در جريان انقلاب، دوربين عکاسى و سوپر هشت، بزرگ‌ترين کاربرد خود را يافت. پرويز نبوي، مسعود جعفرى جوزاني، اصغر بيچاره، محمدعلى نجفي، باربد طاهري، محمد صدرزاده، حسين ترابى و فرامرز باصرى از روند انقلاب فيلم ساختند. در حال حاضر بيش از پنجاه ساعت فيلم ۱۶ و ۸ ميلى‌مترى دربارهٔ روزهاى انقلاب فقط در آرشيو صدا و سيما نگهدارى مى‌شود.


دو فيلم مستند بلند ”براى آزادي“ ساختهٔ حسين ترابى (۱۳۵۸) و ”بسوى آزادي“ ساخته مسعود جعفرى جوزانى و مجيد جعفرى (۵۷-۱۳۵۸)، نمايانگر گرايش‌هاى مشخص فيلم‌سازان اين دوره است.


بعد از انقلاب فيلم‌هايى با ماهيت تبليغى - اجتماعي، عناصر متضادى چون فقر و رفاه و احساسات تند اجتماعى را به نمايش گذاشت. فيلم‌هايى چون ”عدل پهلوي“ (۱۳۵۹) نيز به گزارش مستقيم از زندان‌ها پرداختند و آثارى چون ”دکتر مصدق“ (حسين ترابي)، ”حماسهٔ قرآن“، (فرامرز باصري)، ”تپش تاريخ“ (حسين فردوست کنعاني)، ”سقوط ۵۷“ (باربد طاهري)، ”۱۸ شهريور ۱۳۵۸“ (روح‌الله امامي)، تفسيرهايى از شرايط انقلاب را ارائه دادند و گرايش‌هاى متفاوت درون انقلاب را نمايندگى کردند.


تعدادى فيلم نيز به گزارش‌هاى لحظه به لحظهٔ انقلاب پرداختند.


از فيلم‌هاى مستند اجتماعي، بخشى از فيلم‌هاى کودکان و تبيين رفتارهاى اجتماعى از طريق کودکان اختصاص دارد. سال ۵۸ عباس کيارستمى در کانون پرورش فکرى فيلم ”قضيه شکل اول شکل دوم“ را ساخت. اين فيلم از لحاظ مضمون مناسب دوره و برخورد سينمايى با موضوع، نمونه‌اى کاملاً جديد در سينماى مستند و مستقل ايران بود.


”کودک و استثمار“ ساخته (محمدرضا اصلاني، ۵۸-۱۳۵۹)، فيلم ديگرى از اين دست است. ”نان‌آوران کوچک“ مجموعه‌اى است که به تبيين رفتارهاى اجتماعى و ترسيم تصويرى از گذشته از طريق کودکان مى‌پردازد. اين مجموعه ساخته گروهى از کارگردانان صدا و سيماى جمهورى اسلامى ايران چون محمد عقيلي، شهلا اعتدالى‌خو، فريده شفايى و ... مى‌باشد.


”کوره‌پزخانه“ (محمدرضا مقدسيان) در سال ۵۹ جايزه بهترين فيلم مستند فستيوال مسکو را دريافت کرد. ”قلعه“ ساخته کامران شيردل نيز در سال ۱۳۶۹ در جشنوارهٔ کراکو لهستان جايزه برد.


جوهرهٔ غالب فيلم‌هاى مستند اجتماعى در اين دوره با نگاهى به گذشته و تصويرى است که از وضعيت لايه‌هاى زيرين جامعه ارائه مى‌دهد: ”خاويار“ (ابراهيم مختاري، ۱۳۵۸)، ”نان بلوچي“ (مختاري، ۱۳۶۰)، ”کارگران شوره‌زار“ (على يعقوبي)، ”شيب ميراب“ (محمد تهامى‌نژاد، ۱۳۶۰)، ”با خاک تا خاک“ (منوچهر مشيري، ۱۳۵۹)، ... .


برخى از اين فيلم‌ها بدون استفاده از مونتاژ با واقعيت روبرو مى‌شوند. ”جستجوى يک“ اثر (امير نادري، ۱۳۵۹) گزارشى از گمشدگان دوران انقلاب و خانواده‌هاى آنها ارائه مى‌دهد جستجوى دوم در سال ۱۳۶۰ ساخته شد.


در دههٔ ۶۰ گرايش‌هاى مختلفى در فيلم‌سازى مستند بوجود آمد.


در سال ۶۲ ”هوردوق“ ساختهٔ حميد تمجيدى جايزه ويژهٔ هيئت داوران جشنواره فجر را گرفت و ”خيزاب“ در سال ۶۸ توسط محمدرضا مقدسيان ساخته شد. ”زناشويى و طلاق“ ساخته فريدون جوادى از نخستين آثار در زمينهٔ بحران‌هاى خانوادهٔ شهرى است.


”تدابير اقتصاد جنگي“، ”اشتغال مهاجرين روستايى در شهر“ ، ”روز جهانى کارگر“ ، ”فرهنگ مصرفي“ و ”تمرکز“ (۱۳۶۵) ساختهٔ رخشان بنى‌اعتماد در بخش گروه اقتصاد تلويزيون است.


”مجموعهٔ شوکران“ توسط پوران درخشنده در ۶۹-۱۳۷۰ براى گروه دانش شبکه اول ساخته شد که به مسئله اعتياد زمان و تأثيرات آن در خانواده مى‌پرداخت.


با آغاز جنگ، توجه مستندسازان روى اين موضوع تمرکز يافت. فيلم ”خرمشهر شهر خون“ ، ”شهر عشق“ با فيلم‌بردارى محمود بهادري، برندهٔ جايزه بهترين فيلم مستند کوتاه جنگ در نخستين جشنواره فيلم فجر بود. ”آبادان شهر مظلوم“ ساخته محمدرضا اسلاملو نيز به قربانيان جنگ پرداخته است. ”ما ايستاده‌ايم“ نيز از نخستين فيلم‌هاى ساخته شده در جبههٔ آبادان است. در مدت ۸ سال جنگ تحميلي، تصاويرى ثبت شده است که گاه جنبهٔ تحليلى دارد. در بيشتر فيلم‌هاى جنگي، حال و هواى خاصى وجود دارد که گاه در خارج از فضاى فيلم نيز ادامه مى‌يافت.


گروه چهل شاهد، فيلم‌سازان جوانى بودند، متشکل از دانش‌آموزان عضو بسيج سپاه پاسداران انقلاب اسلامى اهواز که در سال ۱۳۶۱ با دوربين سوپر هشت راهى جبهه‌ها شدند. ۸ نفر از آنان در جريان فيلم‌بردارى به شهادت رسيدند. فيلم ”آزادى خرمشهر“ از حاصل کار آنها فراهم آمده است که کيومرث منزه در واحد جنگ آن را تهيه کرده است.


گروه فيلم شاهدان ايثار نيز در عمليات والفجر ۸ معروف به فتح فاو تشکيل شد. سال ۱۳۶۱، مؤسسه روايت فتح در جهاد سازندگى شکل گرفت.


در اين مجموعه نزديک‌ترين صحنه‌ها و لحظات دفاع مقدس ثبت شده است. فيلم‌هايى نيز در ساير نهادها دربارهٔ شرايط مختلف جنگ ساخته شد. تقريباً تمام کارگردان‌ها و فيلم‌برداران و صدابردارهاى تلويزيون، وزارت ارشاد اسلامي، بسيج سپاه پاسداران، ارتش جمهورى اسلامى و سازمان تبليغات اسلامى در جبهه کار کرده‌اند. در فيلم‌هاى جنگى از دوربين فيلم‌بردارى تا دوربين ويديوئى تجربه شده است.


فيلم‌هاى ”نيم‌نگاهى به جبههٔ جنوب“ (محمدرضا هنرمند، ۱۳۵۶)، ”خانهٔ من کجاست“ (منوچهر مشيري، ۱۳۶۶)، ”عمليات برو‌ن‌مرزي“ (سيروس تسليمي)، ”مرثيهٔ حلبچه“ (حميد‌نژاد، ۱۳۶۷)، ”زندگى در ارتفاعات“ (عزيزالله حميدنژاد)، ”بازگشت“(۱۳۶۹) و از ”همامون تا هورالعظيم“ (۵۱۳۶) ساختهٔ محمد تهامى‌نژاد از فيلم‌هاى اين دوران است.


”مرثيهٔ گمشده“ (خسرو سينايي) حاصل سال‌هاى ۱۳۵۴ تا سال‌هاى جنگ است، که در سال ۶۲ به تلويزيون تحويل شد. اين فيلم از زلاندنو شروع و به ايران ختم يافت، و به حضور لهستانى‌ها در ايران پرداخته است. درونمايهٔ اصلى فيلم، نفى تهاجم به فرهنگ و زندگى انسان است.


فيلم‌هاى ”گيزلا“ (۱۳۷۲)، ”يار در خانه“ و ”سفر به تاريخ“ سينايى اين مفهوم را دنبال کرده است. خسرو سينايى فيلم”Our War“ را نيز با همين درونمايه، از مهاجرت کردهاى عراقى به مناطق مرزى ايران در سال ۱۹۹۱ براى BBC ساخت.


فيلم‌هاى ”همشهري“ (۱۳۶۲) و ”مشق شب“ (۱۳۶۶) از آثار عباس کيارستمى در دههٔ ۶۰ مى‌باشد. ”کلوزآپ“ نماى نزديک نيز در همين سال در جشنواره فجر نمايش داده شد. اين فيلم دربارهٔ حسين سبزيان، حسين فرازمند، محسن مخملباف و شيوۀ کار کيارستمى است.


در دههٔ ۶۰، مستندسازى اساساً پديده‌اى دولتى است. و بزرگ‌ترين توليدکننده و صاحب پخش انحصارى فيلم مستند، تلويزيون است که انواع مختلف آن اعم از فيلم و مجموعه‌هاى تلويزيونى توليد کرد. از جمله مجموعهٔ ”راه دور دريا“ (حسن بنى‌هاشمي)، مجموعهٔ ”سير و سفر“ (جعفر فاطمي، نصيب نصيبي، خسرو سينايي، محمدرضا فرهومند، احمدرضا جغتايي، محمد کاظمي، و کيوان عليزاده کيانى و ...)، مجموعهٔ ”مستند کاشان“ (جعفر فاطمي)، ”بيهق تا سبزوار“ (کيوان کياني)، ”آذربايجان“ (حسن محمدزاده)، ”خاج‌شويان“ (زاون قوکاسيان)، ”آرمن و ميلاد مسيح“ (زاون قوکاسيان، ۱۳۶۳)، مجموعهٔ ”با بچه‌ها تا بازى آخر“ (حسين طاهرى‌‌دوست) که براى يونسکو ساخته شد، ”جهان پهلوان تختي“ (وارتان آنتانسيان، ۱۳۵۸)، ”باچوخه“ (عباس حجت‌پناه، ۱۳۶۴)، ”دماوند گنبد گيتي“ (محمد بزرگ‌نيا، ۱۳۶۳) با تصويب طرح ”کوههاى ايران“ با سفر به قلهٔ دماوند ساخته شد، ”علم کوه“ (کيوا کياني، ۱۳۶۴)، ”طبيعت ايران - صعود به ارتفاعات البرز“ (فرامرز معطر)، ”بسوى سيمرغ“ که مجموعه‌اى ۱۲ قسمتى است و با همکارى آيدين آغداشلو دربارهٔ نقاشى ايران توسط حميد سهيلى ساخته شد و مجموعهٔ ۳۳ قسمتى ”معمارى ايران“ را در فاصلهٔ سال‌هاى ۶۲ تا ۷۱ براى گروه فرهنگ و ادب صدا و سيما توسط وى ساخته شد. ”بسوى سيمرغ“ در سال ۶۳ از جشنوارهٔ A.B.U در ژاپن جايزه‌اى دريافت کرد.


”موسيقى در شاهنامه“ (کيوان کياني، ۱۳۶۹) و نمونه‌هاى ديگرى نيز در اين سال‌ها بوجود آمدند. در اين دهه ۵۴ فيلم گزارشى و مستند از ورزش‌هاى بومى - محلى ايران ساخته شد. محمدرضا مقدسيان ”سرود دشت نيمو“ را در سال ۶۵ براى تلويزيون ساخت در طول اين دهه تعدادى از مستندسازان به اروپا و آمريکا مهاجرت کردند و تعدادى نيز به وطن بازگشتند.


تعدادى از آثار دههٔ شصت، تنها در جشنواره‌ها ديده شدند. اما بهرحال فضاى سياسى دههٔ شصت، و انحصار پخش سبب شد، تا جريان مستندسازى فقط در حيطه فيلم‌هاى جنگى و سياسى بچشم بيايد.


در اين دهه، يک فضا و جريان محدود مستندسازى در بخش خصوصى بوجود آمد و تعدادى دفتر فيلم‌سازى در تهران تأسيس شد.