همه ما گاه ناگزیر از صحبت کردن در حضور چند نفر هستیم، خواه در یک جلسه رسمی یا کنفرانس باشد و خواه در جمع خانوادگی یا محیط کار. اگر مهارت های لازم را در این زمینه داشته باشیم، به طور قطع روند کار با موفقیت بیشتری انجام می شود و به نتایج بهتری می رسیم. یکی از مباحث مهمی که بیشتر صاحب نظران بر آن اتفاق نظر دارند، مقدمه ای است که ما برای گفتار خود انتخاب می کنیم.

برخی می گویند اصل مطلب مهم است و مقدمه تاثیر چندانی در روابط ندارد؛ در صورتی که اگر مقدمه جالب و دلنشین نباشد، دنبال کردن بقیه صحبت از جانب شنوندگان چندان قطعی نیست. برای پرداختن به موضوع، در صورت امکان می توانید از داستان های کوتاه، ضرب المثل ها و اطلاعات جالب دیگر برای حمایت از موضوع اصلی استفاده کنید و برجذابیت کلام و درک بهتر آن بیفزایید. پس سعی کنید صحبت خود را همیشه با یک مقدمه آغاز کنید و سپس به اصل بحث بپردازید و اما مقدمه.

مقدمه باید مختصر باشد، اما در عین حال هدف از بیان آن را مشخص کند تا شنونده بداند قرار است به چه موضوعی پرداخته شود.مقدمه نباید تنها اطلاعات خاصی را به شنونده منتقل کند، بلکه باید شنونده را جذب کند و برای پیگیری کلام، انگیزه لازم را در او به وجود آورد. مطالب بیان شده باید با یکدیگر مرتبط باشند، نه این که در مقدمه به نکاتی پرداخته شود که در آخر بحث، هیچ نتیجه ای از آنها گرفته نشود. سعی کنید با نوع کلامتان ارتباطی میان خود و شنونده ایجاد کنید که موج مثبتی پدید آورد و فضای دلنشین و مطلوبی به بحث شما بدهد.و اما در پرداختن به مطالب اصلی کلام، پس از مقدمه، نکات زیر را در نظر داشته باشید: از کلمات قابل درک و با معنی استفاده کنید. القاب، عناوین و اصطلاحات فوق تخصصی، به درک بهتر موضوع کمکی نمی کند، البته هنگام نیاز باید به آنها اشاره کرد، اما موضوع اصلی نباید تحت الشعاع آن قرار گیرد، زیرا شنونده خسته می شود.

سعی کنید حتما از موضوع مورد نظر به اندازه کافی اطلاع داشته باشید تا با تسلط کامل درباره آن صحبت کنید. به یاد داشته باشید هرچه بیشتر مطالعه کنید، بیشتر خواهید دانست و هرچه بیشتر بدانید و بیاموزید، به جاهای بهتری می رسید. وقتی از جنبه های گوناگون یک مسئله آگاه باشید، با اعتماد به نفس بیشتری راجع به آن صحبت می کنید و این حس مثبت خود را به شنونده نیز منتقل خواهید کرد. با اشاره به ارزش و اهمیت موضوع، علت انتخاب خود را در پرداختن به آن بیان کنید و در صورت لزوم جزئیاتی مرتبط با مسئله را نیز تشریح کنید. دیگران را در بحث خود وارد کنید و از نظرات آنها نیز مطلع شوید، زیرا اگر تا انتهای بحث پیش بروید، امکان دارد نقاط کور و مبهمی برای شنوندگان ایجاد شده باشد و آنها فرصت ابراز عقیده یا سوال در آن موارد را نداشته باشند.هرگز فکر نکنید سکوت حضار دقیقا به معنای تایید و همراهی با گفته های شما است. حتی اگر سکوتی نیز حکمفرما شد، سعی کنید با طرح برخی سوالات در ارتباط با موضوع کلام آنها را به شرکت در بحث تشویق کنید.

از مکث های طولانی و تپق زدن بپرهیزید؛ زیرا اینگونه موارد نه تنها حاکی از عدم تسلط و آگاهی کافی شما به موضوع است، بلکه هماهنگی و ارتباط میان موارد را از میان می برد. در ضمن موجب حواس پرتی شنوندگان می شود و رشته گفتار را از دست شما خارج می کند، البته این کار به تمرین نیاز دارد، اما ضروری و ممکن است. توجه کنید حتی عامی ترین مردم نیز قادر به درک میزان توانایی شما در بیان، کلام و نحوه گفتار هستند. مردم همیشه به خود افراد توجه دارند نه به مدرک و درجه تحصیلی شان. پس اگر عالی ترین مدارک تحصیلی را نیز داشته باشید، اما در انتقال مفاهیم و مقاصد مورد نظر خود ناتوان باشید، موفقیتی کسب نخواهید کرد.

موارد فوق، نکاتی ساده اما مهم را به شما یادآوری می کنند که با وجود ساده بودن به تمرین و صرف وقت نیاز دارند که امیدواریم با رعایت آنها در زندگی اجتماعی و کارهای خود، به موفقیت های روزافزون دست یابید.