آنده‌آش کواچ (متولد ۱۹۲۵) از آکادمی بوداپست فارغ‌التحصیل شد، تعدادی فیلم داستانی ساخت و سپس برای دو سال مطالعه به پاریس رفت. در آنجا تحت‌تأثیر وریته قرار گرفت و پس از بازگشت به مجارستان تکنیک‌های آن را در فیلم مردم مُشکل (۱۹۶۴) مباحثه‌ای را پیش کشید که دامنه‌اش در سراسر کشور گسترش یافت، چرا که پس از ۱۹۵۵ برای نخستین‌بار بود که واقعیت‌های معاصر کشور مستقیماً بر پردهٔ سینما به نمایش درمی‌آمد. فیلم بعدی کواچ، روزهای سرد (۱۹۶۶)، تصویر درگیرکننده‌ای از کشتار حدود سه هزار یهودی و صرب در شهر نووی‌ساد (اکنون متعلق به صرب‌ها در فدراسیون یوگسلاوی) به‌دست می‌دهد. ماجرا از زبان چهار تن از شاهدانی که در ژانویه ۱۹۴۲ توسط ارتش مجارستان به اتهام خرابکاری منتظر اعدام هتند، سال‌ها پس از حادثه، روایت می‌شود. این فیلم نیز مباحثاتی را برانگیخت.


کواچ، سپس، در فیلم‌های دیوارها (۱۹۶۸) و نسل تازه‌نفس (۱۹۷۰) بحث در باب تناقض‌های جامعهٔ معاصر مجارستان را ادامه داد و در آنها به قله‌ای از آزادی هنری دست یافت که در هیچ‌یک از کشورهای دیگر اروپای‌شرقی سابقه نداشت. فیلم‌ بعدی او با چشم بسته (۱۹۷۴) از نظر بازپردازی تیره و سیاه و سفیدِ یک واقعهٔ عینی مربوط به جنگ جهانی دوم به فیلم روزهای سرد نزدیک است. اما در فیلم هزار تو (لابیرنت، ۱۹۷۶) سبک و سیاق تروفو، وایدا و فلّینی را دنبال کرده و در آن فضائی خویش‌نگار در باب فرآیند فیلمسازی خلق کرده است. فیلم مزرعهٔ تخم‌کشی (۱۹۷۸) از کواچ افسانه‌ای است در باب جنایت سیاسی که در نخستین ماه‌های اغتشاش رژیم نئواستالینیستی در ۱۹۵۰ می‌گذرد و نخستین فیلم رنگی او است؛ و فیلم یکشنبه‌ای در اکتبر (۱۹۸۰) به عملیات مخفیانهٔ دریاسالار هورتی برای جدا شدن از کشورهای محور و مذاکرهٔ جداگانه‌اش با اتحاد شوروی در ۱۵ اکتبر ۱۹۴۴، حوالی پایان جنگ جهانی دوم، می‌پردازد. فیلم‌های اخیرترِ کواچ عبارتند از درام‌هائی رمانتیک مثل بهشت موقتی (۱۹۸۱)؛ رابطه‌ای در یک بعدازظهر (۱۹۸۴) و کنتس قرمز (۱۹۸۵)، یک زندگینامهٔ دوقسمتی دربارهٔ کنت میهالی کارولی و همسرش که در دوران جنگ جهانی اول و انقلاب سوسیالیستیِ ۱۹۱۹ در مجارستان از عناصر عمدهٔ سیاسی بودند. و سرانجام فیلم نگهبان پشت جبهه (۱۹۸۸) درام مستندگونه‌ای است دربارهٔ سیاست‌های حزبیِ مردمِ عامی.