مقدّمه (لزوم تحوّل در موضوع شناسی)

موضوع شناسی در استنباط فقهی از جمله دغدغه ها و مسائلی است كه توجه بسیاری از اندیشمندان حوزه مباحث دینی و فقهی را به خود جلب كرده است. كم نیستند كسانی كه معتقدند: موضوع شناسی خود به عنوان یك موضوع، نیازمند اجتهاد ـ به معنای عام ـ است. اگر فقیه زمانه را نشناسد، یعنی به حیات جدید و لوازم آن آگاهی نداشته باشد، هندسه معرفتی جهان جدید را درك نكند، با موضوعات نو آشنا نباشد، مسائل نوظهور را درنیابد، و پرسش های روزگار را نداند، فقه تحوّل و توسعه پیدا نمی كند و این جز با توسعه مفهومی و مصداقی منطق اجتهاد و تشكیل حلقه های كارشناسی، كه در هاله و حاشیه هر فقیه فحلی یاریرسان او در تحقیق و تدقیق باشند، به دست نمی آید. و اگر این تحوّل و توسعه روی ندهد، اجتهاد ما كارآمد و دین ما روزآمد نخواهد شد. یك فقیه به تنهایی به فرض كه بتواند موضوعات شرعی را بشناسد ـ كه می شناسد ـ با موضوعات علمی و عرفی چه خواهد كرد؟ در حالی كه دایره عرف امروز نه تنها توسعه یافته، كه متحوّل نیز گردیده و چنان نیست كه یك فرد بتواند به سادگی و سهولت، فهم عرفی جامعی تحصیل كند. موضوعات، معاملات و انواع عقود عرفی در قیاس با گذشته، گسترش و تحوّل یافته است.

فهم موضوعات عرفی در پشت درهای بسته حجره ها به دست نمی آید. نمی گوییم موضوع شناسی تنها وظیفه فقیه است، اما مدعی هستیم اگر موضوع فهم نشود، مسئله درك نشده است، و اگر پرسش درك نشود پاسخ میسّر نیست یا پاسخ كارآمد نیست.

موضوع شناسی، هم در استنباط و هم در اجرای حدود الهی نقش آفرین است. اهمیت این مطلب زمانی روشن تر می شود كه با موضوعاتی رو به رو باشیم كه در فضایی نامأنوس، با فضای اجتهاد شكل گرفته و رشد یافته باشند. مسلّماً فقیه در شناخت این گونه موضوعات، به تنهایی نمی تواند درك درست و كاملی حاصل كند. بخصوص با پیچیدگی هایی كه زندگی امروزی پیدا كرده است تا جایی كه گاه حوزه روابط برخی موضوعات را به راحتی نمی توان احصا كرد، چه رسد به شناخت آنها. از این رو، امروزه دیگر نمی توان به شناخت بسیطی از بسیاری موضوعات اكتفا كرد و آنها را در قالب های تنگ پیشین به تعریف درآورد. شاید بخش زیادی از عدم پویایی فقه امروز را بتوان ناشی از این كاستی دانست.

«مطبوعات» از جمله این موضوعات بسیار پیچیده است كه به صورت كاربردی و عینی، نمی توان آن را در قالب عنوان هایی همچون «كتب ظلال» و حتی حدّ و مرزهای گفتار و بیان، به فقه عرضه كرد و پیرامون آن به استنباط پرداخت. مطبوعات از جمله پدیده های است كه شناخت كاربردی و ارتباط شناسی آن تنها از عهده كارشناسانی برمی آید كه متغیّرهای متناسب با زمان و شرایط امروز را بتوانند تعریف كنند و برای شناخت آن، الگوهای كاربردی عینی به كارگیرند.

این مقاله در صدد است تأملّی در خاستگاه، جایگاه و كاركرد مطبوعات داشته باشد تا زمینه ای برای شناخت درست تر این پدیده و ارائه عناوین واقعی تر آن به فقه باشد.

جایگاه مطبوعات در جوامع امروزی

مطبوعات از جمله محصولات جوامع نوین، بخصوص جوامع غربی، به شمار می آید كه پس از اختراع دستگاه چاپ، هویّت بارزی پیدا كرد. این پدیده اجتماعی به راحتی توانست در ابتدا، مهم ترین مرجع آگاهی جامعه باشد و اطلاعات روزمرّه اجتماع را تأمین كند و طبیعتاً از مراكز جهت دهی جامعه به حساب آید.

در جامعه امروزی، كه رسانه های همگانی دیگر ـ از رادیو و تلویزیون گرفته تا سینما و كتاب ـ قدم به میدان گذاشته اند و در زمینه نشر ارزش های اجتماعی با مطبوعات به رقابت برخاسته اند، و در روزگاری كه اندیشه ها و عقاید مردم تحت تأثیر عوامل گوناگون قرار گرفته و ساختار زندگی خصوصی و اجتماعی بكلی دگرگون شده است، طبعاً مطبوعات نمی تواند نقش جهت دهنده یك قرن پیش را داشته باشد. با این وجود، نمی توان نیرو و نفوذ مطبوعات را نادیده گرفت. تحلیل جنبه های گوناگون آن نشان می دهد كه هنوز مطبوعات به عنوان یك عامل جهت دهنده زندگی اجتماعی نقش ضروری و انكارناپذیری دارد و بیش از عوامل دیگر قادر است در تهذیب تمایلات و هوس ها و استحكام پیوندهای افراد با جامعه خود یا جوامع بین المللی مؤثر باشد. روزنامه ها و مجلّات می توانند از طریق مقالات و یا آگهی ها خود، راه و رسم زندگی امروزی را به خوانندگان بیاموزند و جایگاهی را كه در حیات سیاسی اجتماع ـ به معنای وسیع كلمه ـ از دست داده اند، از طریق نفوذ تأثیر فزاینده بر زندگی روزانه مردم عادی جبران كنند. در زمینه های خبری، هنوز هم مطبوعات قادرند از هنرپیشه ای گم نام، بتی بسازند كه میلیون ها ستایشگر داشته باشد، یا بسیاری از اعتقادات و باورها و «تابو»های اجتماعی را درهم بریزند.

این پدیده اجتماعی از ویژگی های خاصی نیز برخوردار است. مهم ترین این ویژگی ها عنصر زمان، به روز بودن، شكار اطلاعات، برجسته سازی و هیجان انگیزی و جذب مخاطب است كه جان مایه حیاتی مطبوعات را تشكیل می دهد.

حال باید دید وسیله ای كه دارای این ویژگی هاست، چگونه می تواند خود را با ارزش ها، بایدها و نبایدهای اسلامی تطبیق دهد؟ معضلی كه در جمع میان ارزش ها و ویژگی های مطبوعات پیش روست همواره رابطه ارزش های فرهنگی و مطبوعات را دچار بحران می سازد. مطبوعات ـ آن چنان كه در ابتدا برای آن شكل گرفته ـ برای تأمین لذت بیشتر مخاطب خود یا پیشبرد هدف های اقتصادی ـ سیاسی حكومت ها، گروه ها و احزاب، از هر وسیله ای استفاده می كنند. قالب هایی كه قبلا به كارشان می آمد، قالب هایی اخلاقی نبودند، بلكه قالب هایی بود كه آنها را بهتر به مقصود برساند و در راه هدف، هر وسیله ای قابل توجیه بود. بنابراین، اگر به كُنه اسرار خانوادگی یك فرد رسوخ كنند، بر اساس طبیعت و ماهیت وجودی خود، كار مطلوبی كرده اند، اگرچه این كار از لحاظ ارزشی، ناپسند و مذموم باشد. كدام یك را باید گرفت؟ از یك سو، ارزش های حرفه ای مطبوعاتی، فرد را به سمتی سوق می دهد كه به اسرار خصوصی مردم نفوذ كند، و از سوی دیگر، ارزش مداری و ارزش گرایی او را از چنین چیزی باز می دارد. وقتی دروغ گویی بتواند بر شمارگان یك نشریه بیفزاید، همین امر مدیر آن نشریه را به سمت چنین كاری سوق می دهد. اما گرایش اخلاقی و ارزشی، او را از این كار باز می دارد، و او متحیّر می ماند بین این دو كشش كه از دو سو او را به سمت خود جذب می كنند. چنین تحیّری ناشی از همان تناقض است، و این تناقض موجب تحیّر و سرگشتگی ارباب جراید و مردم می شود. مردم انتظار دارند كه مطبوعات پاسدار ارزش های بومی و دینی آنها باشند، اما چرا در بسیاری از مواقع، مطبوعات به چنین خواستی وفادار نمی مانند؟ چرا از این مرز عبور می كنند؟ و چرا گاه حتی به ساحت مقدّس ترین باورهای مردم اهانت و جسارت می شود؟ چه بسا مرتكب چنین عمل ناپسندی مدعی باشد كه او بر اساس یك آموزه مشخص عمل می كند و آموزه او در این زمینه، آن چیزی باشد كه از منشأ اصلی شكل گیری مطبوعات دریافت كرده است و همان او را به این سمت هدایت می كند.

كاركرد مطبوعات (تأثیر بر افكار عمومی)

تعریف ها و برداشت های مختلفی از افكار عمومی ارائه شده است. گروهی آن را حالت احساسی یا عاطفی بارز یك ملت می شمارند. برخی آن را تجلّی گرایش های ذهنی مردم نسبت به یك امر مورد اختلاف خوانده اند. عده ای آن را مجموعه عقاید افرادی دانسته اند كه میان آنها توافقی ایجاد شده است. بعضی نیز معتقدند: افكار عمومی مجموعه ای از مفاهیم، معتقدات، تصورات ذهنی، آمال و آروزهای گوناگون و تعصبّات قومی است كه در شرایط زیست گروهی مردم یك جامعه بروز می كند. عده ای نیز در مفهوم آن وسعت داده و تمام طرز زندگی یك ملت ـ یعنی همان مفهوم را كه علمای علوم اجتماعی «فرهنگ» می نامند ـ مترادف «افكار عمومی» دانسته اند.۱

در مجموع، «افكار عمومی» نیرویی نهان و آشكار است كه از تركیب اندیشه ها، احساس ها و برداشت های فردی به وجود آمده و تركیبی است كه وزن آن با میزان تأثیر و قدرت تهاجم عقاید تركیب كننده آن متفاوت است. افكار عمومی پدیده ای روانی ـ اجتماعی است، داوری مردم است بر سر یك موضوع همگانی و مورد اختلاف، اما حاصل جمع افكار فردی و جمعی نیست. افكار عمومی تعامل میان نظرات فرد و اجتماع است كه به صورت یك فكر عمومی شاید در چند مرحله جابه جا شود و سرانجام، وحدت پیدا كند و این وحدت فكری در بالای هرم جامعه قرار می گیرد و خود را بر حكومت ها تحمیل می كند.

به طور كلی، افكار عمومی در بین پدیده های روانی ـ جمعی گسترده ترین و آشكارترین آنهاست. این پدیده شگرف، كه با پویایی توانمند خود سرنوشت جوامع را رقم می زند، به موتوری می ماند كه چرخ های ماشین اجتماعی را به گردش درمی آورد. امروزه افكار عمومی به مراتب بیش از گذشته توجه تصمیم سازان و تصمیم گیرندگان را به خود جلب كرده است.

محققان علوم اجتماعی وجود چهار عنصر ذیل را برای تشكیل افكار عمومی ضروری می دانند:

الف) موضوعی باید وجود داشته باشد و یا باید به وجود آید كه مورد توجه عموم قرار گیرد و یا به عبارت دیگر، در علایق و منافع آنها مؤثر باشد و یا با استدلال هایی با منافع آنها پیوستگی پیدا كند.

ب) افرادی باید وجود داشته باشند كه دارای منافع مشتركی باشند تا آن موضوع با منافع آنها پیوند بخورد.

ج) اقدامات و تلاش هایی باید به عمل آید تا آن موضوع بیان و علایق عموم با آن موضوع تبلیغ گردد تا بین جمع زیادی از مردم پیرامون موضوع تفاهم حاصل شود.

د) این تفاهم نفوذ خود را به طور مستقیم یا غیرمستقیم اعمال نماید.۲

دولت ها، وسایل ارتباط جمعی، جمعیت های سیاسی، مذهبی و اقتصادی، افراد مهم و بخصوص رهبران فكری مورد اعتماد مردم مهم ترین عواملی هستند كه می توانند عناصر شكل گیری افكار عمومی را در جوامع امروزی به وجود آورده، شكل دهند.

در بین این عوامل، وسایل ارتباط جمعی در عصر حاضر، واجد اهمیت فراوانی است. این وسایل ارتباطی می توانند با ارائه برنامه های ویژه و پخش خبرهای خاص و تكیه و تأكید و تكرار یك خبر و انتخاب عناوین و تنوّع بیان موضوع، انتخاب فضای خبر و روش های دیگر، به مردم القا نمایند كه درباره چه چیزهایی فكر كنند و چگونه فكر كنند. متخصصان این وسایل با شناختی كه از عقاید و اعتقادات مخاطبان دارند، باورها و ارزش های آنها را شناخته اند، مقاصد و اهداف خود را با آنچه نزد این مخاطبان از احترام و حرمت برخوردار است همسو و در بسته نشان می دهند و در نتیجه، با این ترفند، افكار عمومی مساعدی به وجود می آورند.

در میان وسایل ارتباط جمعی، مطبوعات در صف اول عوامل شكل دهنده افكار عمومی قرار دارد; زیرا به دلایل گوناگون، از جمله ماندگار بودن و در هر لحظه و برهه از زمان دستیاب بودن و همچنین قیمت ارزان و تنوّع مطالب و محتوا، تمام گروه ها و طبقات مردم را مخاطب قرار می دهند و در نتیجه، در سطحی وسیع و گسترده بر افكار عمومی اثر می گذارند. از سوی دیگر، اعتماد و اطمینان مردم در اغلب موارد، نسبت به مطبوعات بیش از سایر رسانه های جمعی است و حاصل این ارتباط دو سویه بین مردم و مطبوعات، تنویر و تشكیل افكار عمومی است. و البته در عین حال كه مطبوعات عامل ایجاد و حركت افكار عمومی است در بعضی موارد می تواند موجب ركود و سكون آن نیز باشد. از طریق مطبوعات، می توان نوعی همدردی، همفكری، یكسانی و یكدلی در میان مردم جهان به وجود آورد.

از جمله تعاریفی كه برای «روزنامه نگاری» گفته است «فرهنگ سازان، اطلاع رسانان و هنرمندان» را می توان برشمرد كه حیطه فعالیت آنها نیز فراتر از یك شغل است. استفاده از ابزار روزنامه، نقش مؤثر و تعیین كننده ای در فرهنگ سازی دارد. این نقش می تواند در جهت مثبت یا منفی نسبت به فرهنگ عمومی ارزیابی شود. در صورتی كه مطبوعات به ارزش های جامعه پرداخته و بر آنها تأكید ورزد، فرهنگ عمومی پویا گردیده و در جهت رشد، شتاب مناسبی به خود می گیرد. در چنین شرایطی، حتی اگر یك یا چند نشریه برخلاف ارزش های جامعه حركت كند، تأثیری بر فرهنگ عمومی ندارد، اگرچه به لحاظ حساسیت های روزنامه نگاری و فرهنگ، ممكن است خراش هایی بر چهره جامعه مشاهده شود. اما اگر اكثریت مطبوعات یك جامعه خواسته یا ناخواسته به گونه ای در جهت مخالفت ارزش های فرهنگی جامعه حركت كنند، اگر دوام بیاورند، قادر به تغییر فرهنگ بوده و نقش منفی فرهنگ سازی خود را به منصّه ظهور می رسانند. پس نقش مطبوعات در عرصه فرهنگی جامعه، بسیار مؤثر و قابل توجه است.۳

به طور كلی، باید گفت: مطبوعات یكی از مؤثرترین وسایل ارتباط جمعی بر افكار عمومی است. از این رو، می تواند نقش مهمی در انتقال، حفظ، گسترش و یا نفی و ابطال ارزش های فرهنگی ایفا نماید.۴ به بیانی ژرف تر، باید گفت: مطبوعات یكی از وسایل گوناگون ارتباطی است كه بخش وسیعی از مخاطبان را بدون هیچ گونه ارتباط شخصی بین فرستندگان و گیرندگان پیام ها، فرا می گیرد. این ابزار فرد را با طیف فوق العاده وسیعی از مردم، كه تنها به طور غیرمستقیم شناخته می شوند، آشنا می سازد; افرادی از قبیل شخصیت های ورزشی، تاریخی، سیاست مداران، نویسندگان، روزنامه نویسان، موسیقی دانان و حتی افراد معمولی كه در گزارش های خبری به عنوان شاهد مورد مصاحبه قرار می گیرند. جامعه پذیر كردن ارزش های فرهنگی در وسایل ارتباط جمعی، امروزه امری مسلّم فرض شده است.۵

پی نوشت ها

۱ـ احمد یحیایی ایله‌ای، مبانی روابط عمومی، ص ۵۳.

۲ـ همان، ص ۵۷.

۳ـ همان، ص ۶۶۵.

۴ـ علی اسدی، افكار عمومی و ارتباطات، تهران، سروش، ص ۱۷۶.

۵ـ بررسی مسائل مطبوعات ایران، (مجموعه مقالات دومین سمینار)، مركز مطالعات و تحقیقات رسانه‌ها، ص ۶۶۹.

۶ـ محمّدباقر مجلسی، بحارالانوار، ج ۶۸، ص ۳۰۴.

۷ـ نشانی ؟؟؟

۸ـ نشانی؟؟؟؟؟

۹ـ بقره: ۴۲.

۱۰ـ نشانی؟؟؟

۱۱ـ بقره: ۱۴۰.

۱۲ـ نحل: ۱۲۵ / عنكبوت: ۴۶.

۱۳ـ زمر: ۹۸.

۱۴ـ نشانی؟؟؟؟

۱۵ـ ؟؟؟؟؟

۱۶ـ محمّدبن یعقوب كلینی، اصول كافی، ج ۱، ص ۵۴.

۱۷ـ محمّدباقر مجلسی، پیشین، ج ۳، ص ۱۵۳; ج ۱۰، ص ۲۹۹.

۱۸ـ ؟؟؟؟

۱۹ـ یكی از مفاهیم متناقضی كه امروزه به خاطر حفظ احترام و تقدّس كلمه «آزادی» به كار برده می‌شود، این است كه بگوییم: ما آزادیم در این حدود. البته حیثیت‌ها می‌تواند متفاوت باشد; اما در یك حیثیت واحد، به كار بردن كلمه آزادی و حدود با هم سازگار نیست; چنان‌كه نویسنده‌ای می‌نویسد: «بحث به طور مطلق، بر سر خواستن و نخواستن است و دیگر شرط و شروطی وجود ندارد. بدین معنا، شاید بتوان گفت: آزادی از مقوله «همه یا هیچ است» به نظر می‌رسد یاآزادی هست ـ كه هست و دیگر خط قرمز در میان نخواهد بود.» (ناصر فكوهی و دیگران، خط قرمز، آزادی اندیشه و بیان و حد و مرزهای آن، تهران، قطره، ۱۳۷۷، ص ۵۴) و عجیب اینكه ما نمی‌توانیم به صراحت بیان كنیم خیر، انسان آزاد نیست. در برابر خدا و دستورات او. بلكه حتی كمال انسان در بندگی اوست. البته آنكه بندگی او را نپذیرفته نیز آزاد نیست. او نیز بندگی می‌كند، اما بندگی هوای نفس، شیطان و طاغوت را. و چه زیبا فرمود امیرالمؤمنین علی(علیه السلام): «لا تكن عبد غیرك و جعلك الله حرّاً»; یعنی آزادی انسان در بندگی حق و رهایی از باطل است.

۲۰ـ ابن شعبه حرّانی، تحف‌العقول، ص ۳۳۱، روایت ابوجعفر(علیه السلام) یقول: «كل مالم یخرج من هذا البیت فهو باطل.» (محمّدباقر مجلسی، پیشین، ج ۲، ص ۹۴.)

۲۱ـ ؟؟؟؟؟

۲۲ـ مانند آیه «و لا تكتموا الحق و انتم تعلمون.» (بقره: ۴۲)

۲۳ـ آیه (تلك حدودُ الله فلاتقربوها) (بقره: ۱۸۷).

۲۴ـ ابن شعبه حرّانی، پیشین، ص ۳۳۶.

۲۵ـ ؟؟؟؟

۲۶ـ محمّدباقر مجلسی، پیشین، ج ۶۸، ص ۲۹۶.

۲۷ـ همان، ج ۶۸، ص ۲۹۴.

۲۸ـ همان، ج ۲، ص ۱۱۶.

۲۹ـ جان استوارت میل، رساله‌ای درباره آزادی، ترجمه جواد شیخ‌الاسلامی، تهران، بنگاه ترجمه و نشر كتاب، ۱۳۳۸، ص ۲۵.

۳۰ـ چهار معنا برای «ضلال» مطرح شده است. ۱. ضلال به معنای هر آنچه باطل است. (محمّدحسن نجفی، جواهرالكلام، ج ۲۲، ص ۵۸); ۲. آنچه مخالف عقاید مسلمانان است. (امام خمینی، تحریرالوسیله، ج ۲، ص ۴۵۷); ۳. مقابل هدایت (؟؟؟، حاشیه مكاسب «سید»، ص ۲۳ / حاشیه مكاسب «ایروانی»، ص ۲۰); ۴. آنچه موجب اغوا می‌گردد و گم‌راه می‌سازد (سید محمّدجواد حسینی عاملی، مفتاح الكرامه، ج ۴، ص ۶۲ / ؟؟؟، مصباح الفقاهه، ج ۱، ص ۲۵۴ / محمّدحسن نجفی، پیشین، ج ۲۲، ص ۵۸.) البته ابهاماتی نیز در معنای «ضلال» وجود دارد و همین سبب شده است در برخی اعصار موجب سردرگمی شود. برای مثال، شیخ محمّدحسن نجفی صاحب جواهرالكلام چون از مخالفان وجوب عینی نمازجمعه بود و مسئله رواج نمازجمعه را در عصر غیبت و در دوران خود، ساخته و پرداخته علمای ایرانی نزدیك به دستگاه صفویه می‌دانست، كتاب الشهاب الثاقب نوشته دانشمند بزرگی همچون فیض كاشانی را، كه به شدت از این حكم دفاع می‌كند، جزو كتب ضلال شمرده و نابود كردن آن را واجب دانسته است. (محمّدحسن نجفی، پیشین، ج ۱۱، ص ۱۷۸، بیروت، دارالاحیاء التراث العربی، ۱۹۸۱.) همچنین صاحب مفتاح‌الكرامه در بحث «كتب ضلال» می‌گوید: چون مرحوم بحرانی در كتاب الحدائق الناظره، دلایل مربوط به كتب ضلال را غیر معتبر دانسته و كتابش مشحون از توهین به علماست. لذا، این كتاب جزو كتب مضلّه است و باید امحا شود. (سید محمّدجواد حسینی عاملی، پیشین، ج ۴، ص ۶۳، بیروت، دار الاحیاء التراث العربی.)

۳۱ـ البته برخی از فقها قایلند: ادلّه حرمت حفظ كتب ضلال به از میان بردن هر آنچه موجب ضلال می‌شود امر می‌كند. بنابراین، كتاب خصوصیت ندارد و شامل هر آنچه موجب ضلال است، می‌شود. ر.ك. حاشیه مكاسب، ص ۲۳ حاشیه محقق یزدی، و ص ۲۵ حاشیه ایروانی.

۳۲ـ درباره دیدگاه‌های امام خمینی(قدس سره) درباره مطبوعات، كارهای متنوّعی انجام شده است. برای مطالعه بیشتر، ر.ك. رسول سعادتمند، مطبوعات و رسانه‌ها از دیدگاه امام خمینی(قدس سره)، قم، تسنیم، ۱۳۷۸ / گیلدا ملكی، «امام، مطبوعات، آزادی بیان»، پیام زن، ویژه‌نامه یكصدمین سال ولادت امام خمینی(قدس سره) / امید مسعودی، «مطبوعات و دیدگاه‌های انتقادی امام خمینی(قدس سره)»، حضور، ش ۲۲، سال نشر ؟؟؟، ص ؟؟؟ / علی صمدی، «امام و مطبوعات»، حضور، ش ۱۶، سال نشر ؟؟؟، ص ؟؟؟

۳۳ـ امام خمینی، صحیفه نور، ج ۱۸، ص ۶۵، ۲۶ مرداد ۱۳۶۲.

۳۴ـ همان، ج ۱۳، ص ۴۱، ۴ شهریور ۱۳۵۹.

۳۵ـ همان، ج ۱۲، ص ۲۳، ۱ فروردین ۱۳۵۹.

۳۶ـ پیتر آلبر، مطبوعات، ترجمه فضل‌اللّه جلوه، تهران، سازمان انتشارات و آموزش انقلاب اسلامی، ۱۳۶۸، ص ۹۷.

۳۷ـ امام خمینی، صحیفه نور، ج ۱۵، ص ۳۵ـ۳۶.

۳۸ـ همان، ج ۱۳، ص ۲۴۹، ۱۵ دی ۱۳۵۹.

۳۹ـ همان، ص ۲۴۸ـ۲۴۹.

۴۰ـ همان، ج ۱۴، ص ۵۱.

۴۱ـ برگرفته از گفتوگوی محمّدتقی فاضل میبدی با علّامه جعفری، مندرج در مقاله «حق آزادی در اسلام»، به اهتمام محمّدتقی فاضلی میبدی، اندیشه معاصر ۲ دین‌داری و آزادی، تهران، آفرینه، ۱۳۷۸، ص ۱۸۴ـ۱۸۸.

نویسنده: ابوذر مظاهری

منبع: ماهنامه معرفت


شما در حال مطالعه صفحه 1 از یک مقاله 3 صفحه ای هستید. لطفا صفحات دیگر این مقاله را نیز مطالعه فرمایید.