دربارهٔ تأثیر موج نوی فرانسه بر سینمای جهان نباید اغراق کرد. امتیاز این نهضت، البته، آن بود که با دست خالی موفق شد سینمای راکدِ انگلیس و آمریکا در دههٔ ۱۹۶۰ را احیاء کند و به‌نوبهٔ خود بر سینمای ایتالیا، آلمان غربی، اروپای شرقی، و البته سراسر جهان نفوذ کند. اما این ادعا که موج نو پدیده‌ای یکپارچه بوده است ادعائی ساده‌انگارانه می‌نماید. مثلاً واردا، رنه، مارکر و مال از زمینه‌های کاملاً متفاوتی با تروفو، گدار، شابرُل، ریوت و رومِر سر برآوردند. گروه اول فیلمسازی را با دستیاری کارگردان و کارِ تدوین در صنعت سینمای موجود آغاز کردند؛ و گروه دوم در کسوت نظریه‌پرداز و منتقد، و در هیئت انقلابیونی تمام‌عیار در مقابل این سازمان صنعتی دست‌به‌کار شدند، و البته همگی راهکارهای هنری متفاوتی را در دهه‌های ۱۹۶۰ و ۱۹۷۰ در پیش گرفتند. دو وجه مشترک این دو گروه را به‌هم پیوند داد و موجبات تحولات مهمی را در سینمای روائی فراهم آورد.


نخست آنکه هر دو گروه معتقد شدند. سینما یک قالب بیان هنری است و ظرفیت آن را دارد تا همچون یک وسیلهٔ شخصی، به همان غنا و تنوع و حساسیتِ هنرهای دیگر، در اختیار هنرمند قرار بگیرد. این فرض با فرایافت تألیفِ شخصی یا سیاست مؤلفان البته خوانائی دارد، به این معنی که کارگردان‌ها صرفاً در سایهٔ رمان‌نویسان قرار ندارند بلکه عملاً قادر هستند به زبان سمعی و بصریِ سینما خود ”رمان بنویسند“. دوم آنکه آنها متفق‌القول بودند میراث سنت روائیِ فیلمسازان دهه‌های ۱۹۳۰ و ۱۹۴۰ برای دستیابی به اهداف آنها کافی نیست، در واقع این سنت‌ها مانع از آن می‌شدند. تا زبان سمعی و بصری به تمامیِ ابعاد بیانیِ خود نزدیک شود. و به همین دلیل این فیلمسازان جوان دست به شکستن سنت‌های قدیمی زدند و در جریان کار سنت‌های نوینی را جا انداختند و در این راه زبانی سمعی و بصری پرورش دادند که قادر باشد تمامیِ عرصه‌های درون و بیرون را درنوردد. چنین دریافتی از نظر میزانسن قابل درک بود، نظری که معتقد است فیلم صرفاً حاصل پیوند تصاویری معنی‌دار برای بازگوئی یک داستان نیست بلکه تجربه‌ای است فراگیر که ذهن و احساس بیننده را توأماً درگیر می‌کند. تعداد فیلمسازانی که از موج نو سر برآوردند و هنوز در کار ساختنِ فیلم‌های داستانی با اهمیتِ روزافزون و تأثیرگذار هستند حیرت‌آور است. عجیب‌تر آنکه تأثیر این نگرش‌های تازه در باب زبان سمعی و بصری و شیوه‌های کارِ آن همچنان بر سینمای جهان ادامه دارد. فیلمسازان موج نو با زیر سؤال بردنِ قالب و فرآیند سینمای روائی در واقع ثابت کردند که سینما دیگر به جایگاه آسانْ‌یاب روائی، موجود در اوایل دههٔ ۱۹۵۰، باز نخواهد گشت.