اصول تولید محتوا در روزنامه و اینترنت

شاید با ریزش شدید سیل مخاطبانِ انواع رسانه ها به سمت اینترنت, و با یک واکاوی سریع به این نتیجه برسیم که با وجود اینترنت نیازی به دیگر رسانه ها, خصوصا رسانه های متن محور وجود ندارد شمردن مزیت های این بر آن هم بسیار ساده است هزینه ی کمتر و سرعت بیشتر و

شاید با ریزش شدید سیل مخاطبانِ انواع رسانه ها به سمت اینترنت، و با یک واکاوی سریع به این نتیجه برسیم که با وجود اینترنت نیازی به دیگر رسانه ها، خصوصا رسانه های متن محور وجود ندارد.شمردن مزیت های این بر آن هم بسیار ساده است؛ هزینه ی کمتر و سرعت بیشتر در دسترسی به مطالب مورد نظر و سهولت در پیدا کردنشان، نبودن محدودیت در زمان دسترسی، در مقابل برنامه های تلویزیونی مانند اخبار و مستند و سریال و… که با وجود تکرار، باز هم امکان دستیابی همیشگی به آنها وجود ندارد و بسیاری دیگر از این قبیل برتری ها که اینجا قصد بررسی شان را نداریم.

اما یک نکته ی بدیهی که شاید مورد غفلت قرار گرفته باشد، نقش متفاوت تولید کننده محتوا و مصرف کننده آن در این دو نوع رسانه است.

در فضای وب و دنیای نت، تولید کننده محتوا باید چشمی به کیفیت و اصالت مطلب و چشمی هم به جذاب بودن آن از طرف مخاطب و همچنین دستی هم بر ساختار فنی آن برای بهینه کردنش در موتورهای جستجو داشته باشد.

واضح است که ایجاد موازنه میان این وجوه، سخت و گاهی نشدنی است. چراکه محتوای اصیل و فرم نوشتاری صحیح، لزوما با سلیقه مخاطب همخوانی ندارد و معمولا هم اینطور است. البته باید ذکر کنم که منظور من از مخاطب در این نوشته، مخاطب عامه و معمولا غیرجدی است.

از طرفی دیگر رعایت نکات فنی برای بهینگی موتورهای جستجو، ممکن است از کیفیت آن دو وجه دیگر بکاهد.

به هر حال این موضوع قطعیت ندارد و ممکن است محتوایی تمام این متغیرها را به تمامیتِ کمالشان رعایت کرده باشد. اما در اکثر موارد اینچنین نیست.

حال فضای روزنامه ها را در نظر بگیرید که رقابتشان بر اساس موتورهای هنوز هوشمند نشده گوگل نیست و تمایزشان از یکدیگر را کلیت محتوایشان می سازد. در واقع تنها سنجه روزنامه های کاغذی، وفاداری مخاطبانشان به آنهاست.

مدلی که روزنامه بر اساس آن شکل می گیرد یا باید بگیرد، دادن محتوایی به مخاطب است که پیش از خواندنش نمی داند چیست، اما در راستای هدف کلی روزنامه و همینطور هدف خواننده از خرید آن است.

به زبان ساده تر، ساختار اینترنت اینگونه است که من چیزی را در ذهن دارم و با سرچ کردنش، به پاسخ ها و نتایج داده شده، می رسم، در مقابل روزنامه سوالی که نمی دانستم چه بوده،اما برای رسیدن به آن هدف کلی ام، نیاز به دانستش دارم را پاسخ می دهد، به علاوه سوالهایی جدید هم در ذهن من ایجاد می کند، که برای پاسخش یا به سوی کتابها و مقالات می روم یا راهی فضای وب می شوم یا در انتظار شماره های بعدی روزنامه می نشینم یا اینکه همان مطلب برایم کافی بوده و به سراغ کارم می روم.

در هم تنیدگی این حوزه ها بر کسی پوشیده نیست و هدف کشیدن خط تمایزی میان آنها نیست، بلکه ترسیم خطی است که پیوستگی صحیح تری میان آنها ایجاد کند تا بدین وسیله بتواند به شفاف کردن نقش مهم روزنامه ها در درگیری مردم با موضوعات جدید و “به روز” و در بدست دادن پرسش های تازه و ارتقا سلیقه عمومی کمک نماید.

در یک کلام و به عنوان نتیجه؛

به نظر من، روزنامه ها و سایت های خبری و عمومی در فضای اینترنت نقشی مکمل دارند، یکی در طرح پرسش های جدید برای مخاطب و دیگری در پاسخ به آنها.