اتحاد شوروی که تا پیش از فروپاشی در ۱۹۹۱ حضور سیاسی و نظامی پرهیبتی در اروپای‌شرقی داشت. خود نیز پس از جنگ جهانی دوم فیلم‌های قابل ملاحظه و متمایزی تولید کرد. اما پیش از این رویداد دورانِ اختناق استالینی را از سر گذراند، بدنهٔ صنعت فیلم این کشور در دوران جنگ به آسیای‌مرکزی منتقل شد و با بزرگترین استودیوهایش (مُسفیلم و لنفیلم) و مدرسهٔ VGIK در آلما - آتای قزاقستان مستقر شد. در اینجا بود که برای بالا بردن روحیهٔ جنگی مردم فیلم تهیه می‌شد، فیلم‌هائی چون دفاعِ از تزاریتسین (۱۹۴۲) و جبهه (۱۹۴۳) از سرگئی و گئورگی واسیلیِف و زنی از وطنش دفاع می‌کند (۱۹۴۳؛ پخش در آمریکا با عنوان عشق بزرگتری وجود ندارد) از فِردریش اِرملِر؛ سرزمین بزرگ (۱۹۴۴) از سرگئی گراسیمُف، و مهم‌تر از همه ایوان مخوف، قسمت اول (۱۹۴۵) و قسمت دوم (۱۹۴۶) از آیزنشتاین. در این دوره استودیوهای محلیِ شهرهای دیگرِ آسیای‌مرکزی (تاشکند، عشق‌آباد، استالین‌آباد) و قفقاز (تفلیس، باکو، ایروان) در عرصهٔ تولید فیلم سینمائی اهمیت تازه‌ای یافتند، در حالی‌که فیلمبردارانِ مستند در جبهه در کار جمع‌آوریِ منابع تصویری برای فیلم‌های ترکیبیِ مسکونشینان بودند، از جمله فیلم‌های شکست ارتش آلمان در بیرون مسکو (با ضدحمله‌ٔ مسکو، ۱۹۴۲) از ل.و. وارلامُف و ی.پ. کُپالین، و نبرد به خاطر اوکراینِ شوروی ما (۱۹۴۳) از اَلکساندر داوژنکو. با آنکه هدف اصلی سینمای شوروی در طول جنگ کاملاً رنگ و بوی تبلیغاتی داشت فیلم‌های این دوره واقعگراتر از دورانِ استالین یا پس از آن بودند. با این همه، چنانکه پیتر کِنز در کتاب سینما و جامعهٔ شوروی اشاره کرده است، سال‌های جنگ ”کورسوئی از آزادی بیان بر تاریخ سینمای استالین تاباند“.