آهنگسازان رمانتیک به موسیقی برنامه‌ای که گونه‌ای از موسیقی سازی مبتنی بر یک داستان، شعر، ایده یا صحنه است علاقه‌ای ویژه داشتند. آثار ارکستری برنامه‌دار همچون سنفونی فانتاستیک برلیوز، رومئو و ژولیت چایکوفسکی و مولداو اثر اسمتانا، همگی تجسم‌بخش احساسات، شخصیت‌ها و ماجراهای یک داستان و یا صداها و حرکت‌های طبیعت هستند. اینگونه ایده‌های غیرموسیقائی به‌طور معمول با عنوان اثر و یا با تفسیر توصیفی آهنگساز (برنامه) در کنسرت مشخص می‌شوند.


موسیقی برنامه‌ای، توانائی‌های موسیقی را در توصیف و تداعی به‌کار می‌گیرد. واضح است که موسیقی می‌تواند صداهائی معین مانند نغمهٔ پرندگان، غرش رعد، طنین ناقوس، یا زوزهٔ باد را تقلید کند، اما ”جلوه‌های صوتی“ فقط بخشی از توانائی‌های توصیفی موسیقی هستند. آهنگساز می‌تواند میان ریتم موسیقائی و حرکت نیز همانندی و تناظر برقرار کند. برای مثال، جریان مداوم نت‌هائی چالاک می‌تواند تداعی‌کنندهٔ جویباری روان یا افت‌وخیز موج‌ها باشد. اما مهم‌تر از همه، توانائی موسیقی در خلق حالت، هیجان و یا فضای ویژه است؛ تمی پُرآشوب می‌تواند نمایانگر خصومت دو خانوادهٔ رقیب باشد، و ملودئی تغزلی می‌تواند نماد عشق دوران جوانی شمرده شود.


موسیقی به خودی خود جز در مورد اینگونه جلوه‌های صوتی، هیچ اشارهٔ مشخصی به یک شی ایده و یا احساس ندارد. موسیقی خالص نمی‌تواند به چیزی هویت ببخشد؛ این عنوان اثر و یا توضیح ادبی آن است که سبب می‌شود منبع الهام آهنگساز را به‌خوبی دریابیم. ما می‌دانیم که تم پُرآشوب در رومئو و ژولیت چایکوفسکی خصومت میان خانواده‌های رقیب را نشان می‌دهد، اما همین تم در اثری دیگر ممکن است تداعی‌کنندهٔ خشم پادشاه یا حملهٔ سواره‌نظام باشد.


هدف اغلب آثار برنامه‌ای بیش از آنکه فقط توصیف باشد، بیان احساس است. بتهوون دربارهٔ سنفونی پاستورال (سنفونی شمارهٔ ۶) هدف خود را به صراحت چنین بیان کرده است: ”بیان احساس و نه نقاشی“. حتی ”واقع‌گراترین“ اپیزودهای موسیقی برنامه‌ای نیز می‌تواند کارکردی فقط موسیقائی داشته باشد، چنانکه در موومان کُند سنفونی پاستورال، که عنوان کنار نهر دارد، و در آن نغمهٔ بلبل، بلدرچین و فاخته به شکل واقع‌گرایانه تقلید می‌شود، چنین است (۱). (حتی نام این پرندگان نیز در پارتیتور نوشته شده است). این نغمه‌ها، در نزدیکی پایان موومان حالتی آسوده پدید می‌آورند و در سیری منطقی از آنچه پیشتر شنیده شده است سرچشمه می‌گیرند.


(۱) . ”اپیزود“ در اینجا به‌ معنی قسمتی کوتاه و مستقل از یک موومان است که به‌طور عام به‌ندرت تکرار می‌شود با بسط و گسترش می‌یابد - م.


به‌طور عام، شنونده می‌تواند بی‌دانستن عنوان یا برنامهٔ یک اثر توصیفی، از آن به‌عنوان موسیقی خالص نیز لذت ببرد. برای نمونه، بدون ربط دادن عشق دوران جوانی با تم تغزلی رومئو و ژولیت چایکوفسکی نیز می‌توان از آن لذت برد. فرم‌هائی که در موسیقی برنامه‌ای به‌کار می‌روند مانند فرم‌‌های موسیقی غیربرنامه‌ای، یا موسیقی محض (absolute music) هستند. موسیقی برنامه‌ای می‌تواند به سادگی در قالب فرم‌هائی چون روندو، فوگ، سونات یا تم و واریاسیون شنیده شود، اما شاید هنگامی‌که بتوانیم آن را با ایده‌های ادبی یا تصویری‌اش ارتباط دهیم از آن بیشتر لذت ببریم. آهنگسازان رمانتیک به‌خوبی می‌دانستند که توضیح نوشتاری (برنامه) یاری‌رسان شنونده در دنبال کردن جریان موسیقی است. آنها گاه حتی به آثار غیربرنامه‌ای خود نیز عنوان یا برنامه‌ای می‌افزودند. موسیقیدانان و شنوندگان دورهٔ رمانتیک تمایل داشتند که به تمام آثار موسیقی داستانی نسبت دهند؛ حال چنین داستانی موردنظر آهنگساز بوده یا نبوده باشد.


واضح است که مرزبندی میان موسیقی برنامه‌ای و موسیقی محض همیشه کارآمد نیست. اثری که سنفونی شمارهٔ ۶ نام گرفته، ممکن است برنامه‌ای داشته باشد که آهنگساز مایل به فاش کردن آن نبوده است. تفسیر چایکوفسکی از سنفونی ششم خود (پاتتیک) چنین است:


”این بار یک سنفونی برنامه‌ای - که البته برنامهٔ آن برای همه نامعلوم خواهد ماند - سبب می‌شود که ذهنشان درگیر حل معمائی شود. این برنامه به‌طور کامل ذهنی است و در طول سفرم، هنگامی‌که آن را در ذهن می‌پروراندم، بارها به تلخی گریسته‌ام“.


بیشتر آثار برنامه‌ای رمانتیک برای پیانو یا ارکستر به نگارش درآمده‌اند. کارناوال شومان (۱۸۳۵) و تابلوهای یک نمایشگاه ساختهٔ موسورگسکی (۱۸۷۴) - که هر کدام مجموعه‌ای از قطعه‌های کوتاه هستند - آثاری توصیفی و بسیار معروف برای پیانو هستند. اما موسیقی برنامه‌ای متنوع‌ترین قلمرو بیانی را با به‌کارگیری رنگمایه‌های متنوع ارکستر رمانتیک یافت. فرم‌های اصلی موسیقی برنامه‌ای برای ارکستر عبارتند از: سنفونی برنامه‌ای، اوورتور کنسرت، پوئم سنفونیک، و موسیقی صحنه.


سنفونی برنامه‌ای (program symphony) اثری با موومان‌های متعدد و، چنانکه از نامش برمی‌آید، سنفونی برنامه‌داری است که هر موومان آن به‌طور معمول برنامه‌ای توصیفی دارد. به‌عنوان نمونه، سنفونی فانتاستیک ساختهٔ برلیوز پنج موومان دارد:


۱. خیال‌ها، سوداها،

۲. مجلس رقص،

۳. در دهکده،

۴. به ‌سوی اعدام،

۵. کابوس جشن ساحران (این سنفونی در در مبحث بعدی برررسی خواهد شد).


- اوورتور کنسرت (concert ovrture):

یک موومان دارد و به‌طور معمول دارای فرم سونات است. اوورتور کنسرت دورهٔ رمانتیک گرچه بنابه الگوی اوورتور اپرا، که اثری یک موومانی و زمینه‌ساز حال و هوای اپرا است، شکل گرفته اثری مستقل است که منظور آن زمینه‌چینی برای داستان اپرا نیست. آثار معروف در این فرم عبارتند از: اوورتور هبرید مندلسون، اوورتور ۱۸۱۲ و اوورتور رومئو و ژولیت، هر دو ساختهٔ چایکوفسکی. اوورتور رومئو و ژولیت را در مبحث‌های بعدی بررسی خواهیم کرد.


- پوئم سنفونیک:

پوئم سنفونیک نیز اثری تک‌موومانی است که در قالب فرم‌هائی سنتی مانند فرم سونات، روندو، با تم و واریاسیون - و نیز فرم‌هائی بی‌قاعده - ساخته می‌شود. این انعطاف فرم، پوئم سنفونیک را از اوورتور کنسرت که به‌طور معمول فرم سونات دارد متمایز می‌کند. فرانتز لیست در واپسین سال‌های دههٔ ۱۸۴۰ و سال‌های دههٔ ۱۸۵۰ پوئم سنفونیک را ابداع کرد و تکامل بخشید و این فرم پس از ۱۸۶۰ و به یکی از مهم‌ترین گونه‌های موسیقی برنامه‌ای بدل شد. مشهورترین پوئم سنفونیک‌ها عبارتند از: پرلودها، ساختهٔ لیست، دون ژوان (۱۸۸۸) و تیل‌اویلنشپیگل (Till Eulenspiegel) ،(۱۸۹۵) اثر ریشارت اشتراوس؛ و شاگرد جادوگر اثر پُل دوکا (Paul Dukas). در سال‌های پایانی سدهٔ نوزدهم، پوئم سنفونیک یکی از ابزار مهم بیان ناسیونالیسم در موسیقی شد. در فصل بعد به بررسی مولداو اثر اسمتانا می‌پردازیم که پوئم سنفونیکی ناسیونالیستی است و پیچ‌وتاب رود مولداو، طولانی‌ترین رودبوهم (در چک و اسلواکی)، را تجسم می‌بخشد.


- موسیقی صحنه (incidental music):

گونه‌ای از موسیقی است که برای اجراء پیش از آغاز یک نمایش و نیز طی آن ساخته می‌شود. این موسیقی در اجراء نمایش کارکردی ”ضمنی“ دارد، اما به واقع برپا دارندهٔ حالت‌های صحنه‌هائی معین است. اینترلود، موسیقی متن، مارش و رقص، همگی موسیقی صحنه هستند (چنانکه موسیقی فیلم امروزی نیز موسیقی صحنه است). موسیقی صحنهٔ مندلسیون برای نمایشنامهٔ رؤیای شب نیمهٔ تابستان، مارش عروسی معروف او را نیز دربرمی‌گیرد.