”قهرمان قهرمانان“ مقدمهٔ گنج قارون بود و موقعيتى درخور يافت. فردين طى بازى در اين دو فيلم دستمزد خود را از حداقل به سه ميليون ريال بالغ کرد. با توفيق غيرمنتظره گنج قارون، با هشتصد و هفتاد هزار نفر تماشاگر در تهران توفيق بى‌نظيرى حاصل کرد.


”يک پارچه آقا“ پنجمين ساختهٔ ناصر ملک‌مطيعي، يک ملودرام انتقادى - اجتماعي، موفقيتى کسب کرد. زبون‌بسته نخستين توليد استوديوى نصرالله وحدت (نقش‌جهان) هم فيلم موفقى بود. ”مردى در قفس“ فيلم دوم وحدت نيز فيلم خوش‌ساختى بود که موفقيت خود را بيشتر مرهون فيلم‌نامهٔ آن، نوشتهٔ عزيزالله بهادرى بود که برگردانى از يک نمايشنامه و با مضمونى کمدى - جنايي، کار جذابى از کار درآمده بود.


”سرسام“ ساختهٔ ساموئل خاچيکيان بدليل عدم جذابيت و زمان بد نمايش و موضوع ضعيف آن، شکست تلخى به بار آورد.


”زشت و زيبا“ ساختهٔ رحيم روشنيان با انتخاب‌هاى ناهماهنگ در موضوع بازيگران و پرداخت، ناکامى تازه‌اى بود.


”ببر کوهستان“ ساختهٔ خسرو پرويزى در دورهٔ دوم فعاليتش به نمايش درآمد، که جذابيتى نداشت. ”ولگرد قهرمان“ ساختهٔ بعدى پرويزى در همين سال، کمدى بزن و بکوبى است که تأکيدى بر فعاليت مجدد پرويزى و شناخت استعداد کميک بيک‌ايمانوردى محسوب مى‌شود. که پس از فردين، گران‌ترين بازيگر سينماى ايران مى‌شود.


”شيرمرد“ کار ابراهيم باقرى يک فيلم جاهلى است که کارکرد متوسطى داشت. ”افق روشن“ به کارگردانى خانى و مشاورت وحدت پرداخت مناسبى داشت که با موفقيتى نسبى روبرو گشت.


”عروس دريا“ بعنوان نخستين فيلم مستقل آرمان بعنوان تهيه‌کننده، کارگردان و بازيگر، تيپ‌سازى گويا و مسلطى را به نمايش در آورد. واقعيت‌گرايى و پرهيز از گرايش به عوامل تجاري، نتيجه درخشانى ببار آورد. اما در نمايش عمومى موفقيتى کسب نکرد.


فيلم‌هاى بعدى اين سال عبارتند از:


”داغ ننگ“ (احمد شاملو)، ”صيادان نمک‌زار“ (اکبر هاشمي)، ”فرياد دهکده“ (احمد صفائي)، ”شيطان سفيد“ (احمد صفائي)، ”شهر بزرگ“ (روبرت اکهارت)، ”چهار تا شيطون“ (مدني)، ”زن و عروسک‌هايش“ (نارانداس، اسماعيل رياحي)، ”عشق و انتقام“ (فردين)، ”خوشگل خوشگلا“ (فردين)، ”همه سرحريف“ (فاضلي)، ”جلاد“ (آرامائين آقاماليان)، ”شيطون‌بلا“ (سحر فيلم)، ”دنياى پول“ (قدرت‌الله احساني)، ”من مادرم“ (فرج‌الله نسيميان)، ”نبرد غول‌ها“ (رضا بيک‌ايمانوردي)، ”شانس بزرگ“ (شکرالله رفيعي)، ”موطلايى شهر ما“ (عباس شباويز، ياسمي)، ”مزد خونين“ (ناصر رفعت)، ”در دنيا بيگانه بودم“ (نادر قاضى بيات)، در اين سال فيلم ”خشت و آينه“ با نگاهى روشنفکرانه، ساختهٔ ابراهيم گلستان به نمايش درآمد. نحوهٔ ساخت آن، تفکر حاکم بر آن، بازيگرانش، قصه و پرداخت آن و تماشاگرانش بکل متفاوت‌اند. گلستان در دروس استوديويى با نام خود داير کرد. پيش از اين چند فيلم کوتاه ساخته بود. براى گلستان ميزان فروش اهميتى نداشت و نمايش فيلم کمتر از سه هفته بدليل دودستگى ميان صاحب‌نظران و بحث و جدل‌ها پيرامون آن متوقف شد.


خشت و آينه(ابراهيم گلستان،  ۱۳۴۴)
خشت و آينه(ابراهيم گلستان، ۱۳۴۴)

”دزد بانک“ ساختهٔ دکتر کوشان با فيلم‌نامهٔ پرويز خطيبى قرار بود پس از اتمام ”گنج قارون“ به نمايش در آيد. دکتر کوشان صحنه‌هاى رنگى رقص و آواز را به فيلم افزود تا با اين تمهيد موفقيتى را که گنج قارون به همراه داشت، تکرار کند، اما اين فيلم پس از يک هفته نمايش، متوقف ماند.


”خروس جنگى“ ساختهٔ اسماعيل پورسعيد يک کمدى اجتماعى بود. حضور بازيگران مناسب، ادارهٔ خوب صحنه‌ها، فيلم‌بردارى متمايز سعيد نيوندى و تدوين موجزخاني، فيلمى تماشايى بوجود آورد که کارکرد خوبى داشت.


”مراد و لاله“ (صابررهبر) با بازى دو هنرمند خردسال، مجيد فريدفر و ليلا فروهر ساخته شد. ”مرد ده ميليون تومانى“ و ”ده سايه خطرناک“ دو فيلم پياپى امينى و استوديو عصر طلايى بود و دومين شکست تجارى پياپى را براى استوديو موجب گشت.


”پاسداران دريا“ ساختهٔ رضا صفايى و ”گردن کُلفت“ ساختهٔ سعيد کاميار، آخرين‌ فيلم‌هاى سال ۴۴ محسوب مى‌شوند.

سال ۱۳۴۵

سال ۱۳۴۵ سال جنب و جوش و تحرک سينماى ايران است. در اين شرايط ۱۷ سرمايه‌گذار و يازده فيلم‌ساز جديد به خانواده سينماى ايران اضافه شدند. تماشاگران کماکان با علاقه رويدادهاى سينما را تعقيب مى‌کردند. فروش متوسط فيلم‌هاى سال ۴۵ با پرفروش‌ترين فيلم‌هاى خارجى برابرى مى‌کرد. ۵۳ فيلم روى پرده رفتند و نزديک به ۳۰ عنوان در انتظار نمايش ماند.


نخستين فيلم ”حسين‌کرد“ ساختهٔ اسماعيل کوشان بود. براى ساخت اين فيلم، بناهاى تاريخى را در استوديوى خود بازسازى نمود که بيش از سه ميليون ريال هزينه در برداشت. طراح و سازندهٔ اين شهرک تاريخى ولى‌الله خاکدان بود. اين فيلم، پر هنرپيشه، رنگى و اسکوپ در پاريس فيلم ساخته شد و موفقيت زيادى کسب کرد. دکتر کوشان بلافاصله ساخت نسخهٔ دوم اميرارسلان را آغاز کرد و بيشتر هّمِ خود را در دکور و تکنيک و تدارکات کار معطوف ساخت و سپس فيلم‌نامه را از روى داستان اميرارسلان نامدار نوشتهٔ دختر بزرگ ناصرالدين‌شاه تنظيم نمود و پرداختى سورراليستى به آن بخشيد. نمايش فيلم با مخالفت صاحب‌نظران و منتقدان روبرو شد.


”مردنامرئي“ فيلم سوم کوشان در سال ۴۵ بود که موفقيتى کسب نکرد.


فيلم‌هاى بعدى عبارت بودند از: ”نخالهٔ قهرمان، رانندگان جهنم“ (رضا فاضلي)، ”شمسى پهلوون“ (سيامک ياسمي)، ”داماد فراري“ (اسماعيل رياحي)، ”جهان پهلوان“ (فردين)، ”دو انسان“ (آرامائيس آقاماليان)، ”کابوس“ (رضا صفايي)، ”مقصر پدرم بود“ (رضا صفايى و اکبر جنتى شيرازي)، ”شوخى نکن دلخور مى‌شم“ (صفائي)، ”عصيان“ (ساموئل خاچيکيان)، ”بى‌عشق هرگز“ (ساموئل خاچيکيان)، ”خداحافظ تهران“ (خاچيکيان)، ”سه ناقلا در ژاپن“ (مهدى ميثاقه)، ”سه بمب آتشين“ (امين اميني)، ”سه قهرمان“ (امين اميني)، ”کلاه نمدي“ (منوچر صادق‌پور)، ”پروفسور نخاله“ (عزت‌الله مقبلي)، ”عذاب مرگ“ (عباس دستمال‌چي)، ”بيست سال انتظار“ (مهدى رئيس فيروز)، ”ول‌ معطلي“ (عزيز رفيعي)، ”گنجينهٔ سليمان“ (عزير رفيعي)، ”موميايي“ (حميد مجتهدي)، ”مرد و نامرد“ (سياوش شاکري)، ”قهرمان دهکده“ (ابراهيم باقري)، ”اعتراف“ (ناصر رفعت)، ”فيل و فنجان“ (رحيم روشنيان)، ”آقاموچول“ (مهدى اميرقاسم‌خاني)، ”ميليونر فراري“ (ناصر ملک‌مطيعي)، ”فرار از حقيقت“ (ملک‌مطيعي)، ”حاتم طائي“ (فردين)، ”گدايان تهران“ (فردين)، ”آقادزده“ (خسرو پرويزي)، ”مأمور دوجانبه“ (مهدى ميرصمدزاده)، ”هاشم‌خان“ (محمد زرين‌دست)، ”يک قدت تا بهشت“ (نصرت‌الله وحدت)، ”امروز و فردا“ (عباس شباويز)، ”شارلاتان“ (صابررهبر)، ”خانهٔ خدا“ (ابوالقاسم رضايي)، اين فيلم تنها مستند سينماى ايران است که بطور وسيع اکران يافت و موفقيت بسيارى به همراه داشت؛ ”ولگردان ساحل“ (قدرت‌الله احساني)، ”مردى از تهران“ (فاروق اجرمه)، ”مأمور ۱۱۴“ (اسماعيل پورسعيد)، ”ليلاج“ (ايرج قادري)، ”هارون و قارون“ (نظام فاطمي)، ”مرد سرگردان“ (ژوزف واعظيان)، ”ايستگاه ترن“ (ماردوک الخاص)، ”بازو طلايي“ (روبرت اکهارت)، ”پسر دهاتي“ (عادل روحي).