در سال ۱۳۳۰ سينماى ايران شش توليد داشت. ”کمرشکن“ نخستين فيلم سال ۳۰ بود. اين فيلم ساختهٔ ابراهيم مرادى است که در سينما ماياک نمايش يافت.


”مستى عشق“ ساختهٔ دکتر کوشان با بکارگيرى امکانات تکنيکى و نيروهاى تازه موقعيت خود را دوباره تثبيت کرد و موفقيت حاصل کرد. وى براى اين فيلم شمارهٔ اول بولتن ”عالم هنر“ را در شهريور ۱۳۳۰ پنج روز پيش از نمايش فيلم منتشر کرد و صفحاتى را به اين فيلم اختصاص داد.


”شکار خانگي“ دومين فيلم ۱۶ ميليمترى و سومين توليد ۱۳۳۰ بود که به کارگردانى على دريابيگى و تهيه‌کنندگى محسن بديع ساخته شد. ناصر ملک‌مطيعى نقش کوچکى در آن ايفا کرد. استقبال از اين فيلم متوسط بود.


”دستکش سفيد“ حاصل کار پرويز خطيبى چهارمين فيلم سال بود و موفقيت بى‌سابقه‌اى داشت. استوديو البرز بخاطر اين موفقيت دست به توسعه زد و نشريه‌اى بنام ”عالم سينما“ را منتشر کرد که در فروردين ۱۳۳۱ چاپ شد.


فيلم بعدى پريچهر بود که موفقيتى نداشت و ”استوديو تهران فيلم“ که بخاطر تهيه اين فيلم تأسيس شده بود، با شکست روبرو شد و به تعطيلى انجاميد.


آخرين فيلم سال ۱۳۳۰ ”خواب‌هاى طلايي“ بود که به همت برادران رشيديان ساخته شد. آنها ”استوديو مدائن“ را بوجود آوردند و اين فيلم در اسفند ماه در سينماهاى رکس و هما به نمايش درآمد.


سينماى ايران در فاصلهٔ ۱۳۳۱ تا ۱۳۴۷، ۴۹۵ فيلم عرضه کرد. در ۱۳۳۱ هفت فيلم عرضه شد. نخستين فيلم ”مادر“ بود که توسط پارس فيلم ساخته شد و دلکش در اين فيلم براى دومين بار ظاهر شد. کارگردان فيلم دکتر کوشان بود فيلم با رعايت کليهٔ موازين اقتصادى ساخته شدو در کل فروش خوبى داشت.


”عمر دوباره“ نخستين فيلم پرويز خطيبى توليد ۱۳۳۱ است که دومين محصول استوديو البرز است و موفق نمى‌شود.


”زنده باد خاله“ محصول استوديو البرز و خطيبى در سينما البرز به نمايش درآمد و از نظر مادى و نيز هنرى يک شکست کامل بود.


”دزد عشق“ محصول پارس فيلم با بازى مجيد محسني، يک کمدى موزيکال بود که در آبان ۱۳۳۱ به نمايش درآمد و استقبال مناسبى از آن صورت گرفت.


”ولگرد“ فيلم بعدى است که در آذرماه روى پرده رفت و رکورد فروش را به دست آورد. و توانست نظر مساعد مطبوعات و دست‌اندرکاران را نيز بعنوان کامل‌ترين فليم تا آن زمان بدست آورد. کارگردان و نويسندهٔ ”ولگرد“ مهدى رئيس فيروز بود. اين فيلم باعث شهرت ناصر ملک‌مطيعى شد. فيلم‌بردار، تهيه‌کننده و مدير فنى فيلم، مهندس محسن بديع بود اين فيلم نخستين بار تحسين نويسندگان مطبوعات را برانگيخت و آنان در اين خصوص اتفاق‌نظر داشتند.


ناصر ملک مطيعى در دو چهره

متفاوت از فيلم ولگرد (1331)
ناصر ملک مطيعى در دو چهره متفاوت از فيلم ولگرد (1331)

همزمان با ”ولگرد“ دو فليم ياغى و حاکم يکروزه به نمايش در مى‌آيند که موفق نيستند ولى ضررى را نيز متحمل نمى‌شوند.


ياغى اولين حضور بشارتيان در سينماى ايران بود.


در ابتداى سال ۱۳۳۲، سه فيلم بطور همزمان به نمايش درآمد: ”افسونگر“، ”گلنسا“ و ”جدال با شيطان“؛ و چند مرکز فيلم‌سازى مثل ديانا فيلم، عصر طلائي، عمر‌خيام، شرق، ايران‌نو، جهان فيلم اعلام موجوديت کردند.


در توليدات سينماى ايران در سال ۱۳۳۲، فيلم ”يک نگاه“ موردى استثنايى و رکوردار است که نمايش آن در سانس دوم اولين روز متوقف شد.


”اشتباه“ فيلم پنجم سال ۳۲، در فروردين روى پرده رفت و موفق نبود.


”گرداب“ با بازى ملک‌مطيعي، نخستين فيلمى بود که به اجبار از پشت صحنهٔ آن گزارش تهيه شد و دليل آن خالى ماندن فيلم خام در پايان فيلم بود. اين فيلم نيز موفق نبود.


”چهرهٔ آشنا“ با ”مشهدى عباد“ (نخستين توليد استوديو عصر طلايي)؛ ”گناهکار“ (استوديو البرز)؛ ”ميهن‌پرست“ (ايرج فره‌وشي، مظفر ميزانى و نقشينه)؛ ”مريم“ فيلم‌هاى ديگر بهار ۱۳۳۲ بودند. در تابستان ۳۲، اتفاقات سياسى از جمله کودتا و سقوط دکتر مصدق اتفاق افتاد و بعد از کودتا نخستين فيلم ”لغزش“ ساختهٔ استوديو البرز بود. در مهرماه، دو فيلم ”محکوم بى‌گناه“ و ”شبهاى تهران“ (کوشان و ياسمي)، تحرکى تازه بين فيلم‌سازان و استوديوها ايجاد کردند. فيلم‌هاى بعدى سال ۳۲ عبارتند از:


”ملانصرالدين“، ”بازگشت“، ”ياغي“ (بشارتيان)، ”بى‌پناه“، ”نيمه راه زندگي“ (بشارتيان)، ”پيوند زندگي“ (ابراهيم مرادي) ”دختر سرراهي“ (استوديو کاويان)، ”دختر چوپان“، ”غفلت“ (پارس فيلم)


در سال ۱۳۳۳ عوارض شهردارى براى سينماها ۱۵ درصد افزايش مى‌يابد و اعتراضات شکل مى‌گيرد. استوديوها توليدات خود را متوقف مى‌کنند. بعد از بى‌نتيجه ماندن اعتراض‌ها تنها اقدام افزايش ۲ ريالى بليط سينماهاست. ناچار توليدکنندگان کار خود را از سر مى‌گيرند و در عين حال مبارزات خود عليه شهردارى را ادامه مى‌دهند. سال ۳۳، سال ترديد و يأس سينماى ايران است.


فيلم‌هاى سال ۱۳۳۳عبارتند از: ”گمگشته“ (حبيب‌الله حکيميان، صمد صباحي)، ”مراد“ (سردار ساگر)، ”دسيسه“ (دکتر کوشان، على کسمائي)، ”دخترى از شيراز“ (ساموئل خاچيکيان)، ”تقدير“ (ترو آل گيلاني)، ”دستبرد“ (آل گيلاني)، ”سرنوشت در را مى‌کوبد“ (حسن شيرواني)، ”بر باد رفته“ (سرژ آزاريان) ، ”کينه“ (پرويز خطيبي)، ”محکوم به ازدواج“ (پرويز خطيبي)، ”شب‌هاى معبد“ (بشارتيان)، ”نقلعلي“ (خطيبي)، ”قيام پيشه‌وري“ (خطيبي)، ”آغامحمدخان قاجار“ (دکتر کوشان)، ”ميليونر“ (امين امينى / عصر طلائي)، ”ماجراى زندگي“ (محتشم)، ”شاهين طوس“ (کريم فکور / پارس فيلم)، ”عروس دجله“ (محمد شب‌پره)


سال ۳۳ به‌دليل مشکل عوارض سنگين شهردارى که به ۴۰ درصد افزايش يافته بود و نيز به دليل عدم استقبال تماشاگران و انتقاد سخت نويسندگان سينمايي، سال يأس و نوميدى سينما بود.