نخستين فيلم مستند در واقع نخستين فيلم‌بردارى توسط ميرزا ابراهيم‌خان عکاس‌باشى محسوب مى‌شود، که از عيد گل در اُستانه بلژيک از مظفرالدين‌شاه گرفته است؛ پس از بازگشت از اين سفر فيلم‌هايى تهيه شد که بصورت مستند، بازسازى شده و يا گزارشى مى‌باشند. در اين فيلم‌بردارى‌ها دوربين در يک محل کاشته مى‌شده و تصحيح قاب‌بندى صورت نمى‌گرفته است.


خان بابا متغضدى نيز فيلم‌هايى تهيه کرده که مشهورترين آنها نمادهايى از مراسم تاج‌گذارى رضاشاه است. وى بعنوان فيلم‌بردار به مراسم مختلف دعوت مى‌شد و به تهيه فيلم مى‌پرداخت.. از جملهٔ آنها افتتاح راه‌آهن سراسري، آب بلوار کرج و ... مى‌باشد.


بهرحال از اين دوران فيلم مستند کاملى که بوسيلهٔ ايرانيان ساخته شده باشد، موجود نيست. در اواخر سلطنت رضاشاه، مستندسازان خارجى همچون انگليسى و کمپانى کامپساکس، فيلم‌هايى تبليغاتى از صنعت نفت و قدرت نظامى ايران تهيه کردند و نيز فيلم‌هاى گزارشى مانند صفر رضاشاه به ترکيه (۱۳۱۲) و عروسى وليعهد (۱۳۱۹) در سينماهاى تهران به نمايش در آمد.


در جريان جنگ جهانى دوم، در سالن‌هاى نمايش متعلق به متفقين و انجمن‌هاى فرهنگي، آثار مستند به نمايش در مى‌آمد. از آغاز اشغال ايران،‌ فيلم‌بردارى خارجى در ايران، فيلم‌هاى خبرى تهيه مى‌کردند.


در دههٔ بيست، معروف‌ترين فيلم‌برداران نظامى ارتش، سرهنگ گل‌سرخى و خليقي، برخى وقايع مانند تشييع جنازه رضاشاه را فيلم‌بردارى کرده‌اند. همين‌طور ابوالقاسم رضايي، نايمن و سعيد نيوندى بعنوان فيلم‌برداران آن دوران معرفى شده‌اند.


تا اوايل دههٔ سي، دکتر کوشان در جهت مستندسازى قدم‌هاى سازنده‌اى برداشت. فيلم ”دکتر مصدق در سفر آمريکا“ در مهرماه ۱۳۳۰ توسط اسماعيل کوشان ساخته شد، که نخستين فيلم رنگى ايران محسوب مى‌شود.


در دههٔ سى چند فيلم‌بردار ايرانى با شعبه اداره اطلاعات امريکا در تهران و برخى خبرگزارى‌هاى خارجى همکارى داشتند و بعد تعدادى فيلم‌ساز دانشگاهى از دانشگاه سيرآکيوز امريکا به ايران آمدند و قراردادى با شعبه اداره اطلاعات ايالات متحده بسته شد و آنها کار خود را در جهت ساخت فيلم‌هاى آموزشى در ايران شروع کردند و بعد به همکارى با هنرهاى زيباى وزارت فرهنگ پرداختند. اما آنها بخشى از پروژهٔ تزريق نوگرايى از طريق سينما را مدنظر داشتند. فيلم‌هاى مستند - داستانى و آموزشي: غذا و سلامتي، چغندرقند، انگل‌هاى داخلى در گوسفند، اصلاح نژاد مرغ و آموزشگاه‌هايتان را نو کنيد و ... از آثار آنهاست.


از دى ماه ۱۳۳۹، توليد فيلم و فيلم استريپ، تحت پروژه سمعى و بصرى سيرآکيوز در ادارهٔ مشترک سمعى و بصرى درون هنرهاى زيباى کشور به راه افتاد. از فارغ‌التحصيلان اين مرکز در سال بعد، رضا بديعى (فيلم‌برداري)، سيروس شبديز (صدابرداري)، داريوش وصال (چاپ)، صادق بريرانى (گرافيک)، هوشنگ شفتى (کارگرداني) و پرويز اصانلو (انيميشن)، براى ادامه تحصيل به امريکا اعزام شدند و ساير آنها در هنرهاى زيبا بکار پرداختند.


فيلم‌هاى سيرآکيوز و ادارهٔ اطلاعات سفارت امريکا تا مدت‌ها الگوى قالب فيلم‌سازان سازمان سمعى و بصرى و مرکز توليد فيلم‌هاى روستايي، درآمد. فيلم‌هاى خبرى ايران در تمام سينماهاى درجه يک تهران و بعد در سينماهاى درجه دوم و سپس شهرستان‌ها به نمايش در مى‌آمد. از فيلم‌برداران اين دوره پطرس پاليان، رياض بسيم، زندى‌نژاد و پرويز اصانلو را مى‌توان اسم برد. از کارگردان‌هاى مشهور اين دوره نيز ابراهيم حورياني، محمدقلى سيار، ناظريان، ناصر معاضدي، علاءالدين پزشکي، هوشنگ شفتى و دکتر نعمان را مى‌توان برشمرد.


سال‌هاى ۳۵ تا ۴۵ با تداوم دومين دورهٔ فيلم‌سازى داستانى در بخش خصوصى و تأسيس استوديودها (از سال ۱۳۲۷)، دوران عمده‌اى در تاريخ سينماى مستند ايران محسوب مى‌گردد.


ابراهيم گلستان از سال ۱۳۲۵، شش فيلم مستند تحت نام چشم‌انداز از تأسيسات شرکت‌هاى عامل نفت تهيه و سازمان فيلم گلستان را راه‌اندازى کرد. اين مؤسسه آموزش کسانى چون فروغ فرخزاد را به عهده گرفت. فيلم‌هاى يک آتش (با فيلم‌بردارى شاهرخ گلستان و تدوين‌گرى فروغ فرخزاد)، تپه‌هاى مارليک، موج و مرجان و خارا، نخستين جوايز بين‌المللى را از جشنواره‌هاى پزارو، ونيز و سانفرانسيسکو دريافت کردند. اين استوديو امکان تجربه و آموزش و کار را براى صمد پورکمالي، فروغ فرخزاد، شاهرخ گلستان، ميناسيان، محمود هنگوال و امير کرارى و ديگران فراهم آورد.


فيلم گنجينه‌هاى گوهر، خراب‌آباد، از قطره تا دريا و خشت و آينه از ديگر آثار گلستان هستند.


ديگر مستندساز اين سال‌ها محمد ابراهيم فرخ غفارى است که سال ۱۳۲۸، پس از تحصيل در فرانسه به ايران آمد و فستيوال سينماى بريتانيا را به راه انداخت. وى سال ۱۳۲۰ به اروپا بازگشت و تا سال ۱۳۳۶، مدير اجرايى فستيوال بين‌المللى آرشيوهاى فيلم در پاريس بود. سال ۱۳۳۷ جنوب شهر را در تهران ساخت که توقيف شد. وى ۶ فيلم براى شرکت نفت و در کل ۱۴ مستند ساخت: سيمان تهران، شوراى عالى اقتصاد، نور زمان، رگ‌هاى سياه، جزيرهٔ فارسي، وام‌هاى صنعتى و ... در دههٔ سى و چهل، امير رضوى‌پور و جمشيد بيوکى نيز براى شرکت نفت فيلم ساختند.


فيلم تخت‌جمشيد در سال ۱۳۳۹ توسط فريدون رهنما، فارغ‌التحصيل دانشگاه سوربن ساخته شد. اين فيلم ضمن ارائه اطلاعات شنيدارى و ديدارى دربارهٔ کاخ‌ها و تحليل مجارى‌ها، غم غربت گذشته را نيز داراست. اين فيلم از نخستين آثار بخش خصوصى ايران است که با نمايش تلويزيونى در امريکا درآمد خوبى کسب نمود.


”مينياتورهاى ايراني“ توسط مصطفى فرزانه فارغ‌التحصيل مدرسهٔ مطالعات سينمائى فرانسه در سال ۱۳۳۷ در پاريس ساخته شد و در جشنوارهٔ کن جايزه برد. ”کوروش کبير“، ديگر ساختهٔ مصطفى فرزانه در سال ۱۳۳۹ تهيه شد و بعد به ده زبان دوبله شد و در اختيار نمايندگى‌هاى ايران در خارج از کشور قرار گرفت.