آنتونین دورژاک (Antonin Dvorak)، (۱۸۴۱ - ۱۹۰۴) پیرو اسمتانا - در مقام پیشتاز موسیقی ملی چک - بود و سنفونی‌ها و آثار مجلسی‌اش را از جوهرهٔ آوازها و رقص‌های عامیانهٔ بوهمیائی انباشت.


آنتونین دِوُرژاک
آنتونین دِوُرژاک

پدر دوژاک در شهری کوچک نزدیک پراگ مسافرخانه‌چی و قصابی فقیر بود. آنتونین پس از مدتی‌ کار در قصابی پدر، در شانزده سالگی برای تحصیل موسیقی خانه را ترک کرد و رهسپار پراگ شد. سال‌ها با نوازندگی در ارکستری به سرپرستی اسمتانا، به سختی زندگی می‌گذراند. او تا پیش از آنکه آثارش توجه برامس، آهنگساز آلمانی، را جلب کند چندان شهرتی به‌عنوان آهنگساز نداشت. برامس آثار دوژاک را برای انتشار به ناشرانش توصیه کرد: ”از آثار دوژاک پراگی بسیار لذت می‌برم، اگر آنها را بررسی کنید، شما نیز به‌اندازهٔ من لذت خواهید برد. بی‌تردید او بسیار بااستعداد است“.


از آن پس، آوازهٔ دوژاک به‌سرعت فزونی گرفت - او در آن هنگام سی‌وشش ساله بود. بارها به انگلستان دعوت شد؛ کشوری که در آن خوش‌آهنگی سنفونی‌ها، آثار مجلسی، رقص‌های اسلاو و نیز آثار آوازی او به سبب علاقهٔ انگلیسی‌ها به موسیقی عامیانه و محلی محبوبیت داشت. گرچه او به‌ندرت نغمه‌های عامیانه را چنانکه هستند به‌کار برده است، اما آثارش رنگ‌وبوئی محلی دارند و بیانگر سرشتی شاد و صریح هستند.


دوژاک در ۱۸۹۲ به نیویورک رفت و در آنجا حدود سه سال سرپرست کنسرواتوار ملی موسیقی بود. حقوقش در آنجا ۱۵۰۰۰ دلار بود، یعنی حدود بیست برابر حقوقی که در مقام استاد کنسرواتوار پراگ دریافت می‌کرد. دوژاک آهنگساز آمریکائی را به آفرینش موسیقی ملی ترغیب کرد. او علاوه بر تأثیرپذیری از نیویورنک، پس از گذراندن تابستانی در اسپیلویل آیووا (Spillville lowa) که شماری از مهاجران چک در آن زندگی می‌کردند، از سرزمین‌های قلب آمریکا نیز دیدن کرد و تجربه‌هائی اندوخت.


دیری نگذشت که به ملودی‌های سرخپوستان و نیز موسیقی آئینی آفریقائی‌های ساکن آمریکا علاقه‌مند شد؛ موسیقی و ملودی‌هائی‌ که توسط شاگردش هنری تی. برلی (Henry T.Burleigh) آهنگساز و آوازخوان باریتون سیاه‌پوست از آنها آگاهی یافت. دوژاک به یکی از خبرنگاران روزنامهٔ هرالد (Herald) نیویورک گفته است: ”در موسیقی آئینی سیاهپوستان پایه و اساس استواری برای مکتب نوین موسیقی ملی آمریکا یافته‌ام. آمریکا می‌تواند موسیقی ویژهٔ خود را داشته باشد، موسیقی بسیار خوبی برخاسته از این آب و خاک و برخوردار از هویت ملی - آوای ملتی آزاد و بزرگ“. دورژاک در ۱۸۹۵ به‌ وطنش بازگشت، از نو به کنسرواتوار پراگ پیوست و شش سال بعد سرپرست آنجا شد.


- سنفونی شمارهٔ ۹ در می‌ مینور (دنیای نو):

دورژاک سنفونی شمارهٔ ۹، معروف به سنفونی دنیای نو، را در نخستین سال اقامت خود در ایالات‌متحد آفرید. این سنفونی که یکی از مشهورترین سنفونی‌های او است، به بزرگداشت جوهرهٔ فرهنگ عامیانهٔ آمریکائی و چک می‌پردازد. آنچه به این سنفونی محبوبیت می‌بخشد، استفادهٔ دورژاک از گام پنتاتونیک (Pentatonic scale) (پنج نتی)، سنکوپ و مُدهای کلیسائی است که اغلب در موسیقی عامیانه نیز یافت می‌شوند. ارکستراسیون رنگارنگ و مواد تماتیک خوش‌آهنگ نیز عامل‌های دیگری هستند که بر جذابیت سنفونی دنیای نو می‌افزایند. چهار موومان متضاد این سنفونی با نمود دوبارهٔ مواد تماتیک یکسان در آنها انسجام و یکپارچگی می‌یابند؛ تم‌هائی از موومان اول در موومان‌های دوم و سوم یادآوری شده و در موومان پایانی، تم‌های سه موومان پیشین‌ از نو پدیدار می‌شوند.