متن تبریک روز زن روز مادر 96

متن تبریک روز زن جمعه 18 اسفند 1396 خورشیدی برابر 8 مارچ 2018 میلادی و مصادف با 19 جمادی الثانی 1439 هجری قمری ولادت حضرت فاطمه زهرا می باشد که روز مادر نامگذاری شده است در ادامه چند متن تبریک در مورد روز مادر و روز زن آورده شده است

ای مادر عزیز که جانم فدای تو

قربان مهربانی و لطف و صفای تو

تولد مظهر خلقت مبارک باد . . .

و خداوند زن را نمک زندگی آفرید تا مرد را از گندیدگی نجات دهد

روز زن مبارک !

بنام آنکه شادی وخوشبختی را آفرید به آسمان گفتم قشنگترین جمله را بگو تا برای

عزیزترین کسم بنویسم : گفت بنویس دوست دارم بی نهایت باصداقت تا قیامت تقدیم به

همسرعزیزم به مناسبت سالروز میلاد حضرت صدیقه کبری فاطمه زهرا (ع) و روز زن . . .

در نگاه پر فروغت در اعماق سکوتت تنها محبت را میبینم مهر تو در زره زره ی وجودم رخنه

کرده و حال به زیبا ترین و مقدس ترین واژه یعنی مادر قسم می خورم که دوستت دارم

مادر عزیزم روزت مبارک . . .

دوست دارم همیشه همرنگ صداقت باشی .

روزت مبارک همسر عزیزم . تنها تکیه گاه منی دوستت دارم . . .

همسرم روزت را تبریک گفته و هزاران هزار شاخه ی روز صورتی را به همراه تمام عشق که

موجودیم است تقدیمت می کنم قربونت برم بدون که همیشه دوست داشتم دارم و

خواهم داشت

مادر واژه ایست سرشار از امید و عشق.واژه ای شیرین و مهربان که از ژرفای جان بر می آید. روزت مبارک مادر

زن هستی ساز. نظم ده و مهر گستر است سرچشمه ی محبت و الطاف داور است بهر صفا ولطف خدا

به یاد می اورم لحظه های فراز را که با صدای او اعتبارم می بخشید و لحظه های نشیب را که اعتمادم

به یاد می آورم افرادی افراشته ای را به یاد می اورم مادرم را . . .

نام تو رازی نوشته بر بال پروانه هاست . . .

گلها همه به نام تو مشهورند . . .

آیینه های از انعکاس نام تو می خندند و من تنها برای تو می گویم : زندگی کن تا زنده بمانم . . .

روزت مبارک

امروز با شاخه گلی سرخ ودستانی لرزان به دیدارت می آیم

این اشک های من از سردلتنگی است

دلتنگی برای بوسه زدن بر دستهای مهربانت

کاش بودی...

امروز دلم آتش گرفت ودوباره جای خالیت را حس کردم

می دانم جای تو خوب است

وفرشته های آسمان امروز را برایت جشن می گیرند

آخر میدانم که بهشت زیر پای توست....

کاش فقط امروز نگاهت را داشتم

خدایا کاش فقط یک بار دیگر

آغوشش را داشتم

چقدر بوی تو خوب است، بوی آغوشت

همیشه زحمت من بوده است بر دوشت

چنان زلال و لطیفی که مطمئن هستم

دوبال بوده به جای دو دست بر دوشت

ولی به خاطر من بال را کنار زدی

که با دو دست بگیری مرا در آغوشت

مادری دارم آرام

بی پروا از سکوت آب ها

شوقش از برگ درختان افزون

نگاهش لطیف تر از انوار بهار

کلامش آفتاب ،صدایش باران

مادری دارم که خواندن نمی دانست

ولی درس زندگی آموخت

آموخت که چگونه گل را شاد کنم

عشق را بفهمم

دشت دل را خوشه خوشه پر کنم از گل شقایق

آموخت که چگونه دوست بدارم زندگی را