كاشيكاري مسجد جامع كبير- يزد
كاشيكاري مسجد جامع كبير- يزد

كاشيكاري آرامگاه خواجه‌ ربيع - مشهد
كاشيكاري آرامگاه خواجه‌ ربيع - مشهد

كاشيكاري مسجد جامع نيشابور- نيشابور
كاشيكاري مسجد جامع نيشابور- نيشابور

هنر و صنعت کاشى‌کارى نيز همانند ديگر هنرهاى ايران در عهد اسلامي، داراى اعتبار و ارزش خاص خود است. سابقهٔ اين هنر، به گذشتهٔ بسيار دور باز مى‌گردد. طبق مدارک تاريخى هنرمندان ايراني، در اواخر هزاره دوم ق.م آشنا به ساخت خشت و آجرهاى لعابدار بوده و از آن براى تزئين بنا استفاده مى‌برده‌اند. طى کاوش‌هاى محوطه‌هاى باستاني، مانند چغازنبيل در خوزستان، هنرمندان اين مناطق و دوران‌ها، از خشت‌هاى رنگين در تزئين معبد استفاده کرده‌اند. هنر موزائيک‌سازى نيز به موازات هنر ساخت خشت‌هاى زنگين آغاز گرديد و هنرمندان از ترکيب سنگ‌هاى الوان ريز و قرار دادن آن در کنار هم، طرح‌ها و نقوش بسيار زيبايى مانند نقوش هندسي، بوجود آوردند. در عهد هخامنشى نيز کاربرد و استفاده از آجرهاى لعابدار رنگين، به رنگ‌هاى سبز - زرد و قهوه‌اى با نقوش انسانى و حيوانى براى آرايش کاخ‌ها مورد استفاده قرار گرفت. نماى تعدادى از کاخ‌هاى اين دوره مانند کاخ‌هاى شوش، نمونه‌هاى جالبى از کاربرد آجر لعابدار در اين زمان است.


سردر‎آرامگاه ‎شيخ ‎صفي‎الدين ‎اردبيلى- اردبيل
سردر‎آرامگاه ‎شيخ ‎صفي‎الدين ‎اردبيلى- اردبيل
كاشيكاري آرامگاه تربت شيخ جام- تربت جام
كاشيكاري آرامگاه تربت شيخ جام- تربت جام

همزمان با حکومت ساسانيان، مجدداً کاربرد آجرهاى لعابدار و به موازات آن هنر و صنعت موزائيک‌سازى رو به گسترش نهاد و هنرمندان اين دوره از اين دو شيوه در آرايش بنا بهره بردند. کاوش‌هاى فيروزآباد و بيشابور نمونه‌هاى جالبى از کاربرد موزائيک‌سازى و کاشى‌کارى را معرفى مى‌نمايد.


كاشيكاري تكيه و موزة معاون‌الملك- كرمانشاه
كاشيكاري تكيه و موزة معاون‌الملك- كرمانشاه

كاشيكاري امام‌زاده محمد محروق- نيشابور
كاشيكاري امام‌زاده محمد محروق- نيشابور

در دوره اسلامى بتدريج هنر کاشى‌کارى همانند آجرکارى و گچ‌کارى با شيوه جديد آغاز شد و در تمام ادوار اسلامى کاربرد ويژه‌اى يافت. در ادوار اسلامى بناهاى بسيارى مانند مساجد، مدارس، مقابر، کاخ‌ها، حمام‌ها و حتى پل‌ها به انواع کاشى‌کارى مزين شده و از اواخر قرن چهارم هجرى به بعد کمتر بنايى يافت مى‌شود که با کاشى تزئين نشده باشد. انواع کاشى عبارتند از کاشى يک رنگ، کاشى معرق، کاشى هفت رنگ، کاشى طلايى



گاهى نيز شيوهٔ آجر و کاشى بطور تلفيقى بکار مى‌رفته است. اين تلفيق عموماً با حرکتى شطرنجى شکل مى‌گيرد و ارزش ويژه‌اى به معمارى اسلامى بخشيده است. اين شيوه از قرن هفتم هجرى به بعد توسعه يافت. مسجد جامع اشترجان، مسجد جامع ورامين، گنبد سلطانيه، مدرسهٔ خان شيراز، مسجد وکيل، از حمله بناهايى هستند که تزئيناتى با تلفيق آجر و کاشى بر سطوح آنها ديده مى‌شود.


تقريباً در تمامى ادوار اسلامى نگارش روى کاشى از تزئينات مهم و مورد علاقه کاشى‌کاران بوده است. زمانى هنرمند از خطوط به شيوهٔ کوفى استفاده کرد ، زمانى از شيوه شکسته نستعليق، گاهى از شيوه ثلث و نسخ و بالاخره از شيوهٔ قالب‌زده کاشى‌هاى گوناگون مانند کاشى‌هاى مربع - مستطيل کوکبي، ستاره‌اى و ... اين گونه کاشى‌ها با نوشته همراه هستند. قديمى‌ترين کاشى از اين نوع متعلق به ۶۰۰ هـ . ق است. از دوره صفويه بسيارى بناها به شيوه‌هاى متفاوتى نگارش را نمايش دادند و هنرمندان خوشنويسى چون عليرضا عباسي، شمس‌الدين تبريزي، استاد حسين بنا، باقرنيا، محمدرضا امامي، عبدالباقى تبريزى و محمد صالح اصفهانى با آثار خود بر روى کاشى‌هاى مختلف، به معمارى اسلامى ايران شکوهى خاص بخشيدند.


کاشى زرين فام، کاشان، 1337

ميلادى
کاشى زرين فام، کاشان، 1337 ميلادى
کاشى زرين فام، محرم 705 هجرى
کاشى زرين فام، محرم 705 هجرى