- سینمای پیش از انقلاب:

پیش از انقلاب بلشویکی (کمونیستی) ۱۹۱۷، صنعت فیلم در روسیه اساساً اروپائی بود. کمپانی‌های برادران لومی‌یر، پاته، گومون و نوردیسک دانمارک در آغاز سدهٔ بیستم شعبه‌های گسترده‌ای از پخش فیلم در تعدادی از شهرهای روسیه دایر کرده بودند، تا آنکه در ۱۹۰۸ نخستین استودیوی روسی تأسیس شد. بین سال‌های ۱۸۹۸ تا آغاز جنگ جهانی اول ۹۰ درصد فیلم‌هائی که در روسیه به نمایش درمی‌آمدند وارداتی بودند. بین سال‌های ۱۹۱۴ و ۱۹۱۶ که تعداد مؤسسات داخلی بیش از دو برابر شد، نسبت فیلم‌های وارداتی به ۲۰ درصد کاهش یافت و تعداد مؤسسات داخلی از هجده به چهل و هفت رسید. فیلم‌های تولید داخلی با بودجهٔ اندکی ساخته می‌شدند و در اواسط سال ۱۹۱۷ تنها سه کمپانی عمدهٔ داخلی در سراسر کشور وجود داشت: خانژوتکُْف (Khanzhonkov)، ارِمولیِف (Ermoliev) و پاته. نود درصد فعالیت‌های فیلمسازی در شهرهای بزرگی چون مسکو و پتروگراد متمرکز بودند و همهٔ وسایل فنی و فیلم خام مورد نیاز از آلمان و فرانسه می‌آمد.


یکی از علل کوچک بودن صنعت سینما در روسیه آن بود که سینما هنوز مانند غرب شکل ارتباطی مورد علاقهٔ مردم نشده بود. طبقهٔ کارگر روسیه به خلاف رقبای آلمانی خود چندان فقیر بود که امکان رفتن به سینما را نداشت و طبقهٔ به شدت محافظه کار حاکم نیز اعتنای چندانی به سینما نمی‌کرد. در دوران پیش از انقلاب معدودی از هنرمندان رشته‌های دیگر به سینما علاقه نشان دادند. در ۱۹۱۳ شاعر فوتوریست ولادیمیر مایاکُفسکی (Vladimir Maiakovski) (۱۹۳۰ - ۱۸۹۳) و دوستانش بیانیه‌ای اوان -گارد دربارهٔ فیلم انتشار دادند و کارگردان بزرگ تئاتر وسوُلُد مِیرهُلد (۱۹۳۰ - ۱۸۹۳) (Vsevolod Meyerhold) دو اثر ادبی را برای سینما اقتباس کرد - یکی رمان تصویر دوریان‌گری (۱۹۱۵) اثر اساروایلد و دیگری رمان مرد نیرومند (۱۹۱۷) اثر استانیسلاو پرزیبیژفسکی (Stanislaw Przybyszewski) که هر دوی آنها میزانس تئاتری داشتند. اما جالب توجه‌ترین و آخرین فیلم مهم روسی در پیش انقلاب را یاکُف پروتازاتُف (Iakov Protazanov) ساخت که اقتباسی از کتاب پدر سرگئی (۱۹۱۸) اثر لوتولستوی بود. بازیگری، فیلمبرداری و ساختار روائی این فیلم فراتر از همهٔ فیلم‌هائی قرار داشت که تا آن زمان در روسیه ساخته شده بود. سینمای پیش از انقلاب روسیه با استثناهائی چند به‌عنوان سینمائی متوسط ارزیابی می‌شد، تا آنکه در دههٔ ۱۹۸۰، هنگامی‌که آرشیو فیلم شوروی در دسترس غرب قرار گرفت، معلوم شد که ۲۸۶ فیلم از ۱۷۱۶ فیلم روسی که از سال‌های ۱۹۰۷ تا ۱۹۱۷ باقیمانده است، از نظر میزانسن غنائی خارج از انتظار داشته‌اند.


بسیاری از آثار اقتباس شده از ادبیات سدهٔ نوزدهم روسیه (به‌ویژه) تولستوی، تورگنف و پوشکین) وابسته به‌نوعی زیبائی‌شناسی سکون مشهور به ”سبک روسی“ بودند، که ترکیبی است از سکوت‌های روانکاوانه‌ٔ تئاتر هنری مسکو با شیوه‌های بازی شاعرانه متعلق به سینمای اولیهٔ دانمارک و ایتالیا. مهم‌ترین کارگردان‌های این دوره عبارت بودند از پروتاراتُف؛ پِترچاردینین (Petr Chardynin) (۱۹۳۴ - ؟ 77/1873) با فیلم‌های پرتگاه (The Precipice) (۱۹۱۳)، شاه قانون و آزادی (The King the Law and Freedom) (۱۹۱۴) و سراب‌ها (Mirages) (۱۹۱۵)؛ بوگنی بائر (Evgenji Bauer) (۱۸۶۵ - ۱۹۱۷) با فیلم‌های شاهدان خاموش (Silent Witnesses) (۱۹۱۴)، کودک شهر بزرگ (Child of the Big City) (۱۹۱۴)، پس از مرگ (After Death) (۱۹۱۵) و زندگی در برابر زندگی (A Life for a Life) (۱۹۱۶)؛ و یا چسلاو ویسکُفکی (Vyacheslav Viskovskii) (۱۹۹۳ - ۱۸۸۱) با فیلم‌های پدران و پسران (Fathers and Sons) (۱۹۱۵)، چشم‌های او (His Eyes) (۱۹۱۶) و ازدواج توسط شیطان (Married by Satan) (۱۹۱۷)، که اغلب آنها برای شرکت خانژوتکُف با مسئولیت محدود تولید شده بودند. به‌علاوه عروسک‌گردان پیشرو ولادیسلاو استارویچ (Wladyslaw Starewicz) (۱۹۲۵ - ۱۸۸۲) در این دوره با فیلم‌های مورچه و ملخ (The Ant and the Grasshopper) (۱۹۱۱)، انتقام فیلمبردار (The Cameraman's Revenge) (۱۹۱۲) و عید حشره (The Insect's Christmas) (۱۹۱۳) تجربه‌های فوق‌العاده‌ای دو متحرک‌سازی برای استودیوی خانژونکُف به‌عمل آورد و پیش از مهاجرت به پاریس در ۱۹۱۹ حدود پنجاه فیلم سینمائی ساخت. در ۱۹۱۴، هنگامی‌که روسیه وارد جنگ شد، واردات فیلم به این کشور ممنوع شد. و دولت تزاری کوشید با تأسیس بخش فیلم نظامی در دل کمیتهٔ اسکویلف تولید داخلی فیلم به‌ویژه فیلم‌های مستند و آموزشی را تشویق کند. به فیلمسازان اجازه داده بود تا در خط مقدم جبهه فیلمبرداری کنند. صنعت سینمای تجاری اما، با خورداری از دخالت در امور سیاسی، به ساختن فیلم‌های سرگرم‌کننده ادامه می‌داد.