|
|
|
|
|
در سدهٔ سوم ق، حکومت خلفاى
عباسى ضعيف گشت و سلسلههاى پياپى
در ايران پديد آمد. موسيقى نيز به
تبع شرايط موجود، دچار پريشانى و
آشفتگى شد ولى به سير طبيعى خود
ادامه داد. سدههاى سوم و چهارم،
دوره کسب هويت ملى و فرهنگى است.
پادشاهان سامانى سعى کردند که از
راه و روش پادشاهان عصر ساسانى
تقليد کنند و پادشاهان آلبويه به
احياى مبانى تفکر ايرانى در قالب
تشيع پرداختند و سعى کردند
پارهاى از رسوم کهن ايرانى را در
قالبهاى تازه ايجاد کنند. سلسلهٔ
طاهريان نيز حامى موسيقى بودند.
يعقوب ليث صفار ايرانى تبار و مؤسس
سلسلهٔ صفاريان به موسقى توجه
فراوان داشت و ترويج موسيقى براى
او مهم بود. بسيارى از سازهاى عهد
قديم در دوران ساسانى مثل چنگ و عود
دوباره زنده شدند و بکار رفتند.
| |
|
|
|
در اين اعصار اولين
نمونههاى موسيقى مذهبى ويژه
ايرانيان در قالب تعزيه و روضه و
نوحه پديد آمد. از طرف ديگر موسيقى
بدست صوفيان و درويشان شکل تازه و
بديعى يافت. در دوران صفويه به شعر و
موسيقى و ادب بىتوجهى بسيار شد.
پادشاهان صفوى به شاعران و
موسيقىدانان بىتوجه بودند و گاه
مخالفت نيز مىکردند. در نتيجه
تنها اشعار مذهبى رواج يافت. عصر
صفويه را مىتوان تاريکترين
دورهٔ حيات موسيقى دانست. موسيقى
دوره زنديه و افشاريه نيز ادامه
بسيار کمرنگى از موسيقى عصر صفوى
است.
| |
|
|
|
تشکيل مجالس روضه که پيش از
صفويه در ايران معمول شده بود، در
عصر قاجاريه گسترش يافت و عموميت
پيدا کرد.
| |
|
|
|
از عوامل مؤثر در حفظ و اشاعه
هنر موسيقى در عصر قاجار، از يکسو
دلبستگى شاهان قاجار به خوانندگان
مذهبى و توجه آنها به روضه و تعزيه و
مدح و نوحه و اذان و مناجات بود؛ و از
سوى ديگر، بدليل علاقه شاهزادگان
و رجال دربار بود به نوازندگى و
داشتن خواننده و نوازنده اختصاصي.
| |
|