قلعه نارین یزد
قلعه نارین یزد

آغاز خانه‌سازى انسان‌ها همواره با انديشه يافتن راه‌هاى گوناگون دفاع در برابر دشمنان و حيوانات وحشى همگام و همراه بوده است. به همين دليل مساکن اوليه که به‌صورت خانه‌هاى منفرد بدون ديوار ساخته مى‌شد، به‌تدريج داراى ديوار شده، رفته رفته خانه‌هاى يک ناحيه نيز در بين يک ديوار محاطى دفاعى محصور گرديد. اين نوع حصارها در ابتدا داراى يک معبر ورودى بودند، اما معابر پس از ساليان دراز تبديل به دروازه شد.


در ايران، ايجاد مساکن گروهى حصاردار از سه هزار سال قبل از ميلاد با طرح‌ها و نقشه‌هاى مختلف آغاز شده است.


در راوز واقع در جنوب غربى ماکو يک محل مسکونى متعلق به سه هزار سال قبل از ميلاد وجود دارد. خانه‌هاى اين منطقه مناسب با زندگى مردم آن زمان و طبق عادات آنها روى يک محور دايره شکل ساخته شده‌اند. خانه‌هايى منفرد هم در امتداد ديوارها به‌طورى بنا شده‌اند که قطعات بزرگ سنگ‌هاى بازالت کوه به‌صورت سقف آنها درآمده است.


خانه‌هاى قسمت شرقى که در دشت واقع شده‌اند، امکانات طبيعى دفاعى ندارند. به همين سبب در اين بخش يک ديوار به عرض چهار متر از سنگ‌هاى بزرگ و قلوە‌سنگ، بدون ملاط کشيده شده که به دروازه باريکى به ارتفاع پانزده متر منتهى مى‌شود.


روى قسمت فوقانى سنگ‌ها با آجر ديوارکشى شده، اين ديوار قسمت شرقى منطقه مسکونى را که ۲۵۸ متر طول و ۱۸۵ متر پهنا دارد، حفاظت مى‌کند.


قلعه نارنج (نارين قلعه) -  نائين
قلعه نارنج (نارين قلعه) -  نائين

قلعه كاظم‌داشى، درياچه اروميه - اروميه
قلعه كاظم‌داشى، درياچه اروميه - اروميه

بين سال‌هاى سه هزار تا دو هزار قبل از ميلاد براى استحکام‌بخشى بيشتر، در ديوارهاى راوز، برج‌هاى نيم‌‌دايره‌اى پيش آمده ايجاد شده، کليه زواياى ديوارها هم با تغييراتى مستحکم‌تر شده‌اند. اين تغييرات به دليل لزوم دفاع از قلعه در مقابل حملات دشمن بوده، در همه قسمت‌هاى ديوار صورت گرفته است و به همين دليل پس از گذشت قرن‌ها هنوز بخش‌هاى مهمى از ديوار و برج‌هاى دفاعى آن باقى مانده است.


در قرن چهارم قبل از ميلاد که برابر آغاز فرمانروايى هخامنشيان است به علت توسعه شهر و تغيير فنون جنگى و دفاعي، برج‌هاى مستطيل‌شکل جانشين برج‌هاى نيم‌دايره‌اى قديمى شده‌اند.


سهم اصلى در توسعه شهرسازى حصاردار در ايران به‌عهده معماران اورارتويى در قرن‌هاى نهم و هشتم قبل از ميلاد است که تحت نفوذ معمارى بين‌النهرين شيوه‌اى در ايجاد استحکامات دفاعى به‌وجود آوردند که در قرن‌هاى بعد پايه و اساس معمارى کوهستانى ارامنه شد.


نمونه‌اى کامل از معمارى پيشرفته اورارتويى را در منطقه ”روزائى اورو“ واقع در محدوده بسطام مى‌بينيم که در قرن هفتم قبل از ميلاد به‌وجود آمده است.


بناى قلعه بسطام آخرين نمونه و تکامل‌يافته‌ترين فن قلعه‌سازى اورارتويى بوده است؛ اما در قرن‌هاى ششم و پنجم قبل از ميلاد تغيير ديگرى براى دفاع بهتر در مقابل هجوم دشمنان به‌وجود مى‌آيد و آن ايجاد ديوارهاى کنگره‌دار است، بدون اين‌که طرح برج‌ها تغيير پيدا کند.


نمونه معمارى قلعه‌سازى هخامنشى هنوز هم در تخت‌جمشيد قابل شناسايى است. تخت‌جمشيد يکى از دست‌نخورده‌ترين قلعه‌ها است که از زير خاک بيرون آورده شده، نقشه تمام ديوارها و اجزاى داخلى آن تهيه شده است و موجود مى‌باشد.


علاوه بر اين نوع قلاع که براى سکونت پادشاه ساخته مى‌شده، تعداد بسيارى قلعه در زمين‌هاى مسطح کشور به‌وسيله هخامنشيان و بعداً به‌وسيله سلوکيدها ساخته شده است که طرح آنها، متأثر از فرهنگ هلنى است و برج‌هاى دفاعى اين گونه قلاع به‌صورت مستطيل يا نيم‌دايره بوده است.


قلاعى که در زمان ساسانيان ساخته شده‌اند معمولاً داراى برج‌هاى نيمه‌گرد جلوتر از ديوار دفاعى هستند که بسيار نزديک به هم ساخته شده‌اند. نزديک بودن برج‌ها به يکديگر علاوه بر آن‌که قدرت دفاعى ساکنان قلعه را افزايش مى‌دهد، بر زيبايى طرح بنا نيز مى‌افزايد.


در تمام دوران اسلامي، در ايران قلعه‌هاى بسيارى در داخل شهرها به‌وجود آمدند؛ براى مثال مى‌توانيم از ارگ کرمان و قلعه خرم‌آباد و ارگ شيراز نام ببريم.


قلعه‌هاى اوايل و اواسط دوره اسلامى در سرتاسر ايران پراکنده هستند و به‌طورکلى در کنار شاه‌راه‌هاى ارتباطى ساخته شده‌اند. نمونه اين قلعه‌ها شبکه وسيع قلعه مربوط به فرقه اسماعيليه است که در نقاط مختلف بنا شده‌اند يا قلاعى که در نزديک پل‌ها و رودخانه‌ها ايجاد شده‌اند، مانند قلعه‌اى که در شمال رودبار در بستر سفيدرود احداث شده است.


بزرگ‌ترين و مستحکم‌ترين قلاع ايران به‌دست فرقه اسماعيليه که پيروان حسن صباح بوده‌اند، ايجاد شده‌اند که به آنها حشاشين [داروفروشان] نيز مى‌گفته‌اند.


مهم‌ترين مرکز نظامى اين فرقه شيعى در کوه الموت از رشته جبال البرز بنا شده است. استحکامات اين قلعه که در قرن يازده يا سيزده ميلادى ساخته شده است، با وجود اين‌که در حال حاضر به‌شدت منهدم شده، قابل رؤيت است. داخل قلعه سه مجموعه بنا وجود داشته که فقط از طريق حياط‌ها به هم ارتباط داشته‌اند.


محکم‌ترين قلاع اسماعيليه به استناد روايات تاريخى قلعه‌اى بر فراز گردکوه در مغرب دامغان بوده که در تمام دوران حکومت مغول تا اواسط قرن سيزده ميلادى پابرجا بوده است. اين قلعه در سراشيبى کوه و بر روى سنگ‌هاى صخرە‌اى مستحکم بنا شده، داراى امکانات دفاعى ويژه‌اى در معبر صعودى به قلعه است.


شگفت‌آورترين موردى که در قلاع اسماعيليه ديده مى‌شود؛ عبارت است از مجموعه سربازخانه‌هاى قلاع متشکل از اتاق‌هاى کوچک در دو طرف يک راهرو و بهترين نوع اين مجموعه‌ها در قلعه طبس مسينا واقع در خراسان نزديک مرز افغانستان مشاهده مى‌شود.


قلعه فلک الافلاک
قلعه فلک الافلاک

يکى از بزرگ‌ترين و قديمى‌ترين قلاع ايران، قلعه گلى است که در جاده کاروان‌رو ورامين به قم نزديک محلى به‌نام کاج ساخته شده شامل تعداد بسيارى برج مستحکم مستطيل‌شکل است که به‌خوبى قادر هستند از قسمت ميانى و جان و مال ساکنان قلعه محافظت کنند. بناى قلعه را مى‌توان به دوره ساسانيان نسبت داد و اگر هم در آن زمان ساخته نشده باشد قطعاً در قرون اوليه اسلامى و در زمان سلجوقيان ساخته شده است.


همچنين قلعه بلده که در جاده غربى - شرقى دره نور واقع است از يک کاروا‌ن‌سرا، به نام کاروان‌سراى پاکبود بلده که در کنار راهى قرار گرفته که کوهستان را دور مى‌زند و به ‌طرف تهران مى‌رود، محافظت مى‌کند.


براى مراقبت و محافظت از پل‌هاى مهم نيز اغلب قلعه‌هاى مستحکمى در نزديک آنها بنا شده است؛ براى مثال مى‌توان قلعه دختر را که در منطقه شرقى شهرستان ميانه آذربايجان ساخته شده است، ذکر کرد.


هنر قلعه‌سازى در ايران از آغاز ظهور اسلام در قرن هفتم ميلادى تا زمان حاضر به‌تدريج تکامل يافته است. در قرن هفده ميلادى که مقارن با سلطنت پادشاهان صفوى است، در کنار بحر خزر يک قلعه با طرح هشت‌بر در شبه‌جزيره ميانکاله واقع در استرآباد ساخته شد که حتى برج‌هاى دفاعى آن نيز به شکل هشت‌بر است.


قلعه هشت‌ضلعى در قوشچى واقع در ساحل غربى درياچه اروميه و ۴۳ کيلومترى شمال شهرستان اروميه، با توجه به سفال‌هاى مکشوفه در آن متعلق به زمان ايلخانان است. تمام گوشه‌هاى آن برج‌هاى نيم‌دايره‌اى جلوتر از ديوارها ايجاد شده است.


بالاخره در اوايل قرن نوزده ميلادي، مشاورين نظامى اروپايى که براى قلعه‌سازى به ايران آمده بودند در اطراف شهرهاى بزرگ، مخصوصاً تهران و خوي، حصارهايى ساختند که اين دو شهر را به‌صورت قلعه در آورد. حصارها بدون استفاده از عوارض سطح‌الارضى بنا شده‌اند.


در شمال غربى کرمانشاه قلعه‌اى به‌نام قلعه کهنه وجود دارد که حصار آن ترکيبى است از ديوارهاى داخلى و ديوارهاى خاکى خارجى با انبارهايى براى اسلحه در گوشه‌ها، يعنى طرح يک قلعه نظامى کاملاً اروپايي.


در جنوب اهر نيز يک قلعه به شل قلاع نظامى اروپايى بنا شده است. به‌جز قلاعى که نام برديم، مى‌توانيم از قلعه هرمز که پرتغالى‌ها در جزيره هرمز ساخته‌اند و قلعه هلندى‌ها که در جزيره خارک بنا شده است، نام ببريم که طرح هر دو قلعه شبيه قلاع نظامى اروپايى است؛ زيرا سازندگان آنها ايرانى نبوده، بلکه پرتغالى و هلندى بوده‌اند.