تولد یک ملت

در اواخر سال ۱۹۱۴، پیش از آنکه گریفیث نخستین فیلم خود با تهیه‌کنندگان مستقل را به‌دست بگیرد، گروه خود را به هالیوود برد و با عجله چهار فیلم بی‌اهمیت سینمائی برای کمپانی ریلایانس - مجستیک ساخت که یکی از آنها فیلمی مبتذل به نام جنگ زنان و مردان بود و در چهار روز فیلمبرداری شد. هنگامی‌که یکی از نویسندگان فیلمنامه‌هایش، فرانک ا. وودز، او را در جریان نمایشنامه‌ای به‌نام عضو قبیله قرار داد، گریفیث گمشده‌ٔ خود را یافت. این نمایشنامه اقتباسی از رمان پرفروش یک کشیش جنوبی به‌نام تامس ا.دیکسُن جونیور بود. اثری آشکارا نژادپرستانه دربارهٔ دوران بازسازی جنوب که مردم دورگه را فاسد و دغلکار قلمداد می‌کرد و سیاهان جنایتکار در آن با سیاستمداران سفید پوست ولنگار دست به یکی می‌کردند تا اصالت جنوبی را خدشه‌دار کنند.


اِیتکن وسوسه شد حقوق سینمائی آن را از دیکسُن به مبلغ ده هزار دلار بخرد، و گریفیث و وردز مشترکاً فیلمنامهٔ اولیهٔ آن را با استفاده از موادی از کتاب دیگر وودز به‌نام کمینگاه‌های پلنگ نوشتند و گریفیث نیز آرمان‌های جنوبی خود را به آن افزود. داستانی‌که به‌دست آمد ترکیبی از سال‌های بلافصل جنگ و خود جنگ را دربر می‌گرفت. تولید این فیلم توسط اِبتکن به چهل هزار دلار برآورد شد، که چهار برابر نرخ رایج فیلم‌های داستانی بود، اما گریفیث، که هر روز ولع بیشتری نسبت به‌کار احساس می‌کرد، بودجه را آنقدر افزایش داد تا سه برابر برآورد اولیه شد. هنگامی‌که فیلم به پایان رسید هزینهٔ آن به ۱۱۰۰۰۰ دلار بالغ شده بود و در این راه گریفیث همهٔ دارائی خود، به اضافهٔ دستمزدها و پس‌اندازه‌های همکاران و دوستانش را نیز به هزینهٔ فیلم تزریق کرد. فیلمبرداری در اواخر ۱۹۱۴ کاملاً در خفا انجام شد. پس از شش هفته تمرین و نُه هفته فیلمبرداری، با یک برنامه‌ریزی دقیق فیلم کامل شد. بازیگران و گروه او از کثرت تغییر مکان دوربین برای هر صحنه به حیرت آمده بودند و کسی نمی‌توانست تصور کند کارگردان چگونه قرار است هزاران نما را به‌هم پیوند بزند.


زمانی‌که پرجلوه‌ترین فیلم‌های خارجی کمتر از صد نما داشتند فیلم عضو قبیله (نامی که در آغاز برای فیلم تولد یک ملت در نظر گرفته شده بود) بیش از ۱۵۴۴ نمای مستقل داشت و گریفیث برای تدوین و موسیقی متن آن حدود سه ماه وقت صرف کرد. پس از پایان این فیلم او تقریباً همه تکنیک‌های روائی در ابعادی وسیع را که تا آن زمان به‌کار برده بود، در این فیلم درهم آمیخت و با کمک جوزف کارل بریل (Joseph) (۱۹۲۶ - ۱۸۷۰) ترکیبی از موسیقی‌های کریگ، واگنر، چایکفسکی، بتهوون، لیست، روسینی، وردی و موسیقی محلی آمریکائی و آوازهای روز (از جمله ”دیکسی“ و ”پیاده به‌سوی جورجیا“) را برای موسیقی این فیلم ساختند، که به شکلی دراماتیک تدوین تداوم را همراهی می‌کرد. گریفیث ضمناً با این فیلم یکی از پرهزینه‌ترین و طولانی‌ترین (سیزده حلقه) فیلم‌ های آمریکائی تا آن زمان را ساخت، به‌طوری که کمپانی‌های تبادل و پخش فیلم به‌واسطهٔ طولانی بودن از پخش آن امتناع می‌کردند. بنابراین ایتکن و گریفیث مجبور شدند خود یک کمپانی پخش به‌نام شرکت تولیدی اِپوک تأسیس کنند تا فیلمی را که یکی از اعضای MPPC ”هیولای بی‌پروا“ لقب داده بود پخش کنند. پیش‌بینی شده بود که فروش فیلم فاجعه‌بار خواهد بود اما در فاصله‌ٔ پنج سال پس از اکران اول این فیلم بیش از پانزده میلیون دلار فروش داشت.


اولین نمایش خصوصی عضو قبیله در ۸ فوریه ۱۹۱۵ در اُدیتوریوم کلون در لس‌آنجلس و نخستین نمایش عمومی آن در ۳ مارس ۱۹۱۵ در تئاتر لیبرتی نیویورک صورت گرفت. در اینجا بود که نام تازهٔ تولد یک ملت برای آن انتخاب شد و تا ۴۸ هفتهٔ پیاپی و بی‌سابقه نمامیش آن ادامه یافت. فیلم تولد یک ملت بر طبق افسانه‌های بازاری حدود چهل و هشت میلیون دلار فروش داشته است که تا آن زمان هیچ فیلمی به این رقم نرسیده بود. پس از یک نمایش خصوصی در کاخ سفید (نخستین فیلمی که چنین موقعیتی یافت) وودرو ویلسن (Woodrow Wilson) رئیس‌جمهور آمریکا، که خود تاریخدان بود، گویا دربارهٔ این فیلم گفته بود ”مثل این است که تاریخ را با رعد و برق بنویسند“. چند هفته پس از اکران اول نیویورک، گریفیث از طرف انجمن ملی حمایت از رشد رنگین‌پوستان (NAACP) که در ۱۹۰۸ تأسیس شده بود، تحت‌فشار قرار گرفت و مقامات شهر نیویورک تقاضای حذف فصل‌هائی را کردند که آشکارا نژادپرساته بود.


گریفیث نیز به‌تدریج حدود ۵۵۸ فیت از فیلم را کوتاه کرد و تعداد نماها را از ۱۵۴۴ به ۱۳۷۵ رساند. با وجود عقب‌نشینی گریفیث، که به دستور رئیس‌جمهور صورت گرفت، تاریخ‌نویسان نقطه‌نظر منحرف او نسبت به دوران بازسازی را مورد حمله قرار دادند و شهروندان معتر و رهبران انجمن‌های شهری، از جمله رئیس دانشگاه هاروارد، جین ادامز و اعضاء هیئت‌مدیرهٔ دانشگاه و سردبیران مجله‌های هفتگی تولد یک ملت را به دلیل نژاد‌پرستی مورد انتقاد قرار دادند و تقاضای توقیف آن را کردند. فرماندار ایالت ماساچوست، پس از یک تظاهرات ضدنژادپرستی که با اولین نمایش آن در باسُتن برپا شد، نمایش فیلم را در ایالت خود ممنوع کرد. چنین تظاهراتی در هنگام نمایش فیلم در شبکاگو و اَتلانتا هم برپا شد، که مستقیماً موجب پیدایش دستهٔ تازه‌ای از کوکلاکس کلن‌ها شده بود.


معارضاتی که فیلم حماسی گریفیث به‌وجود آورد چندان گسترده بود که ایالت‌های کانه‌تیکات، ایلی‌نویز، کانزاس، ماساچوست، مینه‌سوتا، نیوجرزی، ویسکانسین و اُهایو به فیلم تولد یک ملت پروانهٔ نمایش ندادند، و رئیس‌جمهور ویلسُن مجبور شد که تمجید خود از فیلم را در مقابل مردم پس بگیرد و سخنان خود را چنین اصلاح کند که تکنیکی درخشان در خدمت نتیجه‌ای ظاهر فریب قرار گرفته است. گریفیث در مقابل عکس‌العمل‌ خصمانه و خارج از انتظاری که نسبت به فیلم او به‌وجود آمده بود به‌شدت تکان خورد و آزرده شد. از نظر او حملهٔ گستردهٔ مردم به فیلم او حمله به تمدن آمریکا محسوب می‌شد و او با چاپ بیانه‌ای تحت‌عنوان ظهور و سقوط آزادی بیان در آمریکا در مقام پاسخ برآمد و در آنجا با قدرت از فیلم خود در مقابل ممیزی، با حمله به نفس عمل سانسور، دفاع کرد، تولد یک ملت یک فیلم عمیقاً حماسی آمریکائی است.


که عنوان فرعی آن می‌تواند چنین باشد: ”آلامی که جنوب متحمل شد تا ملتی متولد شود“ باید دانست که فیلم حوادث پنجاه سال کشور آمریکا را برای تماشاگران سال ۱۹۱۵ نقل می‌کند. این نخستین فیلمی بود که در سطح جهان به‌عنوان یک اثر بزرگ هنری و در عین حال خسارت‌بار، به‌اسطهٔ خلط واقعیت، شناخته شد؛ اگر شاهکار است شاهکاری بدوی است و اگر تناقض‌هائی دارد متعلق به تناقض‌های موجود در سینمای روائی است.