مسجد گوهرشاد
مسجد گوهرشاد

مسجد جامع عتیق قزوین
مسجد جامع عتیق قزوین

مسجد جامع یزد
مسجد جامع یزد

نخستين مسجدى که به‌دست پيامبر گرامى اسلام بنا شد، الگوى مساجد بى‌شمار و گوناگونى است که به‌دست هنرمندان ايرانى در سراسر سرزمين ايران بنا شده است.


مسجد فهرج يزد يکى از اولين نمونه‌هاى مساجد ايرانى است که از ابتدا براى مسجد ساخته شده است. اما بناهاى ديگرى که بعداً تبديل به مسجد شده‌اند. در شهرهاى ديگر ايران به وفور يافت مى‌شوند. مانند مسجد جامع بروجرد، مسجد نيريز و ... .


با آغاز سده سوم هجرى و با گسترش شهرها و روستاها مسجدهاى باشکوه و بزرگى در بيشتر شهرها بنياد گرديد. در آغاز اين سده که ابومسلم در خراسان بپا خاست و به براندازى امويان کمر بست، مسجد باشکوه و بسيار بزرگى در پايگاه خود نيشابور بنا کرد که مى‌گويند شش هزار تن مى‌توانسته‌اند در زير سر پوشيده‌هاى آن نماز گزارند و نزديک به هشتاد هزار گز زير ساختمان آن بوده است. در آن روزگار نه تنها در نيشابور که در بيشتر شهرها و شهرک‌ها در روستاهاى نام‌آور ايران مسجدهايى چون مسجد ابومسلم با اندازه‌هاى کوچکتر بنياد شد ک نشان آنها را در جامع ساوه، ابرقو، يزد، نائين و ميبد مى‌بينيم و تهرنگ بعضى از آنها پس از کاوش‌هاى باستان‌شناسى در اصفهان و اردستان و شهرهاى ديگر نيز بدست آمده است.


از سدهٔ سوم تا چهارم و آغاز سدهٔ پنجم هجرى بيشتر مسجدهاى ايران به همين شيوه بنياد مى‌شد. اما هر روز بر زيبايى و نغزى آن مى‌افزوده‌اند تا روزگار آن کاکويه که نغزکارى به والاترين پايهٔ خود مى‌رسد. (شبستان‌هاى جامع اصفهان به روزگار آل‌بويه و آل‌کاکويه). و هرگز ديگر هنر ما بدان پايگاه والا دست نيافت. در همان روزگار در برخى شهرها و روستاها مسجدهاى کوشکى نيز بنياد مى‌شد، که نام‌آورترين آنها جامع بروجرد است.


از سدهٔ پنجم هجرى کم‌کم گنبدخانه در کنار مسجد شبستانى بنياد مى‌شود که گاه گسيخته و گاه پيوسته است.


نشان مسجد دو ايوانى از سدهٔ هفتم درست است و هنوز دو ايوان مسجد زوزن هنوز برپا است. پس از آن مسجد فريومد را مى‌بينيم که دو ايوانى ساخته شده. اين‌گونه مسجدها تنها در استان خراسان ديده مى‌شود و اگر در استان‌هاى ديگر هم باشد در آغاز چنين نبوده و در پى دستکارى‌ها و افزوده‌هاى تازه چنين چهره‌اى يافته است. چنانکه بيشتر مسجدهاى چهار ايوانى امروز هم مانند جامع اصفهان، مسجد نوشيراز از آغاز شبستانى بود، که چند دهانه از شبستان‌هاى چهاربر آنرا برداشته و بجاى آن ايوان ساخته‌اند. به همين شکل در مسجد جامع ساوه در ايوان پديد آمده که روبروى هم نيستند. مسجد جامع سمنان يک ايوان در پيش گنبدخانه دارد که پيش از سده هفتم روبروى شبستان کهن‌تر ساخته شده است؛ اما مسجد جامع يزد هم باز يک ايوانى است. با اين‌که بيشتر مسجدهاى هم‌زمان آن چون مسجد جامع ورامين چهارايوانى است.


مسجد يک‌ايوانى تا يکى دو سده پيش ساخته مى‌شد. چنانکه مسجد جامع رجبعلى در خونگاه و مسجد جامع تهران نيز چنين است.


از سدهٔ نهم هم مسجد يک ايوانى داريم که در نگاه اول چهار ايوانى به نظر مى‌رسد (مسجد جامع نو و يا مسجد امير چخماق يزد).


پس از سده هفتم بيشتر مسجدها چهار ايوانى است. از اين پس ديگر مسجد چهار ايوانى چنان به‌چشم آشنا شده بود که اگر مسجدى چنين نبود گونه‌اى کاستى براى آن به‌شمار مى‌آمد.


در ايران زمين از روزگار ديرين در پيش نيايشگاه و بيرون از آن، جايى براى شست‌وشو در نظر گرفته مى‌شد که نيايشگر و نمازگزار پيش از ورود به نيايشگاه، پليد‌ى‌ها را از خود دور کند و آماده نيايش شود. در ميان اديان آسمانى و آيين‌هاى يکتاپرستي، اسلام پيش از همه و همه جا بر پاکيزگى پاى فشرده است.


در نيايشگاه‌هاى کهن پادياد (وضوخانه) را در پيش درگاه اما در ژرفا مى‌ساختند. تا چندى پيش اين پاديادها يا گودال باغچه‌ها هنوز ديده مى‌شد.


اين گونه‌ گودال باغچه‌‌ها در يزد، نائين، اردستان، زوراه، کاشان و بسيارى ديگر از شهرها ديده مى‌شود.


پيرامون مسجد نيز هميشه گذر و بازار و کوچه سرپوشيده (ساباط) بود تا آلوده‌اى نتواند در کنار آن درنگ کند.


در بازارچه‌هايى که به باروى مسجد مى‌پيوست دکان‌ها را به بارو نمى‌چسباندند و بجاى رده دکان‌ها طاقنمايى مى‌ساختند که پاسخگوى دهانه دکان‌هاى آن سوى بازارچه باشد.


همچنين اگر مدرسه‌اى در کنار مسجد بنا مى‌شد، پيوسته، با بارو و ديوار مسجد بجاى اتاق راهرو مى‌ساختند.


يکى از اندام‌هاى وابسته به مسجد، روغن‌گرى و روغن‌کشى بود که روغن چراغ‌هاى آن را فراهم مى‌کرد.


ميان‌سرا و پيشگاه درونى مسجد با استخر بزرگ و پرآب و گهگاه جوى آب روان و باغچه‌هايى با درختان سايه‌افکن، نمازگزاران و مسجديان را به ياد بهشت مى‌انداخت.


در بيرون مسجد و در پيشگاه آن نيز دربندى بنام پيشخان يا جلوخان جاى داشت که بيشتر ساختمان‌هاى وابسته به آن مى‌پيوست. (جامع يزد، مسجد مظفرى کرمان و مسجد امام قزوين، بروجرد و ...) گاهى در پيش درگاهِ مسجد نيز آب‌نما مى‌ساختند. در برخى مساجد ميانسراى سرگشاده و پيشگاه درونى ندارد ولى پيرامون آنها را باغ و چمن فرا گرفته و با بارويى با کوچه و گذر از ديگر ساختمان‌ها جدا مى‌شود. (مسجد کبود تبريز، مسجد ملارستمِ مراغه و ...). يا در کنار آن ميدان و ”واشدگاهي“ است که آنرا از داشتن ميانسرا بى‌نياز مى‌کند. (مسجدشيخ‌لطف‌الله).


مسجد کبود تبریز
مسجد کبود تبریز
مسجدشيخ‌لطف‌الله
مسجدشيخ‌لطف‌الله

چند مسجد انگشت‌شمار هم هست که جز برف‌انداز سرگشاده‌اى در ميان يا کنار خود ندارد. (مسجد ملاعبدالخالق يزد، مسجد قنبر عليخان تهران) در اين‌گونه مسجدها بام‌ جاى سرگشاده را مى‌گيرد. اما هر مسجدى ناگزير از دشاتن برف‌انداز است.


در شهرهاى سردسير و روستاهاى کوهستاني، بيشتر مسجدها با ستون‌ها و ديرک‌هاى چوبين و پوشش تخت بنياد شده که زيباترين و بااندام‌ترين آنها مسجد ”پر ذلر“ (ميان ده) ابيانه، مسجد طرزجان و بنادک يزد (که ويران و نوسازى شده) و مسچدهاى ملارستم، معزالدين مراغه و مسجد مهرآباد و گزارش و گنبد بناب و همچنين مسجد مياندوآب و مسجد خوانسار است.