پردهٔ اول: آریای فهرست‌خوانی لپورلو

اندکی پس از صحنهٔ آغازین، لپورلو آریای معروف ”فهرست‌خوانی“ یا ”Catolog“ خواند را که به آریای مادامینا (Madamina) نیز شهرت دارد، برای دونا الویو (Elvira) می‌خواند. دونا اِلویرا زنی است که دون ژوان او را فریب داده و ترک کرده و اکنون بر صحنه ظاهر شده است. لپورلو ضمن ”دلداری“ تمسخر آمیزش به او می‌گوید که او فقط یکی از صدهاست و فهرستی بلند بالا از کامیابی‌های ارباب خود را نشان می‌دهد. موسیقی در این هنگام، دوشادوش سرخوشی لپورلو هنگام خواندن این آمار حیرت‌آور، می‌جوشد و مانند حباب سربرمی‌آورد: در ایتالیا ۶۴۰، در آلمان ۲۳۱، در فرانسه ۱۰۰، در ترکیه ۹۱، و در اسپانیا نیز ۱۰۰۳ بانو! موتسارت همزمان با توصیف لپورلو از ترفندهای اغواگرانهٔ دون ژوان برای زنان گوناگون، مضحک‌ترین بیان توصیفی را به‌کار می‌گیرد:


آلگرو بانوی عزیز، این فهرست Madamina il catalogo ? questo
  زیبارویانی است که اربابم با Delle belle ,che amσ
   آنها معاشقه داشته، ; il pardon mio
  فهرستی که من فراهم کرده‌ام Un catalogo egli ? ,che ho fatt'io
  ببینید، شما هم با من بخوانید. .Osservate, leggete con me
 
پاساژ استاکاتو و قُدقُد مانند در ایتالیا، ششصد و چهل تا؛ In Italia seicento e quaranta
 
بادی‌های چوبی در آلمان، دویست و سی و یکی؛ In Almagna duecento a trentuna
  صد تا در فرانسه؛ ترکیه Cento in Francia in Turchia
  نود و یکی novantuna
 
نت‌های کشیده‌تر در اسپانیا تا حالا هزار و سه تا! !Ma in Ispagna son gi? mille e tre
 
نت‌های کوتاه‌تر دخترهای روستائی، V'han fra queste contadine
  پیش‌خدمت‌ها، دخترهای شهری، Cameriere, cittadine,
  کنتس‌ها، بارونس‌ها، V'han contesse baronesse
  مارکیزها، پرنسس‌ها Marchesine principesse
  زن‌هائی از همه طبقه، E v ' han donne d 'ogni grado
  همه شکل، از هر سن. !D' ogni forma d ' ogni et?
  در ایتالیا، ششصد و چهل تا، ..., In Italia seicento e quaranta
 
آندانته‌ای با روح، شگردش، با سفیدرویان Nella bionda egli ha I'usanza
 
منوئه درباری تمجید از مهربانی آنها‌ است؛ ;Di lodar La gentilezza
 
آمیزهٔ مسخرگی و غیرتمندنی. با سبزه‌ها، از وفاداریشان؛ Nella bruna, Ia costanza
 
عبارتی ملایمت‌آمیز. با بورها، از ملاحتشان می‌گوید. ;Nella bianca la dolcezaa
 
  زمستان، چاق‌ها را دوست دارد، Vuol d'inverno la grassotta
  تابستان، لاغرها را Vuol d' estate la magrotta
  بلند بالاها را باشکوه می‌خواند. E la grande maestosa
 
کرشندو، ملودی آرام آرام به سمت صدائی زیر و ممتد اوج می‌گیرد.
 
نت‌های بانشاط و تند ریزه‌ها همیشه برایش جذاب هستند. ;La piccina ? ognor vezzosa
  مسن‌ها را برای لذت طولانی‌ کردن Delle vecchie fa conquista
  فهرستش فریب می‌دهد. Pel piacder di porle in lista
  خوشایندتر از همه برایش Sua passion predominante
  دخترکی چشم و گوش بسته است. E la giovin principiante
  ثروتمند بودنش مهم نیست، Non si picca se sia ricca
  یا زشت و زیبا بودنش؛ se sia brutta se sia bella
  چه غنی باشد، چه زشت یا زیبا، Se sia ricca brutta se sia bella
  اگر زیرپوشی به تن داشته باشد Purch? porti la gonnella
  می‌دانی که چه می‌کند! !Voi sapete quel che fa
  اگر زیرپوشی به تن داشته باشد، ... ...,Purch? porti la gonnella

پردهٔ دوم: دوئت: آنجا دستت را به من خواهی داد (L ci darem la mano)

شگرد فریب‌آمیز دون ژوان در دوئت دوست داشتنی L? ci darem la mano به‌کار بسته می‌شود. او دختری زیبا و روستائی به‌نام زِرلینا (Zerlina) را با وعدهٔ ازدواج و بهبود بخشیدن به زندگیش ترغیب می‌کند تا به قصرش بیاید. موسیقی این دوئت به‌گونه‌ای سحرآسا بیان چرب و نرم دون ژوان و تسلیم تدریجی دختر را تجسم می‌بخشد و در این هنگام است که آواز آنها - که پیشتر هر یک به نوبت آن را می‌خواندند - بیشتر و بیشتر در هم تنیده می‌شود.


زرلینا با فراموش کردن نامزدش، مازتو (Masetto)، خود را در آغوش دون ژوان می‌اندازد و با هم چنین می‌خوانند: ”بیا تا برویم، محبوب من“.


                                    دون ژوان
آندانته، ۴/۲، ملودی لگاتو آنجا دستت را به من خواهی داد، L? ci darem la mano
  آنجا به من خواهی گفت ?آری?. L? mi dirai di si
  می‌بینی، آنجا دور نیست؛ ;Vedi, non ? Lantano
  بیا تا برویم، محبوب من. Partiam, ben mio da qui
 
                                   زرلینا
تکرار ملودی لگاتو می‌خواهم و نمی‌خواهم Vorrei e non vorrei
  کمی دو دل هستم Mi trema un poco il cor
  این درست که خوش خواهم بود، Felice ? ver.sarei
  اما شاید هم فقط قصد فریبم را دارد. Ma puٍ burlarmi ancor
 
                                    دون ژوان
تناوب سریع‌تر آوازخوانان بیا محبوب نازنینم! !Vieni mio bel diletto
 
                                   زرلینا
  دلم برای مازتو می‌سوزد. !Mi fa pieta Masetto
 
                                    دون ژوان
  زندگیت را عوض خواهم کرد! Io cangierσ tua sorte
 
                                   زرلینا
  چیزی نمانده طاقتم تمام شود. !Presto non son pi? forte
 
                                    دون ژوان
  بیا! بیا! !Vieni ! Vieni
  آنجا دستت را به من خواهی داد. !L? ci darem la mano
 
ملودی‌ لگاتو میان هر دو آوازخوان قسمت می‌شود.
                                   زرلینا
  می‌خواهم و نمی‌خواهم !Vorei, e non vorei
 
                                    دون ژوان
  آنجا به من خواهی گفت ?آری?. .L? mi dirai di sl
 
                                   زرلینا
  کمی دو دل هستم. !Mi trema un poco il cor
 
                                    دون ژوان
  بیا تا برویم، محبوب من. !Patriam,mio ben, da qui
 
                                   زرلینا
  اما شاید هم فقط قصد فریبم را دارد. !Ma puσ burlarmi ancor
 
                                    دون ژوان
  بیا، محبوب نازنین من! !Vieni mio bel diletto
 
                                   زرلینا
  دلم برای مازتو می‌سوزد. !Mi fa piet? Masetto
 
                                    دون ژوان
  زندگیت را عوض خواهم کرد. Io cangierσ tua sorte
 
                                   زرلینا
  چیزی نمانده طاقتم تمام شود. !Presto non son piú forte
 
                                    دون ژوان
  بیا! بیا برویم! !Andiam! Andiam
 
                                   زرلینا
  برویم! !Andiam
 
                                   دون ژوان و زرلینا 
آلگرو، ۸/۶، آنها با هم نغمه‌ای تازه و شاد می‌خوانند.
  برویم، برویم، محبوب من، Andiam, andiam, mio bene
   تا درد تمنای A ristorar le pene
  عشقی پاک را فرو بنشانیم، ... ...!D?un innocente amor

پردهٔ دوم: قسمت فینال

فینال پردهٔ دوم، که پایان‌بخش اپرا است، هنگامی آغاز می‌شود که دون سرگرم لذت بردن از غذا و موسیقی خوب است؛ پایان آن اما یک سکتت (Sextet) آوازی است که اعلان عقوبت و جزاء دهشتناک او را دربر دارد. نبوغ موتسارت، این رخدادهای ناهمگون را در کلیتی یکپارچه و همگن به‌هم پیوند زده است. دون ژوان هنگام صرف شام در تالار پذیرائی خانه‌اش، سرگرم تماشای دلقک‌بازی‌های لپورلو و شنیدن سه آهنگ معروفی است که نوازندگان خصوصیش می‌نوازند. سومین آهنگ، برگرفته از عروسی فیگارو است و لپورلو با شنیدن آن می‌گوید: ”فقط این آهنگ است که خوب می‌شناسم“ این حال و هوای سبکسرانه با ورود سراسیمهٔ دونا الویرا، که ملتمسانه از دون ژوان می‌خواهد تا رفتارش را اصلاح کند، محو و نابود می‌شود. ضربه‌های وحشت‌زائی که با ورود مجسمهٔ سنگی فرمانده به گوش می‌رسد، با نت‌های شوم آغازگر اووتور در رمینور همراه می‌شود. موتسارت این نمود دوباره را برای پدید آوردن حسی نیرومند از یکپارچگی و انسجام در اپرا به‌کار می‌گیرد. هنگامی‌که ارکستر، سرگرم نواختن موسیقی دوئل از پردهٔ اول است، مجسمه به دون ژوان چنین فرمان می‌دهد: ”توبه کن، راه رسم زندگیت را عوض کن، این آخرین مهلت است!“ دون ژوان که تا واپسین لحظه گستاخ و ستیزه‌جو است، فریاد می‌زند، ”نه‌، نه توبه نمی‌کنم!“ شعله و دود، دون را در میان می‌گیرد. او، هنگامی‌که همسرایان شیطانی سرود نفرین ابدیش را می‌سرایند، گرفتار عذاب است، فریاد می‌کشد و سرانجام با فریادی دل‌خراش و مخوف در گرداب شعله‌های دوزخ غرق می‌شود.


پس از این صحنهٔ دهشتناک، اپیلوگی مسالمت‌آمیز می‌آید. دیگر شخصیت‌ها عبرت گرفته از سرنوشت دو ن ژوان، سکستتی تشکیل می‌دهند و شادمانه رو به شنودگان سرودی اخلاقی می‌خوانند: ”این است سرانجام شریران!“ این پایان اخلاقی اما از عهدهٔ فریفتن هیچ‌کس برنمی‌آید: موسیقی موتسارت، به شخصیتی گناه‌آلود و جذابیت فراوان بخشیده است.

سنفونی شمارهٔ ۴۰ در سل مینور، گ. ۵۰ (۱۷۸۸)

سنفونی شمارهٔ ۴۰ در سل مینور، سودائی‌ترین و دراماتیک‌ترین سنفونی موتسارت است. گرچه این اثر از نظر فرم و تکنیک آهنگسازی کلاسیک به‌شمار می‌آید، اما بیان پُر احساسش رنگ‌وبوئی رمانتیک به آن بخشیده است. تصور اینکه موتسارت این اثر و دو سنفونی بزرگ دیگر - شمارهٔ ۳۹ در می‌بمل ماژور و شمارهٔ ۴۱ در دوماژور (ژوپیتر) - را در مدت کوتاه شش هفته آفریده، مبهوت‌کننده است. این سه سنفونی، واپسین سنفونی‌های آهنگساز هستند.