پس از آنکه مذهب اسلام در اين سرزمين سکنيٰ گزيد، فرهنگى آميخته از تعاليم خود با سنت‌ها و روش‌هاى زندگى ايرانيان فراهم آورده و پس از گذشت قرن‌ها، بازى‌هاى نمايشى و آيين‌هاى مذهبى و اجتماعى بار ديگر پديدار شد. برخى از آنها متعلق به دوران پيش از اسلام بودند و تغيير مضمون دارند. اما برخى ديگر کم‌کم شکلى مستقل يافتند مثل نقالي، نمايش‌هاى عروسکى و ... و مهم‌ترين رخداد نمايشي، در شکلى از نمايش حزن‌انگيز مذهبى تحت عنوان شبيه و تعزيه مشهور شد.


با آمدن اسلام پيکره‌سازى و شبيه‌سازى نمى‌شد و نمايش نيز منع شد. البته اين امر ارتباط مستقيم با مذهب اسلام نداشت، بلکه تفسير علما از اين دين موجب اين برداشت بود. با اين همه نمايش‌ها از بين نرفت، بلکه محدودتر و بسته‌تر شد.


وجود برخى واژه‌ها از جمله واژه ”تماشا“ در نوشته‌هاى بين قرن‌هاى چهارم تا هشتم نشانگر وجود برخى نمايش‌ها در آن قرون است، مثل بازى‌هاى مسخرگان، انواع معرکه، بازى‌هاى لودگان و دلقکان و لوتى‌ها، بندبازى و چشم‌بند. به اجراکنندگان اين بازى‌ها کلاً در زبان مردم ”لوتي“ مى‌گفته‌اند و در زبان ادبى ”بازيگر“ گفته مى‌شده‌اند.


بعد دانش نظرى نمايش يونانيان طى ترجمهٔ بوطيقاى ارسطو توسط دانشمندانى چون فارابي، ابن‌سينا، ابن‌رشد و ... معرفى شد.


اما نمايش‌هاى عاميانه بدون ارتباط با اين متون، در سطح خود باقى ماند. نه مرده بود و نه احيا مى‌شد. در چنين رکوردي، کوليان دوره‌گرد، بازى‌هاى خود را داشتند که اين بازى‌ها خود اساس نمايش‌هاى خنده‌آور بعدى شد.


از جمله جشن‌هاى پيش از اسلام که پس از اسلام تغيير مضمون يافت و ادامه پيدا کرد، يکى ميرنوروزى بود که شکل تغيير يافتهٔ ”کوسه“ است. ميرنوروزى مردى بدهيبت بود که در روزهاى نوروز بر تخت مى‌نشست و بجاى پادشاه، احکام مسخره صادر مى‌کرد. اين بازى که موجب تفريح مردم بود، از حسن انتقامجويانه نسبت به شاهان خبر مى‌داد. اين بازى شکل نمايشى داشته است. از اين بازي، بسيارى از بازى‌هاى ديگر نيز برخاسته است؛ خصوصاً بازى‌هاى موسوم به نوروزى خوان‌ها، شامل دلقک‌هايى مثل حاجى فيروز و غول بيابانى که امروزه نيز در ايام عيد با لباس رنگين و چهره‌هاى سياه شده و يا با صورتک، بازى‌هاى خنده‌آور در مى‌آورند و همراه با آن رقص‌هاى تند مى‌کنند و ساز مى‌نوازند و شعرهاى هجوآلود مى‌خوانند.


از جشن‌هاى ديگر يکى جشن شاه‌سوزى ”ديبمهر“ بود که ريشه در مغ‌کشى پيش از اسلام داشت و پس از اسلام به ”عمرکشان“ تغيير نام داد. اين رسم هر ساله تا چندى پيش رونق فراوانى داشت . در دورهٔ قاجار اين بازى به شکل مخصوصى اجرا مى‌شد.


رسم ديگرى که در دورۀ اسلامى شکل مذهبى يافت و مايهٔ نمايش داشت، براه انداختن دسته‌هاى عزادارى بود، که در ايران سابقه‌اى طولانى دارد و در اين مقوله قبلاً مرگ سياوش را شاهد بوديم. اين رسم در دورهٔ قاجاريه و صفويه ابعاد تازه‌اى يافت. اين دسته‌ها با تزئينات مفصل، نوحه‌خوانى و حرکات هماهنگ دسته‌جمعي، حالت نمايشى بخود مى‌گيرد، که در واقع داستان مصائب خاندان امام حسين (ع) و واقعه کربلا را بازگويى مى‌کنند، و گاه نشانه‌هايى از آن واقعه با خود همراه دارند و يا دسته‌هاى نخل‌گردان و نيز قالى‌شويان در اردهال کاشان را مى‌توان از اين مقوله برشمرد.



نمايش‌هاى تقليد شکل‌ ديگرى بود که زير مجموعه‌هايى چون ”مسخره‌بازي“ ، ”دلقک‌بازي“ و ”لال‌بازي“ از آن جدا شدند.


در کارهاى تقليدي،”غولک“ رقاصى بود با صورتک و پوشش رنگين و آرايش ديو؛ ”مسخره“ دلقکى بود با لباس ژنده و رنگارنگ که با طنز و طعن گستاخانه در رفتار و گفتار نسبت به اشراف؛ بسيارى از مشخصات او بعدها به شخصيت ”سياه“ در نمايش‌هاى ”تخت حوضي“ منتقل شد.


از جملهٔ رقص‌ها، ”رقص شاطر“ بود و ”ديگ به سر“، ”شيشه باز“ ، ”صورت باز“، يک صورتک ترسناک بنام کخ نيز وجود داشته است.


بيشتر اين بازى‌ها ميراث پيش از اسلام، خصوصاً عهد ساسانى است.


در قرن‌ هشتم، بازيگران مجلسى در شهرهاى مهم، مکان‌هاى معينى داشته‌اند و مدام براى مراسم عروسى و نظاير آن، از آنها دعوت مى‌کرده‌اند. اين موضوع در نقاشى‌هاى اين دوران ترسيم شده است.


در دسته‌هاى مطرب بدليل ممنوعيت، پسران بجاى دختران، رقص‌هاى زنانه را اجرا مى‌کردند. در بعضى دسته‌ها با اجازهٔ اشراف، زنان رقاص (بيشتر غير مسلمان) بوده‌اند. اين رقص‌ها داراى اصول و قواعدى بوده که نسل به نسل حفظ مى‌شده، و مى‌گويند در آن زمان هر رقاص تحت تعليم طولانى قرار مى‌گرفته، و توصيفات سياهانى مثل شاردن از رقص‌هاى دقيق عهد صفوي، شاهد اين مدّعاست.


رقص‌هاى نمايشى داستان‌دار و بدون کلام يا همراه با آواز کلامي، لال‌بازى‌هاى خنده‌آور و پيش‌پرده‌هاى مناظرهٔ مضحک آوازي، مقدمهٔ شکل گرفتن تدريجى عنصر داستانى در رشته‌اى از رقص‌ها شد.


کمى بعد نمايش‌هاى خنده‌آور، از رقص و آواز جدا شد؛ ولى هميشه تمايل به رقص و آواز داشت و چندى بعد بصورت نمايش تخت حوضى آشکار شد.


اما نمايش‌هاى پس از اسلام که شکل مستقل يافتند عبارتند از: نقالي، نمايش عروسکي، تعزيه و نمايش‌هاى شاد، که توضيحات هر يک در بخش خود آمده است.