری نیروهای انگلیسی ها از یک طرف و بی کفایتی سیاستمداران و نظامیان ترک از سوی دیگر بار دیگر شکست بر اجتماع علما و مسلمانان وارد شد.

از عوامل شکست این انقلاب باید به دو دستگی بین علما و انقلابیون در مقابل پیشنهادی بود که از جانب نایب السلطنه عراق به شیخ الشریعه فرستاده بود. وی سیاست گفتگو را به شیخ الشریعه ارائه داده بود که موضعگیریهای مختلفی از جانب انقلابیان به همراه داشت. اما در کنار این عامل باید به وضعیت نامناسب مالی نهضت اسلامی عراق اشاره کرد که منحصراً درامدهای مراجع تقلید و روحانیت اسلام بود. البته نباید کمکهای مالی عشایر را نیز فراموش کرد و نیز محاصره نظامی انگلیسی ها انقلابیون را که از نظر سلاح احتیاج شدید داشتند در مضیقه گذاشته بود. معضل دیگر که دامنگیر انقلاب عراق گردید، این مطلب بود که انقلابیون مسلمان غالباً دهقان و زارع بودند و مدت طولانی در جبهه های جنگ حضور داشتند و عملیات زراعت آنها که تنها منبع درآمد آنها بود متوفق شده بود و باعث ایجاد مشکلاتی در زندگی آنان گردیده بود.( مبانی فکری صص ۲۵۸-۲۵۷)

به رغم سرکوب قیام ۱۹۲۰ م . /۱۲۹۹ ش . مخالفت شیعیان عراق با سیاست های انگلیس ادامه یافت . این مخالفت ها علاوه بر دلایل گذشته، زمینه های جدیدتری نیز داشت; مانند تعیین شورای وزیران با اکثریت سنی، توسط فرماندار انگلیسی عراق، به پادشاهی رساندن فیصل در عراق طی یک رفراندوم فرمایشی در سال ۱۹۲۱ م . /۱۳۰۰ ش . اعمال نفوذ در انتخابات مجلس ملی، کم کردن نفوذ علما بر امور خیریه و قضایی از طریق تشکیل اداره اوقاف و افزایش شمار دادگاه های مدنی، تلاش برای غیر دینی کردن مدارس بر پایه ناسیونالیسم عرب، برقراری اتحاد ۲۵ ساله عراق با انگلیس به عنوان شرطی برای استقلال کشور، اجرای قانون سربازگیری اجباری از شیعیان، افزایش مالیات ها و ...(نهضت روحانیون ایران، علی دوانی، ج ۱، ص ۲۱۹)

مردم قیام کننده همانند گذشته در پی رهایی کشور از سلطه انگلیسی ها بودند، این مخالفت ها نیز از سوی روحانیت شیعه هدایت و رهبری می شد; به گونه ای که مردم بر اساس نظر علمای شیعه از شرکت در انتخابات مجلس ملی که قرار بود بر قیمومت انگلیس بر عراق صحه گذارد، خودداری کردند . اما روحانیت همانند دوران قیام های ضد انگلیسی گذشته در صحنه حضور نداشت . علت این امر به سرکوب قیام ۱۹۲۰م . /۱۲۹۹ش . روی کار آمدن یک دولت ملی، تحکیم سلطه انگلیس در عراق و نیز فقدان رهبر و یا رهبرانی مقتدر چون آیت الله محمد تقی شیرازی و شیخ الشریعه، برمی گشت . (نهضت اسلامی شیعیان عراق، جویس ان ویلی، ترجمه مهوش غلامی، ص ۳۹)

بازتاب انقلاب عراق در ایران

انگلستان سعی می کرد از گسترش شعله انقلاب عراق به مناطق تحت نفوذ استعمار جلوگیری کند چرا که در این انقلاب علمای اسلام نقش فعال و سازنده ای در رهبری مقاومت مسلحانه در برابر ارتش انگلیس ایفا نمودند و دستور جهاد بر ضد قوای استعمارگر را صادر کرده بودند و در کنار این شخص علما در صف مقدم همراه مردم ستمدیده عراق بودند و این واقعیت می توانست چراخ امید رهایی از استعمار را در دل مسلمانان دیگر به ویژه ایران که تحت نفوذ و اشغال انگلستان بود روشن کند.

یک سال پس از حمله نیروی نظامی انگلستان به عراق، چهار کشتی انگلیسی در تاریخ اوت ۱۹۱۵ عده ای سرباز در بوشهر پیاده کردند و پس از اشغال شهر پرچم انگلستان را برفراز بوشهر بالا بردند. البته دولت انگلستان از مدتها قبل از وقوع جنگ جهانی اول سرلسر منطقه جنوب ایران را منطقه نفوذ خود ساخته بود. قرارداد ۱۹۰۷ که ایران را به دو منطقه نفوذ شمال و جنوب بین دولت انگلستان و دولت تزاری روسیه تقسیم می کرد. اگرچه هیچگاه این قرارداد جنبه قانونی و رسمی به خود نگرفت ولی در عمل استیلای انگیسی ها را بر جنوب ایران هموار ساخته بود. دولت انگلستان در این ایام کوشش زیادی از طریق وزراء و سفرای خود و نیز عمال دست نشانده در ایران برای برقراری نفوذ قانونی و رسمی به عمل آورد.

چون دولت انگلیس از قرارداد ۱۹۰۷ در ایران به نتایج دلخواه نرسیده بود، بعد از اتمام جنگ جهانی اول سعی در تحمل قرارداد ۱۹۱۹ که در راستای رسمیت دادن به دخالت مستقیم انگلیس در امور ایران بود، داشت. در جنوب هم عده ای از اهالی بومی تحت نظر صاحب منصبان انگلیسی برای حفظ امنیت راه تشکیل شد و سرپرسی کاکس که سالها در خلیج فارس و بین النهرین بود ماموریت داده شد تا در مورد قرارداد۱۹۱۹ با ایران وارد مذاکره جدی شود(حسین مکی – احمد شاه- ص ۴۲۱). ناگفته نماند این شخص قبلاً سمت فرماندهی کل قوای انگلستان در عراق را داشته است و قسمتی از قشون انگلستان را از بغداد به ایران منتل کرد تا قدرت کافی برای تحمیل قرارداد را فراهم آورد(صادق تهرانی ص ۱۱۷)

این عمل که تجاوز آشکار به تمامیت ارضی ایران بود مورد اعتراض علمای ایران در عراق قرار گرفت و بهخصوص آیت الله کاشانی که در کاظمین زندگی می کرد، چرچیل معاون حاکم نظامی انگلستان در عراق را احضار کرد و به او گفت دولت ایران در جنگ جهانی یک دولت بیطرف است به چه مناسبت دولت وی قوای نظامی خود را وارد خاک ایران نموده است و صراحتاً از او خواست که دولت انگلستان قوای خود را از ایران خارج کند.(صادق تهرانی ۱۱۷)

دولت انگلستان که به مناسبت نفوذ سیاسی در خلیج فارس خود را همسایه جنوبی ایران محسوب می کرد، به دنبال اشغال نظامی عراق درصدد ایجاد یک نیروی نظامی منظم در جنوب ایران بود تا با کمک آن بتواند پشتوانه اجرای برای نیات خود داشته باشد. در همین راستا در سالهای آخر جنگ جهانی (۱۹۱۸۰۱۹۱۷) دولت انگلستان به بهانه حفظ امنیت راهها جنوبی کشور و به بهانه جلوگیری از نفوذ مامورین آلمانی یک تشکیلات نظامی منظم ایجاد کرد. مرکز ستاد این نیرو در فارس بود و اداره آن به طور کامل در اختیار افسران انگلیسی قرار داشت. فرماندهی این نیرو بر عهده سرپرسی کاکس بود و این نیروی نظامی ساخته دست انگلیسی ها در ۱۹۱۷ تحت عنوان پلیس جنوب رسمیت یافت.(صادق تهرانی ص ۱۱۸)

شاید بتوان گفت یکی از دلایلی اصرار و مداومت انگلستان در درگیری با علمایان عراقی و سرکوبی جنبش آنان داشت، آن بود که باور داشتند که خروجشان از آن کشور نتایج ناگواری در کشورهای همسایه بویژه ایران برایشان خواهد داشت. در این زمان روسها در ایران نفوذ قابل توجهی داشتند و در صورت خروج انگلستان از بین النهرین (عراق) بودن شک روسها نفوذ خود را چند برابر می شد و این از دید انگلیسی ها یک خطر بزرک محسوب می شد. بابراین انگلستان با تغییر رویه در عراق سعی داشت با انتقال قدرت به یک پادشاه عرب به جای حکومت تحت الحمایگی خیال خود را از جانب عراق مطمئن سازد و با فراغ خاطر توجه خود را معطوف دیگر نقاط حساس منطقه بویژه ایران گرداند.( عبدالهادی حائری، تشیع و مشروطیت در ایران و نقشایرانیان مقیم عراق ص ۱۷۰ الی ۱۷۳)

امادر جریان انقلاب عراق واضح بود که اثر این جنبش تنها به شهرهای زیارتی عراق محدود نخواهد بود. در پی اعلان جهاد از جانب علمایان شیعه بر علیه انگلیسی ها خبر آن به سرعت در ایران منتشر شد. در فارس علما و وعاظ فتوای جهاد را در مساجد برای مردم قرائت میکردند و مردم را دعوت به مقاومت و نبرد مسلحانه مینودند(سپهر ص ۷۹) قابل توجه است که در برخوردهائی که در نقاط مختلف جنوب ایران بین نیروهای انگلیسی و مجاهدان ایرانی که مستقیماً به علت فتوای علمایان شیعه در عراق دست به نبرد زدند.(صادق تهرانی، ص ۱۱۹) مسلم بود مردم ایران، مادمی که از نجف و مراجع مقیم این شهر اجازه نمی گرفتند، چه آشکار و چه پنهان دست به هیچگونه حرکت انقلابی نمی زدند. مخصوصاً در امر اجتهاد و مبارزه با آنچه دشمن اسلام و مسلمانان است، فقط از نجف دستور می گرفتند(یکصد سال مبارزه، ص ۸۸) این اتفاق نشان دهنده این بود که هرچند دولت مرکزی در ایران به دلیل ضعف توانایی مبارزه با نیروهای خارجی را نداشت ولی این مردم بودند که با پشتیبانی علما و مراجع شیعه، همواره مخالفت خود را نسبت به استعمار به هر طریق نشان می دادند .

در این ایام تمایلات ضد انگلیسی در ایران به ویژه جنوب چنان قوی بود که ژنرال سرپرسی سایکس فرمانده پلیس جنوب به تلخی یادآوری نموده است که: حتی عشایر بختیاری که از مدتها قبل با ما رابطه حضوری داشتند، اینک بر اثر تحرکات مذهبی در مقابل ما صف آرایی نموده اند. اگرچه پداران آنها با ما بودند ولی فرزندان و جوانان انها بر علیه ما می جنگند.(سرپرسی سایکس ص ۱۶۱۹)

بدین ترتیب دلیران تنگستان «رئیسعلی خان دلواری»، «شیخ حسین خان چاه کوتاهی» و« زایر خضر خان اهرمی» تصمیم به قیام علیه دشمن ودفاع از وطن می گیرند. لازم به ذکر است فتوای جهاد از سوی علما عراق از جمله انگیزه های مهم قیام دلیران تنگستان بود . سایکس بهانه خلع سلاح عشایر جنوب جهت سرکوب مقاومت آنها با یک سپاه ۱۱هزار نفری هندی، ایرانی و افسرهای انگلیسی مامور سرکوب مبارزان و مقاومت مردم جنوب شد. او با همکاری عبدالحسین فرمانفرما و دیگر متنفذین هواخواه انگلیس به سرکوبی نهضت جنوب پرداخت.( لوائح و سوانح (اسنادی از جنبش روحانیت جنوب ایران در جنگ جهانی اول)، سید عبدالله مجتهد بلادی بوشهری، بوشهر: مرکز بوشهر شناسی (۱۳۷۱)، ص۱۶۶.) اگر چه دولت مرکزی از مقابله با نیروهای استعماری ناتوان بود ولی این نیز مردم جنوب بودند که به فتوای علمایان دینی خود لبیک گفتند در مقابل نیروهای خارجی ایستادگی کرده و جان و مال خود را در راه دین و وطن خود فدا کردند.

نتیجه گیری

بدون شک این جنبش از جهت سابقه تاریخی یکی از اولین جنبشهای مسلحانه ضد استعماری در جهان محسوب می شود. نکته جالب توجه در این مبارزه ضد استعماری، این است که ملت عراق از هیچ کمک نظامی و مالی خارجی برخوردار نبودند و به طور کامل از داخل و در میان خود مردم ضروریات این جنبش تامین می شد. انقلاب عراق نشات گرفته از فکر و عقیده اسلامی و نیز نقطه عطفی در پرونده مبارزات علما و مسلمانان بر علیه سطه خارجی بود. البته نباید این نکته را از نظر دور داشت که انقلاب های مشروطه خواهی ایران و ترکیه نقش فراوانی در بالا بردن آگاهی سیاسی در میان مردم عراق بازی کردند. به عقیده برخی از نویسندگان عراقی، وجود این دو انقلاب، زمینه مناسبی برای انقلاب ۱۹۲۰ عراق فراهم آورد. اگرچه در مجموع پیروزی نهایی برای مسلمانان عراق و نیز دلیر مردان تنگستانی و چاه کوتاهی در ایران به دست نیامد؛ و این قیام ها با شکست روبه رو شد، اما برای مسلمانان پیروزی معنوی و باطنی به همراه داشت، به طوری که تاثیرات آن را در دهه های بعدی شاهد هستیم. این قیام تحولی عظیم برای عراق و منطقه محسوب شد. به طوریکه قدرت استعماری انگلستان را با مشکلات و موانع عدیده ای رو به رو کرد و آن را وادار کرد نظارت خود را بر این نواحی به شیوه دیگری اعمال کند.

در همان دوران پرمخالفت و مصیبت بار بود که آگاهی و شعور سیاسی مسلمانان، به گونه یی روزافزون رو به تزاید گذاشت و از آن پس، ملل مسلمان شرق، در راه استخلاص و آزادی و استقلال موطن خود کوشیدند و در این راه، آنقدر مقاومت و مداومت نشان دادند تا سرنجام پیروزی نهایی را از آن خود کردند.

منصور موسوی

منابع

۱- نهضتهای اسلامی در صد ساله اخیر/مرتضی مطهری- ویرایش ۲، تهران :صدرا،۱۳۶۶

۲- دولت عثمانی از اقتدار تا انحلال، احمد یاقی ،اسماعیل ؛ قم : انتشارات پژوهشکده حوزه و دانشگاه ، ۱۳۷۹

۳- مبانی فکری و زمینه های اجتماعی جریان های معاصر عراق، ،شمس الله مریجی، تهران، انتشارات, بوستان کتاب، ۱۳۸۰.

۴- تاریخ انقلاب اسلامی ۱۹۲۰ عراق و نقش علماء مجاهدین اسلام، صادق طهرانی، انتشارات؟، سال؟

۵- نهضت روحانیون ایران، علی دوانی، تهران، ناشر: مرکز اسناد انقلاب اسلامی، ۱۳۷۹.

۶- نهضت اسلامی شیعیان عراق. جویس ان. ویلی. ترجمه مهوش غلامی. تهران، انتشارات روزنامه اطلاعات، ۱۳۷۳.

۷- زندگانی سیاسی سلطان احمد شاه: حسین مکی، تهران، ناشر: امیر کبیر، ۱۳۶۲.

۸- تشیع و مشروطیت در ایران و نقش ایرانیان مقیم عراق، عبدالهادی حائری، تهران، امیر کبیر، ۱۳۸۱.

۹- یکصد سال مبارزه روحانیت مترقی، ناشر: اطلاعات، ۱۳۵۸.

۱۰- تاریخ ایران، سایکس، سر پرسی، ترجمه سید محمدتقی فخرداعی گیلانی، انتشارات نگاه، ۱۳۸۹.

۱۱- محسن بهشتی سرشت.....