آفتاب

سیاسی

ایران دیپلماسی آسیا آفریقا آلمان آمریکا آمریکای لاتین اروپا اسرائیل اسپانیا افغانستان انگلیس اوکراین ایتالیا ایران تركمنستان ترکیه جمهوری آذربایجان خاورمیانه روسیه سوریه سیاست‌های خارجی عراق عربستان سعودی فرانسه فلسطین لبنان لیبی مباحث عمومی روابط بین‌الملل ـ جاسوسی مصر مکزیک هند پاکستان چین ژاپن کانادا کره جنوبی کشورهای‌حاشیه‌خلیج‌فارس کشورهای‌گروه‌هشت یونان علوم سیاسی تاریخ سیاسی جهان

مطالب داغ روز

وبگردی

مقالات دیپلماسی

نمایش ۱ تا ۲۵ از ۲,۵۱۶ مقاله

ایجاد اساس پایدار برای تعامل نه تنها مفید است، بلکه ضرورت دارد، چرا که توسعه‌طلبی نظامی غرب تهدیدی «پایدار» علیه امنیت ایران و روسیه است و مقابله موثر با آن نیازمند چهارچوبه «پایدار» است.

مسکو همانند واشنگتن معتقد به اصل «مهار» در منطقه و از جمله در مورد تهران نیز هست. چرا که از بلندپروازی‌های منطقه‌ای و عزم ایران برای تبدیل شدن به قدرت اول منطقه آگاهی دارد و می‌داند که این کشور پس از قدرت‌یابی غیرمحاسبه‌شده نه تنها برای نفوذگذاری بیشتر در خاورمیانه، بلکه در آسیای مرکزی، قفقاز جنوبی و حوزه خزر نیز اقدام خواهد کرد.

پاکستان، به عنوان همسایه ای که کشوری اسلامی است، دارای بمب اتمی است، محل عبور عمده روابط شرقی ایران است و مناسبات راهبردی مبسوطی با ایالات متحده آمریکا دارد از جمله همسایگانی است که دارای اهمیت فراوانی در سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران می باشد.

نگارنده با تردید در این فرض که ایران مبتکر (یا مبتکرِ برابر) شکل‌گیری مرحله جدید روابط تهران - مسکو از جمله تعامل تاکتیکی آنها در سوریه بوده، بر ضرورت تأمل در مورد «فرض رقیبی» تأکید دارد که بر اساس آن هرچند ممکن است ایران مبتکر بخشی از این تحول باشد، اما در نهایت در حال نقش‌آفرینی در بازی بزرگی به ابتکار روسیه است.

مهم‌ترین هدف روسیه حفظ «تنها نقطه استقرار ژئوپولیتیکی» این کشور در خاورمیانه و حاشیه مدیترانه و استفاده از این نقطه به عنوان سکویی برای نفوذگذاری در معادلات خاورمیانه است. از لازمه‌های اصلی حفظ این نقطه، حفظ دولت «هوادار» کرملین در سوریه است.

کرملین در محاسبات خود تقویت همکاری نظامی از جمله ارسال بیشتر سلاح به سوریه (و نه اقدمات نظامی میدانی) را «در شرایط فعلی» حائز «سود» بیشتری نسبت به «ضررهای» آن می‌داند. اما، با توجه به شرایط پرتغییر سوریه و منطقه، مسکو در گسترش همکاری نظامی با سوریه و در ارزیابی نتایج عینی این همکاری جانب احتیاط را رها نخواهد کرد.

گفتار پیش رو، خلاصه ای است از یکی از کتابهای دکتر ولی رضا نصر، به نام «ملت بی اهمیت». کتاب به افول قدرت و نفوذ آمریکا در خاورمیانه و جایگزینی آن با چین می پردازد.

سناریوی چهارم گزینه «مطلوب» برای تأمین منافع بلندمدت مسکو تشخیص داده و سیاست عملی آن در این راستا تنظیم شد. مسکو با مساعدت به تحقق این گزینه، ضمن تثبیت موقعیت ایران به عنوان «شریک طبیعی ژئوپولیتیکی» خود در منطقه که نقش مهمی در حفظ ثبات مناطق جنوبی روسیه (آسیای مرکزی، حوزه خزر و قفقاز جنوبی) و خاورمیانه دارد، در عمل، از بروز سه سناریوی منفی دیگر ممانعت می‌کند.

پیگیری سیاست چندبرداری در منطقه، نه تنها قدرت چانه‌زنی مسکو در مقابل غرب را افزایش خواهد دارد، بلکه توان بازی آن میان قدرت‌های خاورمیانه از جمله ایران، اسرائیل، ترکیه و عربستان را نیز ارتقاء داده و از هر یک منفعتی نصیب مسکو خواهد کرد.

"انقلاب صادراتی" واژه ی نوین در دهه ی حاضر است که ریشه های آن از انقلاب اسلامی ایران نشات گرفته، این انقلاب که ۳۶سال پیش در دوازدهم فروردین سال ۱۳۵۸ هجری شمسی، به دست ملت مسلمان ایران، طی یک انتخاب تاریخی و سرنوشت ساز رخ داد این انتخاب نه تنها «استقرار نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران» را به همراه داشت، بلکه مخالفان داخلی و دشمنان خارجی را منزوی ساخت.

اولین پیش‌شرط تعامل راهبردی وجود «اشتراک» در منافع حیاتی و عزم بلندمدت برای تأمین این منافع است. حال آنکه عاملی که هم‌اکنون تهران و مسکو را به هم نزدیک کرده، «تقابل» آنها با غرب است که اساساً برای هر دو طرف ماهیتی متغیر دارد و امکان تحول در آن منتفی نیست.

ایستادگی بروکسل در مقابل روسیه نشان می‌دهد که سهمی برای مسکو در «تعریف قواعد بازی» و «روندسازی» در اروپا قائل نیست و تلاش آن چه برای ایجاد روند جدید و چه برای خدشه به روندهای برساخته را برنمی‌تابند.

قرارداد همکاری‌های نظامی ایران و روسیه نیز مسیری دشواری برای اجرا دارد و در شرایط حاضر، موانع بر انگیزه‌های همکاری چربش دارند. البته اگر آقای پوتین در سفر آتی احتمالی خود به ایران بر این قرارداد مهر تأیید بزند، آنگاه اجرا و آثار آن را باید با جدیت بیشتری بررسی کرد.

- بررسی آخرین وضعیت مذاکرات ۱+۵ با کشورمان - عضویت ایران در آژانس و پای بندی به مقررات تخصصی - ضرورت اتخاذ تصمیم سیاسی از سوی غرب - موفقیت تیم هسته ای در حذف نام ایران از فهرست تهدید های جهانی

ایجاد و بهره‌گیری از تنش، «بی‌ثباتی» و بازیگران «مخرب» (به تعبیر غربی) در ارتباطی نزدیک با پروژه دشمن‌سازی، تحریک دشمن و سوق دادن آن به فضا و اقدامات خاص از دیرباز به عنوان یکی از مهم‌ترین تاکتیک‌ها در این زمینه مطرح بوده است.

روسیه توفیق چندان زیادی در حوزه دیپلماسی عمومی نداشته و خصوصاً بعد از بحران اوکراین و جنگ اطلاعاتی غرب علیه مسکو، تصویر این کشور در منطقه و عرصه بین‌الملل بیش از پیش خدشه‌دار شده است.

هرچند، وجود برخی دیدگاه‌ها و منافع مشترک منطقه‌ای و بین‌المللی میان ایران و روسیه غیرقابل انکار است و باید با تأکید بر سیاست چندبرداری از همه ظرفیت‌ها، از جمله ظرفیت‌های روسیه برای تأمین منافع ملی استفاده کرد، اما به نظر می‌رسد، این فرض که به تبع تیره شدن روابط روسیه با غرب و قرار گرفتن این کشور در وضعیت مشابه با ایران، تعاملات با مسکو را می‌توان به سطح «راهبردی» ارتقاء داد، چندان صحیح نباشد.

مسکو به این مهم توجه دارد که هر گونه نزدیکی اوکراین به ساختارهای غربی وضعیت دومینویی در منطقه در پی خواهد داشت که طی آن از یک سو، غربی‌ها برای پیشبرد برنامه‌های خود در «سی‌آی‌اس» بیشتر ترغیب می‌شوند، و از سوی دیگر، کشورهای متمایل به غرب در این منطقه خصوصاً گرجستان برای پیوستن به این ساختارها مصمم‌تر خواهد شد.

روسیه به ایران در مقام کشوری مهم در حوزه اوراسیا که سیاست‌های آن «در مقابل» غرب تعریف می‌شود، نیز توجه داشته و دارد. مخالفت مسکو با فشار بیشتر به تهران در مذاکرات هسته‌ای و علاقه‌مندی آن به توافق با ایران در قرارداد موسوم به «نفت در برابر کالا» را می‌توان ناشی از تمایل کرملین به استفاده از ظرفیت‌های ایران در مقابل غرب دانست.

مسکو همواره سعی داشته با مواضع میانی نقش میانجی را ایفا نموده و منافع خود را هم‌زمان در هر دو طرف حفظ نماید. طبیعی است که با کنار رفتن موانع مذاکره مستقیم طرف‌های اصلی (تهران و واشنگتن) از اهمیت نقش میانجی کاسته می‌‌شود.

در این بازی «صفر» همچنانی که غرب و اوکراین می‌دانند که عقب‌نشینی در برابر روسیه می‌تواند عواقب منفی بیشتری برای آنها در بر داشته باشد، به همین سان، مسکو نیز تسامح در برابر غرب را مصادف با خسارات جبران‌ناپذیر می‌داند.

نمایش ۱ تا ۲۵ از ۲,۵۱۶ مقاله