در ايران پيش از اسلام جنبه‌هايى از کاربردهاى درمان و پالايشگرى روانى با موسيقى در معابد زرتشتى بطور پراکنده و اندک نقل شده است. اسناد و مدارک مربوط به اين موضوع، در پى حملات اقوام مهاجم از بين رفته است. موسيقى در ايران باستان در خدمت تلقينات دينى و اشارات مذهبى بوده است. بعد از اسلام عمده فعاليت‌هاى موسيقايى نوشتارى و نظرى شد و به دليل ممنوعيت‌هاى مذهبي، موسيقى و زمينه‌هاى درمانى آن رشد چندانى نکرد.


اما از آثار دانشمندان ايران بعد از اسلام توجه عميق آنها را به موسيقى مى‌توان فهميد. برجسته‌ترين اين موسيقى‌دانان ابوعلى‌سيناست. ابن‌سينا تحت تأثير تعليمات که از کتاب‌هاى دانشمندان يونان قديم گرفته بود، نقش وزن و ضرب در جهان هستى را بخوبى دريافته بود و دانسته‌هايش را در مورد بيمارانش محک مى‌زد. ابن‌سينا در رسالهٔ کوچک ولى بسيار مهم ”علم‌النبض“ که در سال ۱۳۱۷ بکوشش مرحوم ”علامه سيد محمد مشکوة“ بچاپ رسيد، در فصلى جداگانه به اين موضوع پرداخته است.


با توجه به آنچه در رساله‌هاى قديم موسيقى مى‌بينيم، در هر رساله معمولاً فصلى به تأثير الحان در نفوس اختصاص داده شده و نشان مى‌دهد که در اکثر ادوار تاريخ ايران موسيقى بعنوان يکى از وسايل مهم در درمان بيمارى‌ها نقش داشته و آن را نيز بعنوان عاملى براى حفظ صحت روحى و روانى بکار مى‌برده‌اند.


رسالهٔ بهجت‌الروح از صفى‌الدين ارموى اشاراتى به اين کاربردها دارد. مطالب مشابهى نيز در رسالات نويسندگان ديگر بچشم مى‌خورد که نشان‌دهندهٔ مبانى علمى ثابت و آشکارى بوده است.


آنچه در رسائل اخوان‌الصفا، قابوس‌نامهٔ کيکاوس بن قابوس بن وشمگير، نوشته‌هاى صفى‌الدين ارموي، رسالهٔ کنز‌التحف و نقلى از عبدالقادر مراغه‌اى دربارهٔ طبايع و تناسب آواز و صداى ساز با هر طبع، آمده است، همگى آنها آواز تيز و نواختن زير را براى مزاج گرم و صفراوى توصيه کرده و يا آواز غليظ و سرد و نواختن سيم‌هاى بم را براى مزاج سرد و سودايى توصيه کرده‌اند و گوشه‌ها و نغمه‌ها را برحسب مزاج‌ها و طبع‌ها طبقه‌بندى کرده‌اند.


در فرهنگ يونان و ايران، موسيقى آهنگ افلاک آسمانى است. هر نغمه‌اى که بشر کشف مى‌کند و آن را به نوا مى‌آورد، انعکاسى از طنين نغمه‌هاى کرات و کواکب و در نهايت بانگ و پرتوى از ذات خداوندى است.


نوشته‌ها و مطالبى که قدما مطرح کردند، تأثير مايه‌ها و مقام‌هاى موسيقى را بر بيمارى‌هاى جسمى و امراض نشان مى‌دهد. آنها مقامى را براى رفع مرض مفيد و اوقاتى را براى نواختن و خواندن آواز بر بالين بيماران مناسب مى‌دانستند.


در روش‌هاى قومي، نوعى موسيقى درمانى وجود دارد که در ايران از قرن‌ها پيش وجود داشته و هنوز بقايايى از آن در بعضى نقاط بخصوص سواحل جنوبى رواج دارد. اين مراسم موسيقايى متأثير از فرهنگ آفريقايى است و نوع تأثيرگذارى از طريق القاء پيام و انتقال باور از طريق ايجاد هيجان و احساسات موسيقى است که با نيروى از کار، تلقين و هيجان موسيقي، شياطين و ارواح خبيث و مزاحم را از بدن دور کرده و سلامت را باز مى‌گرداند. بطور مثال در سواحل جنوبى و نيز در بلوچستان بيمارانى که گواتى يا اهل هوا هستند، برحسب جنس و مسلمان يا کافر بودن، نوع مرض آنها مشخص مى‌شود و طى مراسمى اين باد را از بدن بيمار خارج مى‌کنند؛ هر نوع باد يک نوع بيمارى مى‌آورد. پس از تشخيص نوع با دو مرض، سازها و دهل‌ها به صدا در مى‌‌آيند و يک نوازنده به همراه آواز و اشعارى به زبان عربي، فارسى و بلوچى بيمار را متأثير و هيجان لازم را در او ايجاد مى‌کند و فضاى خلسه ايجاد مى‌شود آنگاه خليفه با جن درون بيمار گفتگو مى‌کند تا او را به بيرون از بدن بيمار هدايت کند که اين کار از طريق رضايت يا معامله يا فشار آوردن انجام مى‌شود. در بوشهر و در مراسم زار که همان باد مزاحم يا جن است بيمار را چند روز در محلى دور از چشم ديگران زير نظر مامازار يا بابازار نگه مى‌دارند، تا زار از بدنش خارج شود. برنامه‌هاى موسيقايى زار و گوات با رقص و حرکت‌هايى توأم است.


در ناحيه ترکمن صحرا مراسمى شبيه به اين وجود دارد که با نوعى سماع اجرا مى‌شود که ريشه در شمن‌گرايى آفريقايى دارد.


در حال حاضر در موسيقيدرمانى رشته‌اى با عنوان موسيقى درمانى قومى وجود دارد که مراسم و آيين موسيقايى قديمى بشکل مناسب و واقعى و تأثيرگذارى بازسازى مى‌شود تا ضمن آن‌که ارتباط عاطفى مردم آن مناطق با مراسم محفوظ مى‌ماند، مؤثر نيز مانع شود.


اما موسيقى درمانى علمى در ايران بسيار نوپاست و بيش از دو دهه از آن نمى‌گذرد. در اين مدت کوتاه سخنرانى‌ها و پژوهش‌هايى در اين زمينه صورت گرفته است. از نظر تشکيلات رسمي، نخستين بار مؤسسه آموزشى و پژوهشى موسيقى درمانى در سال ۱۳۶۹ ايجاد و کتبى در اين زمينه تأليف و پژوهش‌هايى انجام گرفت. اما انجمن موسيقى درمانى ايران در سال ۱۳۸۰ با حضور اساتيد برجسته کشور تأسيس شد و اين نخستين حرکت ملى و علمى در اين رابطه بود.


موسيقى ايرانى به لحاظ بافت و ساختار درونگرايى و عاطفى و گردش‌هاى ادوارى آرام‌بخش مى‌تواند در تنظيمى زيبا و خوشايند تأثير مطلوبى در شنونده ايجاد نمايد. هرچه اطلاعات و عادت شنوايى به مايه‌ها و موسيقى ايرانى بشتر باشد و موسيقى با حال او هم‌خوان‌تر باشد، تأثير آرام‌بخش و تخليه هيجانى آن براى کاهش هورمون استرس مؤثر خواهد شد. از طرفى موسيقى محرک و تصنيف‌هاى پرشور موسيقى ايرانى با تِم شيدايى مى‌تواند در مواردى افسردگى را کاهش تحرک و نيروى درونى بدن را در برابر بيمارى‌هاى جسمى افزايش دهد.