ضبط صفحه گرامافون در ايران، پيش از مشروطيت و از حدود سال ۱۳۲۳ هـ . ق آغاز شد؛ و فرمانى توسط مظفرالدين‌شاه در اين سال منتشر گشت که محتواى آن، ترويج و تسهيل فروش گرامافون بود.


در زمانى که ضبط صفحه‌هاى موسيقى ايرانى آغاز شد، هنوز تعدادى از استادان دورهٔ ناصرالدين شاه در قيد حيات بودند؛ از جمله: ميرزا عبدالله و آقاحسين قلى (تار)، نايب‌اسدالله اصفهانى (ني)، باقرخان (کمانچه)، ميرزا على‌اکبر شاهى و حسن خان (سنتور). از نوازندگان موزيک نظام عهد ناصرالدين‌شاه که آثارشان در آغاز ضبط صفحه‌هاى ايراني، در صفحه ضبط شده مى‌توان، اکبرخان (فلوت)، قلى‌خان ياور (قره‌ني) و ارکستر نظام مدرسه دارالفنون به رهبرى مسيو لومر کارشناس موزيک از فرانسه را نام برد.


با ضبط آثار اين هنرمندان، در واقع ميراث فرهنگى صوتى و موسيقى دورهٔ ناصرالدين‌شاه، به گوش مى‌رسد.


ضبط و توليد صفحه‌هاى اوليه گرامافون که از آثار هنرمندان ايرانى ضبط شده است، طبق شماره رديف کاتالوگ توليدکنندهٔ آن، با صفحهٔ يک رو به قطر ۵/۱۷ سانتى‌متر شروع شده است که اندازهٔ آنها نسبت به صفحات معمولى کوچک‌تر است. اين صفحه‌ها از جنس کائوچوى طبيعى و شکننده بود.


مراحل ضبط صفحه در دستگاه‌هاى اوليه، به اين صورت بود که، نوازندگان يا اجراکنندگان بطور منفرد يا دسته‌جمعى در اتاقى بنام استوديو حاضر مى‌شدند و در مقابل دهنهٔ فراخ شيپورى که انتهاى باريک آن از درون پرده‌اى به اتاق ضبط منتهى مى‌شد، قرار مى‌گرفتند و به اجراى برنامه مى‌پرداختند.


در ضبط صدا در اين دوره به گوينده يا خواننده توصيه مى‌شد که برنامهٔ خود را با صدايى بلندتر از حدمعمول اجرا کنند تا صدا توان ارتعاش دادن سوزن و ديافراگم ضبط را داشته باشد و ضبط و پخش امکان‌پذير گردد.


در هنگام ضبط صفحه‌هاى ايراني، چون ارکستر ايرانى بطور سنتى از سه چهار نفر نوازنده يا خواننده تجاوز نمى‌کرد، اشکال فوق کمتر ايجاد مى‌شد و صداى تار، سنتور و قره‌نى با صداى نسبتاً کافى ضبط شده است.


صفحه‌هاى معمولى يک رو به قطر ۲۵ سانتى‌متر، از حدود سال ۱۳۲۴ هـ . ق بتدريج با بازار ايران عرضه گشت. اين صفحه‌ها در بردارندهٔ اجراهايى از نوازندگان و خوانندگان دوره قاجار و نمودار سبک و مختصات آثار آنهاست.


از زنان خواننده نيز در آن دوره صفحه‌هايى ضبط شده است.


پس از رواج اين صفحه‌ها در ايران، به شهرت هنرمندان در ميان مردم افزوده گشت. بعضى خانواده‌ها دستگاه گرامافون خريدند. برخى اماکن عمومى مثل رستوران‌ها و قهوه‌خانه‌ها نيز براى سرگرم کردن مشتريان خود، از گرامافون استفاده کردند. در آغاز مقاومت‌هايى در برابر اين روند، بوجود آمد. با وقوع جنگ جهانى اول و کمبود لوازم و حوادث آن دوره، ضبط و ورود صفحه به ايران براى مدتى راکد شد؛ و ضبط و تکثير و توليد صفحه‌هاى گرامافون ايرانى متوقف ماند. پس از فرو نشستن آتش جنگ، نشر تضعيف‌ها و سرودهاى ملى بين مردم رواج يافت.


با روى کار آمدن رضاشاه در سال ۱۳۰۴ هـ . ش، دورهٔ ديگرى در تاريخ ايران آغاز شد. در اين دوره مراکزى براى آموزش موسيقى داير شد؛ از جمله مدرسهٔ موسيقى نى داود به مديريت و هنر آموزى ”نى‌ داود“ که بعدها به مدرسهٔ درويش تغييرنام يافت. همينطور کلاس على‌اکبر شهنازى براى آموزش تار. در سال ۱۳۰۲ هـ .ش مدرسهٔ عالى موسيقى تأسيس شد و سپس کلوپ موزيکال به همت على‌نقى وزيرى تأسيس شد. به اين ترتيب زمينه لازم براى ضبط و عرضهٔ صفحات موسيقى فراهم شد.


طى همين سال‌ها همکارى خوانندهٔ مشهور ”قمرالملوک وزيري“ با ”مرتضى نى داود“ آغاز شد. اولين صفحهٔ ضبط شدهٔ رديف موسيقى ايرانى در اين دوره، حاصل هنرنمايى اين دو هنرمند مى‌باشد.


ضبط صفحه‌هاى گرامافون در ايران از حدود سال ۱۳۰۵ هـ . ش، مجدداً شروع شد. و شرکت‌هاى خارجى بدلايل متعدد، از جمله رواج موسيقى و کنسرت‌هاى متعدد، عرضهٔ آزاد، علاقه و استقبال از اجراهاى موسيقى و ... ، به ايران نماينده اعزام کردند تا با صرف سرمايه لازم، ضبط و فروش صفحه صورت پذيرد.


در اين دوره در ساختن صفحه پيشرفت‌هايى حاصل شد. کيفيت صداى اين صفحه‌هاى نسبت به صفحه‌هاى قديم بهتر و بالاتر بود. بجز گرامافون شيپوردار، نوعى گرامافون کوکى وارد بازار شد که داراى شيپور صوتى خميدهٔ تعبير شده در داخل جعبه گرامافون بود. در اين دوره اکثر کارخانه‌ها سعى در ساختن دستگاه‌هاى هرچه بيشتر قابل حمل بودند.


پس از ضبط صفحه از صداى قمر توسط کمپانى ”هيز ماسترز وُيس“ و بعد کمپانى ”پوليفون“ ، چند صفحه از ”ملوک ضرابي“ نيز ضبط گرديد.