خانه ستوده، چالُشتُر- شهركرد
خانه ستوده، چالُشتُر- شهركرد

خانه شربت ‌اوغلى - تبريز
خانه شربت ‌اوغلى - تبريز

خانه طباطبائيها- كاشان
خانه طباطبائيها- كاشان

خانه يکى از مباحث مهم در معمارى ما مى‌باشد که کمتر به آن پرداخته شده است. واژهٔ خانه که امروزه مصطلح است در گذشته به اتاق اطلاق مى‌شده است، اتاق خصوصى را (وستاخ) يا گستاخ يا وثاق مى‌ناميده‌اند، از واژه سرا به‌جاى کلمهٔ خانه در اصطلاح امروز آن، استفاده مى‌شده است. در جنوب ايران اصطلاح خانه سرا مرسوم بوده است.


يکى از مسائل مهم مربوط به شهرسازي، جهت قرارگيرى خانه يا رون است. اين مربوط به آب و هوا، طرز تابش جهت وزش و مکان قرارگيرى و جنس زمين مى‌شده است. معماران ايرانى براى اين کار از شکل شش ضلعى استفاده مى‌کرده‌اند.


با همين روش در ايران سه رون را در نظر مى‌گرفته‌اند:


۱. رون‌ راسته


۲. رون اصفهاني


۳. رون کرماني


در رون راسته مستطيلى که در داخل شش ضلعى قرار مى‌گيرد جهت شمال شرقى - جنوب غربى دارد. در شهرهاى مرکزى ايران مثل تهران، يزد، جهرم و شهر تبريز در شمال غربى ايران و برخى شهرهاى ديگر از رون راسته استفاده مى‌شده است. جهت اين رون تقريباً مواجه با قبله است.


تهران جديد نيز به‌دليل عدم توجه به جهت مناسب به بدترين وضع خود افتاده است. رون اصفهانى جهت شمال غربى - جنوب شرقى دارد و در اصفهان، استخر، تخت‌جمشيد و فارس اين رون را داريم.


رون کرمانى جهتى غربى - شرقى دارد و شهرهايى مثل کرمان، همدان، آبادى‌هاى آذربايجان غربى در مناطق ارارتوها، خوي، و برخى شهرهاى ديگر با اين رون ساخته شده‌اند.


پنام موضوع مهم ديگرى بوده که در ساخت خانه در نظر مى‌گرفته‌اند. پنام دستمال و پارچه‌اى است که موبدان در جلوى دهان خود مى‌آويخته‌اند. پنام در معمارى داراى اهميت زيادى است. در معمارى سنتى ايران هيچ ساختمانى چه با پوشش تخت و پاسخ (منحني) نيست که پوشش آن دو پوش نباشد.


خانه اميربهادر- تهران
خانه اميربهادر- تهران

خانه حاج حبيب اللّه حبيبي
خوانسارى
خانه حاج حبيب اللّه حبيبي خوانسارى

منطق کلى در دو پوشه ساختن پوشش‌هاى تخت و طاقى يکى است. در هر دو آنها سعى شده است با اين روش علاوه بر سبک نمودن پوشش از انتقال گرماى بيرون به داخل جلوگيرى نمايند.


در طاق‌ها نيز همين روش را انجام مى‌داده‌اند که يا آن‌را خوانچه‌پوش کرده (يعنى طاق اصلى در پشت و با آويزان کردن سقفى به‌صورت معلق پوشش دوم را مى‌زدند) و يا بين دو پوشش کُنُو مى‌ساختند.


اين روش‌ها تا قبل از سلطنت ناصرالدين شاه ادامه داشت و بعد از آن به‌تدريج منسوخ شده است. استفاده از ارسي، تابش‌بند، خرک‌پوش و چيزهاى ديگر نمونه‌هايى از آن مى‌باشند.


تابش‌بند يا تووش‌بند يا آفتاب‌شکن تيغه‌هايى به عرض شش الى ۱۵ سانتى‌متر است که گاهى ارتفاعى تا حدود ۵ متر دارد و با کمک گچ‌ونى آنها را مى‌ساختند. معمولاً در بالاى در و پنجره‌ها کلافى مى‌کشيدند که در واقع تابش‌بند افقى بوده و بر روى آن نيز گلُجام قرار مى‌گرفته است.


ارسى (يعنى گشاده و باز) را نيز براى جلوگيرى از گرما از قطعات ريز مى‌ساختند اين عنصر بعدها شکل ديگرى به خود گرفته و در بالاى آن يا يک عنصر نيم‌دايره و يا چهارگوش قرار گرفته است.


نورگيرى از سقف، يکى ديگر از کارها براى جلوگيرى از تابش مستقيم آفتاب به بعضى از فضاها است. در قديمى‌ترين خانه‌ها چه خانه‌هاى بزرگ اشرافى و چه خانه‌هاى کوچک روستايى و شهري، بخشى از نور از سقف گرفته مى‌شد.


در خانه‌هاى چهار صفه، عناصرى مثل: سردر، راهرو، صفه، اتاق، ميان‌خانه و حياط را داريم. در خانه‌هاى کامل‌تر که زندگى خصوصى با زندگى عمومى به طرز زيبايى از هم جدا شده است عناصر آن شامل اندروني، بيروني، باربند، حياط و باغچه‌هاى آن، راهرو، هشتى و غيره مى‌شوند.


در طرح نقشهٔ اتاق‌ها،حياط و غيره از تناسب طلايى ايرانى کمک مى‌گرفتند. تناسب طلايى ايرانى از مستطيلى در داخل يک شش ضلعى بدست مى‌آيد. شکل حياط پنج دري، سه درى و عناصر ديگر بر مبناى همين تناسب بوده است.