آفتاب

مقالات علیرضا منصوری



مقصود من از فرهنگ، در این یادداشت کوتاه، مجموعه‌ای از تعهدات و باورهاست که از طریق تفسیر جهان و ارایۀ ارزش‌داوری‌ها، در شیوۀ زندگی افراد مؤثر، و ضامنِ بقا و هویت اجتماعی آنهاست.

فلسفه

مسألۀ اندازه گیری در مکانیک کوانتوم، یکی از مسائل مهم از بدو پیدایش این نظریه بوده است که علیرغم تلاش های فلاسفۀ فیزیک و فیزیکدانان، هنوز به نتیجۀ مورد توافقی نرسیده است.

علم

در باب وجود عوامل اجتماعی تأثیرگذار بر علم و چگونگی تأثیرشان موافقت ها و مخالفت های زیادی صورت گرفته است که نقل و بحث آن در این مختصر نمی گنجد، اما اگر این نوشتار توانسته باشد اهمیت این موضوع را در بحث سیاست های علمی در جامعه برای خواننده روشن سازد، نگارنده به هدف خود رسیده است.

علم,فلسفه

وضع علم در هر دوره با نظریه های مقبول در آن دوره سنجیده می شود و از اهم مسائل مطرح در علم شناسی یکی اینست که دانشمند در رد و قبول یک نظریهٔ علمی چه سیاستی را در پیش می گیرد؟ و معیار پذیرش نظریه های علمی چیست؟ و چه چیزی پذیرش یک نظریه را موجه می سازد؟ یک پاسخ معمول به این پرسش این است که معیار پذیرش نظریه صدق آن نظریه است. اما بررسی‌های تاریخی نشان می دهد داستان علم پیچیده تر از آنست که بتوان آن را چنین ساده به تصویر کشید.

ریاضیات

امروزه نقش و کاربرد ریاضیات در توضیح و تبیین هایی که علم برای پدیدارهای طبیعی ارایه می کند بر کسی پوشیده نیست. اما بشر از چه موقع کارایی این نوع تبیین ها را دریافت و آموخت که نظم طبیعت را در جامه معادلات ریاضی ببیند و بیان کند؟

رئالیسم

حکایت ملاقات سید حسین نصر، دانشجوی جوانِ فیزیک، با برتراند راسل در دانشگاه ام آی تی را شاید خوانده باشید . ملاقاتی که نصر از نتیجه و تأثیر آن بر خود با عبارت «یک بحران فکری بزرگ» یاد می‌کند که موجب شد «چندین ماه را به درون کاوی بسیار رنج آوری» سپری کند و در نهایت مسیر زندگیش را از فیزیک به فلسفه و حکمت تغییر دهد و راه سنت‌گرایی را در پیش گیرد.

فلسفه‌تکنولوژی

ماریو بونگی (یا بونگه) در مقاله‌ای تحت عنوان ”ورودی‌ها و خروجیهای فلسفی تکنولوژی“، ضمن بیان شباهتها و تفاوتهای تکنولوژی با علم، براین نکته تأکید می‌ورزد که تکنولوژی یک موجود غیرفلسفی یا ضد فلسفی نیست.

رئالیست

در این مقاله برهان تعین ناقص نظریه با شواهد تجربی مورد بررسی و تحلیل قرار می گیرد. نشان می دهیم استفاده از این برهان برای تشکیک در صدق نظریه ها کفایت نمی کند و فرضهای ضمنی و غیر بدیهی دیگری برای این نتیجه گیری مورد نیاز است که الزام آور نیست و قابل مناقشه است.

توسعه,دین,علم

این مقاله شامل ملاحظاتی انتقادی در مورد دیدگاهِ رایجی است که مدعی است از طریق در نظر گرفتن شکافی عمیق بین علم سنتی و نوین می تواند تبیینی از توسعه‌نیافتگی ارایه دهد. این ملاحظات انتقادی شامل روانشناسی‌گرایی، معضلات تاریخنگاری، تلقی پوزیتیویستی از علم و التزام آن به نوعی تکنوکراسی است. نشان خواهم داد که چگونه ترکیبی از این معضلات موجب ارایۀ یک تبیین نامناسب و ناموجهی از رابطهٔ علم، سنت و توسعه می شود.

صدق (تقریبی) نظریه ها یکی از مدعیات اساسی رئالیست هاست. در این مقاله ضمن بیان اهمیت این مسأله به ارایه و بررسی یکی از براهین مهم رئالیست ها یعنی برهان معجزه نبودن (no-miracle) در دفاع از این ادعا خواهم پرداخت. نشان داده می شود که ایراد دوری بودن این برهان با اتخاذ پشتوانهٔ معرفت شناختی مناسب وارد نیست.

ون فراسن تجربه گرایی سازنده را به عنوان بدیلی برای رئالیسم معرفی کرده است، از یک طرف به بیان نقدهای وارد بر تجربه گرایی سازنده می پردازم، و از طرفی ضمن بررسی نقدهای وی بر براهین رئالیستی استنتاج بر اساس بهترین تبیین و تلفیق نظریه ها استدلال خواهم کرد که تجربه گرایی سازنده، برخلاف ادعای وی، نمی تواند بدیل مناسبی برای رئالیسم باشد.

EPR

در این مقاله ابتدا مروری بر اصل عدم قطعیت و آزمایش‌های فکری که در نهایت منجر به مقالهٔ EPR شد، خواهم داشت. هدف این است که از رهگذر مطالعهٔ روندِ اصلاحی آزمایش‌های فکری قبل از EPR، فهم بهتری از EPR بدست دهم. سپس روایت های خودِ اینشتین را عرضه خواهم کرد و به بررسی واکنش هایی می پردازم که، خصوصاً از طرف بور، به این برهان صورت گرفت. در نهایت تلاش خواهم کرد ضمن بیان روایت بوهمیِ این برهان و با توجه به نتایج حاصل از قضیهٔ بل، ملزومات و نتایج فلسفی برهان EPR را روشن کنم.

بیماری‌روانی

هدف من در این مقاله طرح این پرسش است که ” آیا چیزی به عنوان بیماری روانی وجود دارد؟ “ نشان خواهم داد که چنین چیزی وجود ندارد. ازآنجا که امروزه مفهوم بیماری روانی، کاربرد فراگیری دارد، به نظر می رسد که تحقیق در خصوص اینکه این واژه به چه طرقی به کار می رود دارای اهمیت و درخور توجه باشد. البته بیماری روانی به معنی واقعی کلمه یک ”چیز“ یا شیء فیزیکی نیست و از این رو فقط به همان صورت که مفاهیم نظری دیگر وجود دارند، می تواند ” وجود داشته باشد “.

رئالیسم

در این مقاله تحلیل معناشناختی کارنپ و تحولات فکری وی در خصوص مسألهٔ رئالیسم مورد بررسی قرار می گیرد. هدف نهایی کارنپ اتخاذ موضعی بی طرفانه نسبت به مسألهٔ رئالیسم است. مقایسه ای میان موضع نهایی کارنپ و موضع رئالیسم ساختاری راسل بعمل خواهد آمد، و در نهایت به ارزیابی و میزان توفیق رویکرد کارنپ خواهیم پرداخت.

علم

رئالیستها برای دفاع از موضع خود در خصوص صدق نظریه ها برهانی ارایه می کنند که به برهان معجزه نبودن مشهور است. لائودن از موضعی ضد رئالیستی، انتقادی به این برهان وارد می کند که تحت عنوان استقرای بدبینانه شهرت دارد. در این مقاله ضمن بررسی این برهان نشان خواهیم داد، ایراد لائودن وارد نیست.