یکی دیگر از تحولات دههٔ ۱۹۵۰ پیدایش فیلم‌های افسانهٔ علمی (Science Fiction) به‌عنوان گونه‌ای مستقل بود. سال‌ها پیش از جنگ دوم نیز خیالپروری‌های افسانهٔ علمی در سینما وجود داشت. نخستین فیلم روائی فانتزی یعنی سفر به کرهٔ ماه (۱۹۰۲) از ژرژ ملی‌یس، و سپس فیلم‌های متروپولیس (۱۹۲۶) و زنی در ماه (The Woman in the Moon - سال ۱۹۲۹) در ردیف این‌گونه قرار می‌گیرند. با وقوع جنگ و تهدید کشتار جمعی به‌وسیله سلاح‌های هسته‌ای اعتقادِ فراگیری پیدا شد مبنی بر اینکه علم و تکنولوژی به‌جائی رسیده که قادر است سرنوشت بشر را تغییر دهد، لذا سال‌های بلافاصله پس از جنگ فیلم‌های مدرنِ افسانهٔ علمی، با تأکید بر فاجعه‌ای عام و سفرهای فضائی به‌تدریج پردهٔ سینماها را اشغال کردند.


نخستین نمونه را فیلم مقصد کرهٔ ماه (Destination Moon - سال ۱۹۵۰، ایروینگ پیچل) عرضه کرد و قالب مدرن افسانهٔ علمی موجی از این‌گونه را سرازیر کرد، از جمله سفینهٔ فضائی‌ ام‌ایکس (Rockeship MX) (کورت نویمان ـ Kurt Neumann؛ سال ۱۹۵۰)، پنج (Five) (آرچ اُبولر - Arch Oboler؛ سال ۱۹۵۱)، چیز (The Thing) (نام دیگرش ”چیز“ از جهان دیگر (The Thing from Another World)، کریستین نای‌بای (Christian Nyby؛ سال ۱۹۵۱)، روزی که زمین از حرکت افتاد (The Day the Earth Stood Still) (رابرت وایز، ۱۹۵۱)، وقتی که کرات با یکدیگر اصابت کنند (When Worlds Collide) (رودلف ماته، ۱۹۵۱)، مردی از سیارهٔ ایکس (The Man from Planet X) (ادگار ج.اُلمر، ۱۹۵۱)،


پرواز به مریخ (Flight to Mars) (لسلی سلاندر - Lesley Selander؛ سال ۱۹۵۱)، متجاوزان مریخی (Invaders from Mars) (ویلیام کامرون منزیز، ۱۹۵۳)، جنگ دنیاها (War of the Worlds) (بایرُن هاسکین - Byon Haskin؛ سال ۱۹۵۴)، جزیره‌ای به‌نام زمین (This Island Earth) (جوزف نیومن - Joseph Newman؛ سال ۱۹۵۵)، سیارهٔ ممنوع (Forbidden Planet) (هربرت ویلکاکس - Herbert Wilcox؛ سال ۱۹۵۶) و هجوم جسد دزدان (دان سیگل، ۱۹۵۶).


این فیلم‌ها با هزینه‌های گوناگون و تدارکات معقول ساخته می‌شدند و عنصر مشترک همه حول محورِ بحرانِ تهدید جهان به‌وسیلهٔ سلاح‌های هسته‌ای یا تجاوز موجوداتی از کرات دیگر به زمین دور می‌زد (فیلم دان سیگل تهدیدی نه برای نابودی زمین که برای دگرگون کردن آن بود) و اشارات سیاسی آشکاری در آنها به چشم می‌خورد.


سیاست‌های جنگ سرد، با هشدارهای مداومی که در باب نفوذ نیروهای بیگانه و تسخیر جهان داشتند، در حقیقت بازار داغ افسانه‌های علمی در دههٔ ۱۹۵۰ را این بار با افت‌های مخصوص هنرمندانه وارد مرحله‌ٔ تازه‌ای کردند و جرج پَل (Georg Pal - سال ۱۹۸۰-۱۹۰۸) تهیه‌کنندهٔ این نوع فیلم‌ها و ری هریهاوزن (Ray Harryhausen) (متولد ۱۹۲۰) کارگردان افکت‌های مخصوص آنها را بر صدر نشاندند. جرج پَل لهستانی‌الاصل که برای فیلم‌های مقصد کرهٔ ماه، وقتی‌که کرات بر یکدیگر اصابت کنند و جنگ دنیاها جایزهٔ اسکار افکت‌ مخصوص را ربود، کار خود را در UFA به‌عنوان طراح صحنه آغاز کرده بود و در جریان جنگ در هالیوود به متحرک‌سازی عروسک پرداخت.


او پس از موفقیت‌هائی که در اوایل دههٔ ۱۹۵۰ به‌دست آورد به تهیه‌کنندگی و کارگردانی فیلم‌های فانتزی روی آورد، از جمله انگشت شست (۱۹۵۸، برندهٔ جایزهٔ اسکار افکت مخصوص)، ماشین زمان (The Time Machine - سال ۱۹۶۰؛ برندهٔ جایزهٔ اسکار افکت مخصوص)، آتلانتیس اقلیم گمشده (Atlantis, the Lost Contiment - سال ۱۹۶۱)، دنیای شگفت‌انگیز برادران گریم (The Wonderful World of Brothers Grimm) کارگردانی مشترک با هنری لوین، ۱۹۶۲؛ سینه‌راما) و هفت چهرهٔ دکتر لائو (Seven Faces of Dr.Lao - سال ۱۹۶۴). هریهاوزن از شاگردان و پلیس اُبراین (Willis o'Brien - سال ۱۹۶۲-۱۸۸۶) که خود پیشاهنگ ساخت افکت مخصوص بود (از جمله در فیلم‌های دنیای گمشده (The Lost World - سال ۱۹۲۵؛ کینگ کنگ و پسر کینگ کنگ، هر دو ۱۹۳۳؛ آخرین روزهای پمپئی، ۱۹۳۵؛ جویانگ توانمند ”Mighty Joe Young - سال ۱۹۴۹؛ و غیره) و در ساخت تصاویر سه‌بُعدی و فیلمبرداری تک فریم تخصص داشت، موفق شد متحرک‌سازی مدل (Combined animated models) را با حرکت زنده (Live action) تلفیق کند.


این تکنیک که به‌نام داینامِیشن (Dynamation) به ثبت رسیده و با ترکیب با انواع تکنیک‌های دیگر در برخی از فیلم‌های پرهزینهٔ غول‌آسا به‌کار گرفته شده بود، در یک شکل پیچیده‌تر در سریال سندباد مورد استفاده قرار گرفت، از جمله هفتمین سفر سندباد (The Seventh Voyage of Sindbad) ناتان یوران - Nathan Juran؛ سال ۱۹۵۸)؛ سفر طلائی سندباد (The Golden Voyage of Sindbad) (گردون هسلر - Gordon Hessler؛ سال ۱۹۷۴)؛ سندباد و چشم پلنگ (Sindbad and the Eye of the Tiger) (سم وانامِیکر - Sam Wanamaker؛ سال ۱۹۷۷)؛ و اقتباس‌هائی از جاناتان سوبیفت (Janathan Swift) (جهان سه‌گانهٔ گالیور - The Three Worlds of Gulliver) [جک شر ـ Jack Sher؛ سال ۱۹۶۰]،


ژول ورن (Jules Verne) (جزیرهٔ اسرارآمیز (Mysterious Island) [سای آنفیلد - Cy Enfield؛ سال ۱۹۶۱]) و هـ ج. ولز (اولین انسان‌ها در کرهٔ ماه -The First Men in the Moon؛ [ناتان یوران، ۱۹۶۴])؛ و همچنین ماجراهای اساطیری ماقبل تاریخ مانند فیلم‌های یک میلیون سال پیش از میلاد (.One Million Years, B.C) (دان شَفی - Don Chaffey؛ سال ۱۹۶۶) و فانتزهای اساطیری همچون جیسُن و آرگُنات‌ها (Jason and the Argonauts) (دان شفی، ۱۹۶۳) و نبرد تایتان‌ها (Clash of Titans) (دزماند دیوید - Desmond David - سال ۱۹۸۱).


فیلم‌های افسانهٔ علمی معمولاً همگی عنصر ترس را دربر داشتند، اما فیلم چیز که دربارهٔ آمدن جانوری خطرناک از سیاره‌ای دیگر به کرهٔ زمین است، زنجیرهٔ تازه‌ای را بنا گذاشت و مورد توجه فراوانی قرار گرفت. در اینجا هیولاها و موجوداتی از پرتوهای اتمی به‌وجود می‌آیند و یا به شکلی غریب از فضای بی‌کران بر روی زمین جسمیت می‌یابند.


برخی از فیلم‌های هیولائی اولیه را کمپانی‌های اصلی با دقت بسیار تهیه کردند، از جمله فیلم چیز توسط RKO، جانوری از ۲۰،۰۰۰ عمق دریا (The Beast from 2000 Fathoms) (یوجین لُری ”Eugene Lourie“ سال ۱۹۵۳؛ افکت‌ها توسط هریهاوزن) و فیلم آنها (!Them) (گُردون داگلاس، ۱۹۵۴) از کمپانی برادران وارنر. فیلم‌های هیولائی دیگر در دههٔ ۱۹۵۰ ـ از عمق دریا آمد (It Came from Beneath the Sea) (ریچارد گُردون - Richard Gordon؛ سال ۱۹۵۵) و بیست میلیون مایل تا زمین (Twenty Million Miles to Earth) (ناتان یوران، ۱۹۵۷) از کلمبیا، که افکت هر دو را هریهاوزن ساخت؛ فیلم‌های هیولای نیویورک (The Colossus of New York) (بوجین لری، ۱۹۵۸) و حباب (The Blob) (اروین س.‌یی‌وورث - Irvin S. Yeaworth؛ ۱۹۵۸).


جک آرنُلد (jJack Arnold) فیلم‌هایش را برای یونیورسال اینترنشنال کارگردانی کرد، از جمله فیلم از فضای بی‌کران آمد (It Came from Outer Space - سال ۱۹۵۳، سه‌بُعدی) که منبع اصلی الهام استیون اسپیلبرگ در ساخت فیلم ای.تی. عالم ماورای خاک (E.T. The Extra Terrestria - سال ۱۹۸۲) شد؛ جانوری از مرداب سیاه (۱۹۵۴، سه‌بُعدی) که نسخه بدلی به همراه آورد (انتقام جانور (Revenge of the Creature - سال ۱۹۵۵، سه‌بُعدی) آخرین فیلم هیولائی بود که با سیستم سه‌بُعدی موجود در دههٔ ۱۹۵۰ پخش شد (و آخرین فیلم در سلسلهٔ ”گیل‌من‌“ به‌نام جانور در میان ما است (The Creature Walks Among Us - سال ۱۹۵۶)، به کارگردانی شاگرد آرنولد جان شرودر ـ John Sherwood) شد. تارانتولا - Tarantula؛ سال ۱۹۵۵) یکی از بهترین تریلرها در باب مسخ جانوران؛ مرد کوچک‌شونده (The Incredible Shrinking Man - سال ۱۹۵۷) که با هوشمندی جریان مسخ هیولاها را وارونه کرده است (بیست و چهار سال بعد جوئل شومار (Joel Schumacher) همین عمل را به طرزی ناشیانه در فیلم زن کوچک‌شونده - The Incredible shrinking Woman هجو می‌کند)؛ هیولا در محوطهٔ دانشگاه (Monster on the Campus - سال ۱۹۵۸) و بچه‌های فضائی (The Space Children - سال ۱۹۵۸)، نخستین فیلم ضدهسته‌ای در دوران خود.


ژاپنی‌ها نیز با توجه به هراسی که از نیروهای هسته‌ای به‌وجود آمده بود، قدم در عرصهٔ فیلم‌های هیولائی اتمی گذاشتند و فیلم‌هائی با کیفیت فنی خوب به کارگردانی اینوشیرو هوندا (Inoshiro Honda) (متولد ۱۹۱۱) برای استودیو توهو (Toho Studios) ساختند که افکت‌های آنها را اِیجی تسوبورایا (Eiji Tsuburaya - سال ۱۹۷۰-۱۹۰۱) فراهم می‌کرد. این زنجیره با فیلم گادزیلا، شاهِ هیولاها (Godzila, King of Monsters) یا گوجیرا (Gojira - سال ۱۹۵۴)، روایت انگلیسی توسط تِرِل اُ.مورس ـ Terrell O. Morse؛ سال ۱۹۵۶) آغاز شد و با فیلم‌های حماسی، رنگی و پرده عریضی چون راندان (Rondan - سال ۱۹۵۶)، وارانِ باورنکردنی (Varan the Unbelievable - سال ۱۹۵۸، پخش ۱۹۶۲)، موجودات اسرارآمیز (The Mysterians - سال ۱۹۵۷)، نبرد در فضا (Battle in Outer Space - سال ۱۹۵۹)، موترا (Mothra - سال۱۹۶۱)، گورات (Gorath - سال ۱۹۶۲)، آتراگُن (Atragon - سال ۱۹۶۳) ادامه یافت، اما سلسله فیلم‌های هیولائی ژاپنی به‌تدریج به ابتذال گرائید. پخش‌کنندگان آمریکائی برای بالا بردن فروش فیلم‌های وارداتی ژاپنی آنها را با تصاویری از بازیگران آمریکائی همچون ریموند بار (Raymond Burr)، راس تامبلین (Russ Tomblyn) یا نیک آدامز (Nick Adams) درمی‌آمیختند و داستان این فیلم‌ها را که خود چندان قوی نبودند مبهم‌تر می‌ساختند.