بذرهای دامن نوبه کینو (سینمای نو) در جشنوارهٔ فیلم اُبِرهاوزِن در سال ۱۹۶۲ افشانده شد. زیرا در این جشنواره بود که بیست و شش نویسنده و فیلمساز آلمانی، که یارانهٔ دولتی دریافت کرده بودند، تشکیل یک یونگر داچر فیلم (سینمای آلمانِ جوان) را در بیانیه‌ای با نتیجه‌گیری زیر اعلام کردند:


سقوط صنعت سینمای تجاری آلمان سرانجام نگاه اقتصادی خود را به‌سوی تولیداتی می‌گرداند که مورد تأیید ما نیست. با این شکست فرصت‌های تازه‌ای برای رویش سینمائی نو پدید آمده است. موفقیت فیلم‌های کوتاه آلمانی در جشنواره‌ها حاکی از آن است که آیندهٔ سینمای آلمان در دست فیلم‌هائی است که به زبان جهانی سخن می‌گویند. سینمای نو نیاز به آزادی تازه‌ای دارد: آزادی از قراردادها و عاداتِ صنعتِ حاکم، ازادی از دخالت شرکای تجاری، و سرانجام آزادی از قیمومیت علایق عاریه‌ای. ما برای تحقق این سینمای نوی آلمانی طرح‌های هنری، شکلی و اقتصادی داریم. ما مشترکاً آمادهٔ ریسک‌های اقتصادی هستیم. سینمای کهنه مرده است. ما به چیزهای نو باور داریم.


گروه اُبرهاوزِن از طریق سخنگویان خود، کارگردان‌هائی چون الکساندر کلوگه و نوربرت کوکِلمان، با توفیق تمام پارلمان را قانع کرد تا در ۱۹۶۵ تشکیل کانون سینمای جوان آلمان (کوراتوریوم) را تصویب کند و این سازمان براساس پیشنهادهای بیانیهٔ اُبِرهاوزن نهادینه شد. کوراتوریوم، به‌ویژه با استفاده از بودجه‌های فرهنگیِ فدرال‌های مختلف، نخستین فیلم سینمائی کلوگه، هانس یورگن پُهلاند و ورنر هرتزوگ و هفده فیلم سینمائی دیگر را بین سال‌های ۱۹۶۵ و ۱۹۶۸ سرمایه‌گذاری کرد. این گروه همچنین موفق شد دو مدرسهٔ فیلم حرفه‌ای (در مونیخ و برلین) و یک آرشیو فیلم آلمان در برلین تأسیس کند. اما تا سال ۱۹۷۰ موفقیت‌های ”سینمای آلمانِ جوان“ میان‌تهی از کار درآمد.


تصویب لایحه‌ٔ یارانه به فیلم‌ها توسط مجلس در ۱۹۶۷ یک لایحهٔ یارانهٔ فیلم (یا FFA) به تصویب رسانده بود که در واقع قدرت اقتصادی را در دست استودیوها و پخش‌کنندگان تجاری متمرکز می‌کرد، و این اقدام در زمانی اندک تحرک عظیمی به تولید فیلم‌های سینمائیِ نازل داد که به‌صورت ”خرید مجموعه“ (بلاک بوکینگ) فیلم‌هائی را در زمان اندک و کیفیت پائین برای تماشاگرانِ رو به کاهش تولید می‌کردند. غالب این فیلم‌ها کمدی‌های ابلهانهٔ کلاس درس یا هرزه‌نگاری‌های ملایم بودند که مخاطبانشان را دو میلیون کارگر مهاجر آلمانی تشکیل می‌دادند. صاحبان تالارهای نمایش ناچار بودند این فیلم‌ها را همچون بخشی از یک قرارداد به‌صورت فلّه‌ای از پخش‌کنندگان بگیرند، بدون توجه به اینکه تماشاگر آلمانی چنین فیلم‌هائی را می‌پسندد یا نمی‌پسندد. در سال ۱۹۶۹ با افزایش این‌گونه فیلم‌ها به ۱۲۱ فیلم در اسل و کاهش تماشاگران به متوسطِ یک میلیون در سال در اواخر دههٔ ۱۹۶۰ و اوایل ۱۹۷۰، تالارهای نمایش در سراسر کشور یک به یک تعطیل شدند. فیلم‌های بی‌ارزشی که در سه سال اولِ یارانهٔ FFA به بازار سرازیر شده بودند سینماروهای جدی را از سینما دور و تماشاگر عمومی را خسته کردند و صنعت سینای آلمان را به مرز بحران اقتصادی دیگری کشاندند. چنانکه در همان سال ۱۹۷۱ روزنامهٔ نیویورک تایمز نوشت: ”وضعیت رقت‌انگیز هنر سینما در آلمان در نوع خود بی‌نظیر است، در هر فهرستی از فیلم‌های تازه‌ٔ آلمانی زباله‌های بیشتری را می‌توان یافت“.