از حدود ۱۹۰۰ تا ۹۱۷، جاز همزمان در شماری از شهرهای آمریکا سیر تحول خود را طی می‌کرد، اما مرکز این تحول نیواورلئان بود. این شهر کاشانهٔ موسیقیدانان مهم سبک جاز مانند فردیناند ”جِلی روال“ مورتن (Ferdinand'' Jelly Roll'' Morton) و لوئی آرمسترانگ بود.


نیواورلئان در آستانهٔ آغاز سدهٔ بیستم بندری بزرگ و مرکز فرهنگی و تجاری پُررونقی بود که خصلتی چند ملیتی داشت. جمعیت پُرتنوع این شهر شامل مردمانی از آفریقا، فرانسه، اسپانیا، پرتغال، انگلستان، ایتالیا و اجداد کوبائی‌های امروز بود. گروهی خاص از اهالی نیواورلئان از آمیزهٔ نژادهای آفریقائی، فرانسوی و اسپانیائی که هویت قومی‌شان را حفظ کرده بودند. تشکیل می‌شد. این تنوع نژادی در موسیقی غنی نیواورلئان نیز بازتاب یافت. موسیقی نیواورلئان، علاوه بر اپرا و آثار مجلسی، قطعه‌های محلی و مردم‌پسند، موسیقی رقص و هر گونه‌ای از موسیقی مذهبی را نیز در خود جا داده بود. به‌ویژه، سنت همنوازی در قالب دسته‌های سیار و دسته‌های موسیقی رقص قوت بسیار داشت. رقابت میان دسته‌های موسیقی نیز برای نمایاندن اینکه کدام قوی‌تر و درخشان‌تر می‌نوازند رایج بود. برخی از نوازندگان این دسته‌ها آموزش کلاسیک دیده و نت‌خوانی می‌دانستند اما بیشترشان ”گوشی“ می‌نواختند و بر بداهه‌پردازی تکیه داشتند. حرفهٔ اصلی بسیاری از این نوازندگان موسیقی نبود و به‌کارهائی مانند آجرچینی، نجاری و سیگارسازی اشتغال داشتند.


موسیقی دسته‌های همنواز - از جمله جاز اولیه - در گردش‌های جمعی، مراسم رژه، گردهمائی‌های سیاسی و نیز در سالن‌های رقص شنیده می‌شد. دسته‌های همنواز سیاهان اغلب در مراسم خاکسپاری به اجراء جاز می‌پرداختند. یکی از نوازندگان جاز نیواورلئان در این باره می‌گوید: ”با اجرائی بسیار باوقار و سنگین به محوطه‌ٔ گورستان قدم می‌گذاشتیم، اما بعد هنگام برگشتن غوغائی بود! ... ورق نت سرمان نمی‌شد. شش یا هفت قطعه بود که پنج یا شش نفری و هر کدام به شیوهٔ خودمان می‌زدیم و با این همه موسیقی‌مان جفت‌وجور می‌شد“. محلهٔ استوری‌ویل (Storyville) کاشانهٔ اصلی جاز اولیه بود؛ محلهٔ روسپی‌خانه‌ها، قمارخانه‌ها، سالن‌ها و تالارهای رقص. هر کدام از این مکان‌ها اغلب یک نوازندهٔ پیانو با دستهٔ کوچکی از نوازندگان را به‌کار می‌گماشت. استوری‌ویل نه فقط محل کار نوازندگان که فضائی مناسب و آسوده برای بداهه‌نوازی آنان نیز بود. در ۱۹۱۷ با پرچیده شدن استوری‌ویل به حکم نیروی دریائی، بسیاری از نوازندگان جاز نیواورلئان را ترک کردند. چندی بعد کانون جاز از شهر کِرسنت (Crescent City) به شیکاگو، کانزاس و نیویورک انتقال یافت.


جاز سبک نیواورلئان (یا دیکسیلند) به‌طور شاخص توسط پنج تا هشت نوازنده اجراء می‌شد. در این عکس، کینگ اولیور (ایستاده در چپ) با گروه خود موسوم به Creole Jazz Band در ۱۹۲۳ دیده می‌شود. لوئی آرمسترانگ (نشسته در وسط) و لیل هاردین (در برابر پیانو)، دو تن از نوازندگان این گروه بودند.
جاز سبک نیواورلئان (یا دیکسیلند) به‌طور شاخص توسط پنج تا هشت نوازنده اجراء می‌شد. در این عکس، کینگ اولیور (ایستاده در چپ) با گروه خود موسوم به Creole Jazz Band در ۱۹۲۳ دیده می‌شود. لوئی آرمسترانگ (نشسته در وسط) و لیل هاردین (در برابر پیانو)، دو تن از نوازندگان این گروه بودند.

جاز در سبک نیو اورلئان (New Orleaas style)، (یا دیکسیلند) به‌طور شاخص توسط دسته‌ای کوچک با پنج تا هشت تن اجراء می‌شد. سازهای ملودیک یا رده اول (front line) شامل کُرنت (با ترومپت)، کلارینت و ترومبون بود. نوازندگان رده اول، همزمان به بداهه‌پردازی با چند ملودی متضاد می‌پرداختند و گونه‌ای بافت پُلی‌فونیک پدید می‌آوردند. بداهه‌نوازی جمعی از شاخص‌ترین ویژگی‌های جاز نیواورلئان بود. هر ساز نقشی ویژه داشت. کُرنت پیشتاز بود و واریاسیون‌های ملودی اصلی ار می‌نواخت. کلارینت برای ملودی کُرنت کُنترملودئی را می‌تنید که اغلب ریتمی تندتر داشت. ترومبون خط باس را می‌نواخت که ساده‌تر از ملودی‌های بالائی اما دارای جذابیت ملودیک بود. سنکوپ و استقلال ریتمیک سازهای ملودیک، هیجانی شگفت به پا می‌کرد.


سازهای رده‌ اول توسط بخش ریتم که ضرب را به‌وضوح مشخص می‌ساختند و زمینه‌ای از آکوردها را فراهم می‌آ‌ورند پشتیبانی می‌شدند. این بخش به‌طور معمول شامل طبل‌ها، سازهای زهی - زخمه‌ای یا زهی - کوبشی (با نجو، گیتار، پیانو) و تک‌سازی بم (کُنترباس به‌صورت زخمه‌نواز یا ترومبون) بود.


جاز نیواورلئان به‌طور معمول مبتنی بر یک مارش یا ملودی کلیسائی، قطعه‌ای رگتایم، ترانه‌ای مردم‌پسند با یک بولز ۱۲ میزانی بود. از قطعه‌های مشهور نمایندهٔ این سبک می‌توان از When the Saints Go Marching In و Oh , Didn't He Ramble؟ نام برد. به‌طور عام، یک یا چند کُر با بداهه‌نوازی جمعی در آغاز و پایان هر قطعه اجراء می‌شد. در میانهٔ قطعه هر کدام از نوازندگان با بداهه‌نوازی تک‌نفره و با همراهی‌ بخش ریتم یا تمام دیگر سازها به هنرنمائی می‌پرداخت. در این قطعه‌ها گاه تکنوازی‌هائی بدون همراهی که برک (break) نامیده می‌شدند نیز می‌آمد. موسیقی دستهٔ همنواز می‌توانست با مقدمه‌ای آغاز شود و با تَگ (tag) یا کودائی کوتاه پایان یابد.


با تکامل سبک نیو اورلئان در دههٔ ۱۹۲۰ - بیشتر در شیکاگو - تکنوازی اهمیتی بیش از بداهه‌نوازی جمعی یافت. تکنوازان رفته‌رفته بداهه‌نوازی‌های خود را بیش از آنکه بر مبنای ملودی اصلی قرار دهند بر هارمونی آن متکی کردند. گذشته از این، ترومپت به تدریج جای کُرنت را گرفت و ساکسوفون نیز یکی از سازهای گروه شد.

(۱۹۲۳) DIPPERMOUTH BLUES، با اجراء Creole Jazz Band به سرپرستی کینگ اولیور

Dippermouth Blues با اجراء گروه جاز کینگ اولیور در ۱۹۲۳، نمونه‌ای عالی از سبک نیواورلئان است. این قطعه مبتنی بر توالی آکوردهای بلوز ۱۲ میزانی است. پیش از ۹ کُر موجود در این قطعه، مقدمه‌ای می‌آید و پس از آنها نیز یک تَگ نواخته می‌شود. کُرهای ۱، ۲، ۵ و ۹ برای تمام نوازندگان است و سبک بداهه‌نوازی جمعی را، که ویژهٔ جاز نیواولئان است، می‌نمایانند. کُرهای ۳ و ۴ به هنرنمائی کلارینت سولو که با ریتمی تکرارشونده همراهی می‌شود اختصاص دارند. اوج قطعه، تکنوازی کینگ اولیور با کُرنت سوردین‌دار (در کُرهای ۶ تا ۸) است که بر زمینهٔ بداهه‌نوازی سازهای دیگر شنیده می‌شود. تکنوازی اولیور با نت‌های ”بلو“ و سنکوپ‌های نوسانی، توسط بسیاری از نوازندگان جاز تقلید شد.

لوئی آمسترانگ

لوئی ”سَچمو“ آرمسترانگ (Louis "Satchmo") ،(۱۹۰۰ - ۱۹۷۱) به‌عنوان ترومپت‌نواز و نیز آوازخوان تأثیری جهانی بر موسیقی جاز داشت. او در چهارم ژوئیه (Fourth of July؛ روز استقلال آمریکا - م). در یکی از محله‌های فقیرنشین سیاهان در نیواورلئان زاده شد و نواختن کُرنت را در یک دارالتأدیب (که وقتی سیزده ساله بود به دلیل تیراندازی هوائی در مراسم سال نو به آنجا روانه‌اش کردند) آموخت. پس از آزادی از یک سال حبس، چیزی نگذشت که به نوازندگی در باشگاه‌های ارزان‌قیمت شبانه پرداخت (روزها رانندهٔ واگن زغال‌سنگ بود). کینگ اولیور، نوازندهٔ کُرنت، مشوق جاه‌طلبی‌های آرمسترانگ در قلمرو موسیقی شد و او بود که علاقه‌ای پدرانه نسبت به پسرک نشان داد و درس‌هائی به او آموخت. وقتی اولیور در ۱۹۱۸ - پس از برچیده شدن استوری‌ویل - به شیکاگو رفت، آرمسترانگ نیز روانهٔ شیکاگو شد تا کرنت‌نواز دوم در Creole Jazz Band به سرپرستی کینگ اولیور شود.


او در ۱۹۲۵ با گروه‌هائی به‌نام Louis Armstrong Hot Five و Louis Armstrong Hot Seven به ضبط صفحه پرداخت. گروه Hot Five سه نوازندهٔ اهل نیواورلئان داشت - جانی دادز (کلارینت)، کید اُری (ترومبون)، جانی سِینت سیر (Johnny St. Cyr) - و لیل هاردین که یک سال پیش از آن به همسری آرمسترانگ در آمده بود در آن پیانو می‌نواخت. این صفحه‌ها شهرت و اعتبار آرمسترانگ را به‌عنوان ترومپت‌نوازی پیشرو در قلمرو جاز تثبیت کردند. پس از ۱۹۳۰، او با گروه‌هائی بسیار متنوع به همکاری پرداخت. برای اجراء برنامه سفرهای فراوانی انجام داد و در فیلم‌های متعدد به هنرنمائی پرداخت. آرمسترانگ در دهه‌های ۱۹۵۰ و ۱۹۶۰ ”فرستادهٔ صلح“ ایالات‌متحد بود. در شصت و چهار سالگی با ضبط Hello Dolly! به نهایت محبوبیت و بزرگ‌ترین موفقیت هنریش دست یافت.


آرمسترانگ از بزرگ‌ترین بداهه‌پردازان جاز بود؛ او می‌توانست تکنوازی‌هائی نامتعارف ابداع کند و حتی نغمه‌هائی معمولی را با تغییر ریتم و زیر و بم آنها به ملودی‌هائی موزون و خوش‌آهنگ بدل سازد. او ابعاد تازه‌ای از توانائی‌های اجرائی ترومپت را نمایان کرد و نشان داد که این ساز می‌تواند در گسترهٔ زیرتری از آنچه گمان می‌رفت نواخته شود. مشخصهٔ نوازندگی او ”جهش‌های تیز“ به صداهای زیر و نیز طنین زیبا و جاندار ساز او است. یکی از متخصصان جاز، سبک اجرائی آرمسترانگ را اینگونه توصیف کرده است: ”مجموعه‌ای از ویبراسیون‌ها و غلت‌های صوتی که با ظرافت‌ تمام تغییر یافته و آرمسترانگ با آن تک‌تک نت‌ها را رنگ‌آمیزی و تزئین می‌کند“. آرمسترانگ مجاخوانی (scat singing) را نیز برای نخستین‌بار مطرح کرد و آن خواندن یک ملودی با ادای هجاهائی بی‌معنا است. طنین خشدار آواز او به‌معنای مرسوم ”زیبا“ نیست، اما همان حس جاز در ترومپت نوازیش را القاء می‌کند.


در مبحث زیر و بم، دینامیک و رنگ، قطعهٔ Hotter than That را با اجراء لوئی آرمسترانگ و گروه Hot Five به‌عنوان نمونه به‌کار گرفتیم. این قطعه چگونگی تحول سبک نیو اورلئان را در شیکاگو طی دههٔ ۱۹۲۰ نشان می‌دهد. تکیهٔ این قطعه بر بداهه‌نوازی‌های تک‌نفره است. بداهه‌نوازی جمعی - که آن همه در سبک قدیمی جاز نیواورلئان اهمیت است - به مقدمه و کُر پایانی محدود شده است (موردهای ۱ و ۶b در طرح شنیدنی). برک‌های هیجان‌انگیز آوازی و سازی (موردهای ۲، ۳، ۴، و ۶a) و نیز سنکوپ‌های آواز آرمسترانگ (مورد ۴) و آکورد دیسونانت گیتار که این قطعه را به‌گونه‌ای نامتعارف و بدون حس خاتمه به پایان می‌برد، شنیدنی هستند.