مبتکر ضبط صدا روى صفحه، ”اميل برلينر“ بود. اين صفحهٔ گرامافون با دستگاه‌هاى پخش مربوطه در سال ۱۸۹۵ عرضه شد. اين صفحهٔ ابتدايي، شامل صفحه‌اى بود که با دست گردانيده مى‌شد و وسايل پخش صوت و باز توليد آن شامل يک شيپور قيفى شکل بود که در انتهاى باريک خود به جعبهٔ صوت متصل مى‌شد و جعبهٔ صوت متشکل از ديافراگم و سوزنى بود که در امداد صفحه با شيارهاى مارپيچى تماس پيدا مى‌کرد.


روش برلينر نه فقط در توليد صفحه بصورت تجارتى رواج گرفت، بلکه روش قالب‌گيرى و تکثير نيز توسط وى معمول شد. ”فرد جيز برگ“ از همکاران برلينر بود که يک استوديوى ضبط را در فيلادلفيا تأسيس کرد و صفحه‌هاى توليد شده توسط برلينر را براى فروش عرضه کرد. وى سهم مؤثرى در رواج گرامافون داشت. جيز برگ صداى بسيارى از هنرمندان اُپرا را روى صفحه ضبط کرد. با فعاليت برادران جيز برگ در اروپا، گرامافون و صفحه‌هاى آن به عنوان وسيله‌اى فرهنگى شناخته شد و صداى بسيارى از خوانندگان بزرگ و نواى ساز نوازندگان به خانه‌ها راه يافت. در سال ۱۸۹۶ دستگاه گرامافونى توسط برلينر ساخته شد که با موتور کار مى‌کرد. در اين دوره مدت متوسط زمان پخس صفحه حدود ۲ دقيقه بود.


در سال ۱۹۰۷ م. بازار فروش استوانهٔ فونوگراف در انگلستان به اوج خود رسيد. اديسون در آن سال‌ها براى بهبود کيفيت صداى فونوگراف و استوانهٔ آن، کوشش‌هايى بعمل آورد. با حضور خوانندگان بزرگ اُپرا در برنامه‌هاى ضبط استوانه و صفحه، توجه ساير هنرمندان به اين عامل ماندگارى موسيقى جلب شده و به ضبط اثر هنرى خود تن در دادند. در رقابت بين صفحه و استوانه، برخى مبتکران تمهيداتى بکار بردند. از طرف ديگر، سهولت حمل و نقل و جاگيرى کمتر صفحه و نگاهدارى آسان‌تر آن به نسبت استوانه، و امکان تکثير آن، به تدريج به رواج صفحه انجاميد.